WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله   « چی بگم والا؟ |  هواپيما‌ها دست از سرمان برنمی‌دارند »
اجتماعی Thursday, May 17, 2007
رذل؟

به نظر شما در تصاوير پايين چه کسانی اراذل‌تر هستند؟







تصاوير بيشتر مربوط به طرح امنيت اجتماعی در محله خاوران و خيابان کيانشهر.
عکس‌های بيشتر و جديد از خبرگزاری فارس.

تصاوير بالا مربوط به ادب کردن (!؟) «ح ع» بيست و سه ساله (شرور منطقه اتابک) و شرور حدود بيست و شش ساله خيابان کيانشهر معروف به «بی‌کس» می‌باشد.

مطمئنم اگر اين طرح امنيت اجتماعی از اول اجرا می‌شد، بجای اينهمه اراذل کلی دانشمندان جوان هسته‌ای می‌داشتيم تا اون ملتی که تنها افتخارش شده سانتريفيوژ (نهايت دانش هسته‌ای دانشمندان جوانمون!) بيشتر حس ناسيوناليستی‌شون قيلی ويلی بره و در برابر هجوم به تاريخ و تمدن و فرهنگ هفت (ده؟) هزار ساله‌مون (جديداً هم می‌گن دوازده هزار سال!) مثل فيلم «سيصد» و «خليج عربی» و اين حرفا، بيشتر اعتراض کنند!

پی نوشت:
متأسفانه موافقان رفتار غيرقانونی و غيرانسانی پليس، بدون ارايه تحليل منطقی، حتی حاضر به پذيرفتن نظرات مسؤولين حکومتی و قضايی و کارشناسان جامعه‌شناس و جرم‌شناس در تقبيح اين رفتار غيرقانونی، نيستند.
خوشبختانه فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی هم در مصاحبه‌ای گفته: «رفتار تحقير آميز پليس، مورد تائيد نيست
اميدوارم حالا اين سينه چاکان خشونت و بی‌قانونی بپذيرند که اين رفتار اشتباه است. در واقع وقتی مسؤول اين عمل آنرا پذيرفته، اگر اين افراد بر مواضع قبلی خود اصرار کند، نشان از مشکلات ديگرشان دارد.


نظر شما چيه؟ (81 پيام)

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت 04:31 | لينک به اين يادداشت (9)

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
بلاگ نيوز (رذل؟ / وبلاگ سعید حاتمی) - بالاترین (کدام رذل؟ به کدامین گناه؟) - ایران ب ب ب (رذل؟) - Review (بیست و هفتم اردیبهشت) - عطر جان شيفت (طرح جمع اوری اراذل و اوباش) - مجيد زُهَری (لينکدونی) - لابیرنت (پلیس در مقام قاضی) - تا دموکراسی (مبارزه ی مرتضوی و رادان با اراذل و اوباش) - سعيد حاتمی (نفی خشونت) -


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
نويسنده: محمد Thursday، 06 Nov، 2008 ساعت 16:31

آخه این چیه!!!!!
همش فحشه ...!!!!
ریدم دهنه همتون....!!!!!


نويسنده: سابرينا Monday، 29 Sep، 2008 ساعت 10:11

حكم اينطور افراد مرگ ،ولي نه در ملاء عام كتك خوردن


نويسنده: فيروز جونتون Tuesday، 29 Jul، 2008 ساعت 10:10

وقتتونرو آقاي وبلاگ نويس براي اختلاف قومي ملي مذهبي نذار مگه چه سودي داره
خوب عزيز دلم اگه فقط ۳ميليون معتاد در ايران زندگي كنند اگه فقط روزي ۱۰۰۰تومان مصرف كننده باشن ببين بعد ۱سال ويك دهه چقدر خرج رو دست دولت ميمونه بياييد قدر دولت را بدانيم اقتصاد ما اداره ما آنقدر قوي نيست كه با ناز اين داداشهارو آبجي هارو سوار ماشين كنيم ببريم نازشونو بخريم تا دست به اين كارها نزنند بعد هم مردم ما بايد ببينند چه برخوردي ميشه انقدر نگن دو روز ديگه ولشون ميكنن و كار خودشونه وديگه اينكه اينها جنايت كارند مجرم نيستند شايد در قانون ما جايي براي اين موضوع كه قتل عمدي بوده يا نه چندمين بار قاتل بوده چه انگيزهاي داشته خاليه ولي من بااين كار موافقم خودتون هم ميدونيد تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر جرقهاي بر خورد شدن جواب ميد ه ما ايرانيم با هوشيم بياييد دولت رو درك كنيم تو اروپاشم به اين جور افراد كار در معدن و سيب زميني كاشتن ميدن راستي دوستان عزيز بياييد سبلان كوه اردبيل سنگ محراب و آرامگاه حضرت هود وحامد اينجاست دوستون دارم بيياييد قدم مباركتون رو چشم من


نويسنده: ازاده Wednesday، 04 Jun، 2008 ساعت 15:16

من که هیچ تصویری ندیدم


نويسنده: امير ر Monday، 24 Mar، 2008 ساعت 00:57

اخه كيرم تو كس خوارو مادرت ننه ي خودتم ميكردن همينو ميكفتي به قول اون دوستمون كه كفت كيرشونم نميتوني بوخوري

E-mail

نويسنده: داش حسین Saturday، 01 Dec، 2007 ساعت 09:41

بت شکنید از همتون ممنونم


نويسنده: امیر Wednesday، 28 Nov، 2007 ساعت 08:15

سلام

من امیر بچه اصفهانم با آن امیری که پشت سر عزیزان سبز پوش نیروی انتظامی بدمی گویدزمین تا آسمان فرق دارم جمع بندی کلی این مادر قهوها حقشونه بچها باید بریم وبرسی دقیق کنیم ببینیم آن شب که مادر اینها می خواست اینها را درست کنه سر اینها چی خورده بود وآن لقمه که مادرشون خورده بود ازکجا آمدبود آیا هلال بود یا هرام


نويسنده: امیر Thursday، 22 Nov، 2007 ساعت 17:35

من نمی دونم اینکه با نام بی نام ابراز نظر کرده پسر یا دختر ولی هر کی که هست بهش می گم دوست دارم عزیز.


نويسنده: امیر Thursday، 22 Nov، 2007 ساعت 17:25

ا قا سعید افرین عزیز با ز هم به تو و ارش


نويسنده: امیر Thursday، 22 Nov، 2007 ساعت 17:22

عبا س چشم سفید.
برای اطلاع ارض می کنم کیرشانهم نمی توانی بخوری گله


نويسنده: امیر Thursday، 22 Nov، 2007 ساعت 17:17

ارش جان افرین گل گفتی عزیز.

حا لا میدونی چرا.

چون سردار هم مثل بنده حقیر یک اصفها نی است و اصولن اصفها نی ها یکی یک تخم دارند اندازه هیکل اراذل.


نويسنده: امیر Thursday، 22 Nov، 2007 ساعت 16:56

سلام.

اول از سردار رادان کمال تشکر را دارم.

بعد از کلیه ی قضات می خواهم برای تک تک این افراد حکم اعدام صا در نمایند


نويسنده: سعید Tuesday، 20 Nov، 2007 ساعت 06:36

آقا قاضی و دادگاه نمیخواد
اینها به ناموس مردم تجاوز میکنن
باید بدون قاضی و دادگاه همان جا اعدام بشن این مجازات
خیلی براشون کم بود


نويسنده: leila Monday، 19 Nov، 2007 ساعت 12:48

man 1 soal daram. polica chera intori mikone ba javone? chera aftabe to gardaneshone? lotfan mishe begid chera? vaghean ajibbe baram. tasadofi saite shomaro peida kardam. in axaham baram kheili taajob avare. akhe chera aftabe to dahaneshone??? man iran zendegi nemikonam bekhatere haminam az etefaghai ke to iran miyofte nemidonam. mamnon misham begid chera polic hamchin kari mikone ba mardom.


نويسنده: ارش Wednesday، 14 Nov، 2007 ساعت 10:19

از نیروی انتظامی کمال تشکر را دارم

متاسفم برای کسانی که مخشان از کاه است و بجای حمایت از نیروی انتظامی از اشرار و مادر ق ه و ه ها حمایت می کنند


نويسنده: عباس چشسفید Thursday، 01 Nov، 2007 ساعت 22:29

عقده هامونو یه روزی سر پلیس در میارم که عشق وحالامونو تو جوونی از ما گرفتند ولیییییییی این جور نمیمونه.به امید اون روز.بچه ناحیه جنوب تهران


نويسنده: حسین فریور Sunday، 21 Oct، 2007 ساعت 14:39

سلام
آیا شما تا بحال درگیر شده اید با این افراد آیا تا به حال جلوی هسر و فرزندتان به همسرت دست درازی کرده اند.
آیا تا بحال شده است خواهر شما را از خانه ات بیرون بکشند. آیا دیده ای در حضور همسایه های هم محلیت دست نوازش برسر فرزند12 ساله ات بکشند. آیا شیشه شکستن این افراد را از نزدیک دیده ای و خیلی چیزهای دیگر که نویسنده های مخالف بانوع رفتارها بااين افراداين گفته ها را درک نميکنند وشاید برایشان فرقی ندارد اگر به خواهر و زن او تعرض کنند. اورپایی فکر می کنند. حتی در اورپا هم با این افراد به نوعی دیگر مقابله می کنند. ای اعوام


نويسنده: خمینی Tuesday، 09 Oct، 2007 ساعت 00:03

کس ننه خامنه ای

E-mail

نويسنده: بی‌نام Monday، 20 Aug، 2007 ساعت 19:45

سلام کار خوبی میکونید ولییییییییییییییییییییی


نويسنده: بی‌نام Tuesday، 24 Jul، 2007 ساعت 12:37

شما یه مشت بچه سوسول هستید که دنیا رو از داخل مونیتور کامپیوتر می بینید.با اینها باید بدتر از اینها رفتار بشه.


نويسنده: سیاوش Tuesday، 24 Jul، 2007 ساعت 09:54

به نظر من طرح خوب و عالی بود و باید تداوم داشته باشه
اونایی هم که از این آدمهای کثیف که امنیت رو از ما گرفتن حمایت میکنن یا خودشون اینکاره هستن و تر سیدن یا اینکه به طور طبیعی بابت پولی که از آمریکای جنایتکار میگیرن دارن کارشون و انجام میدن


نويسنده: م محمدي Tuesday، 24 Jul، 2007 ساعت 02:36

ما از جايي ديگه بايد شروع كنيم اينطوري هيچ دردي دوا نميشه


نويسنده: سعید Monday، 23 Jul، 2007 ساعت 03:10

با انجام این اعمال موافقم. لازم است که بدتر از این به سر اراذل و اوباش بیاید. و هر احمقی هم که از آنها دفاع میکند یا خود از آنهاست یا اینکه صابونشان به تنش نخورده!


نويسنده: F-M Friday، 29 Jun، 2007 ساعت 03:54

به نظر من در این طرح یک عده افراد عقده ای افتادند به جان مردم که عقده هایشان را خالی کنند اگر این عده مجرم هستند ببرند دادگاه تکلیف انهارا مشخص کند واین همه ابروی این مردم شریف وشهید پرور بازی نکنند .که اگر همان امریکا یی که د شمن ایران ایرانی است قصد حمله کند همین جوانان غیور که شما ارازل اوباششان میخوانید دربرابرامریکا خواهند ایستاد شمارا به خدا اینهمه مردم راعذاب ندهید که همه باهم برادرو خواهریم سعی کنیدبرای این جوانان غیرتمند کارمناسب فراهم کنید تاانرژی جوانیشان را در راه صحیح مصرف کنند.چون ذات این جوانان پاک است.پس با این روش ملت ایران را عاصی نکنید.اگر راست میگویید با سوداگران مرگ مارزه کنید که خون جوانان این مرزو بوم را در شیشه کرده اند وبیشتر مامورین دولتی هم از اینان حمایت میکنند یادر واقع سود میبرند . طرحتان طرح وحشت ونا امنیست چون بیشتر افرادی که قربانی این طرح شده اند کناهشان بیکار ی ویا نااگاهی بوده است. وکاره ای نبوده اند ودر این طرح انچیزی که بیشتر وحشت ایجاد کرده رفتار مامورین حکومتی بوده واز کسانی که به عنوان ارازل اوباش نامبرده شده چیزی مشاهده نکردیم ولی از مامورین صحنه های قلدری واوباشانه ی زیادی دیدیم ورفتار این عده به نظر من از کارهای شعبان بیمخ و نوچه های او بدتر بوده است. یعنی ماموران دولتی بیشتر ایجاد وحشت کرده و میکنند تا ارازل و اوباش پس چه بهتر که یک پالایشی در میان افراد حکومتی انجام دهند یک نگاه منطقی هم به این قوانین جدید من در اوردی بیاندازند. بخدا قسم ما برای کشورمان میمیریم.وحکو متمان را دوست داریم بهانه به دست کشورهای بیگانه ندهید تا حکومت مارا حکو مت وحشت نخوانند .وبه جان و مال و ناموس وشخصیت مردم احترام بگذارید.


نويسنده: وحید Wednesday، 06 Jun، 2007 ساعت 06:01

برخورد با ارازل واوباش خوبه به شرط اینکه این رفتار بدور از انسانیت اونم جلوی دید مردم صورت نگیره.

URL: http://khoshtiptarinha.persianblog.com

نويسنده: احمد جان Friday، 01 Jun، 2007 ساعت 08:31

الان که دارم این متن رو مینویسم قلبم تند میزنه. خیلا تند. وجودم پر شده از نفرت. نفرت از این آفایان ولایت فقیه. دوستتان دارم هموطنانم. همزبان هایم. دوستتان دارم. خدایا..................


نويسنده: احمد جان Friday، 01 Jun، 2007 ساعت 08:27

درود بر ملیت ما پارسیان
دوستتان دارم هموطنانم
بیایید باهم باشیم و از فرهنگ پارسی خود حفاظت کنیم
درود بر فردوسی
خداوندا ازت می خوام که نذاری این حاکمان نا لایق فرهنگ غنی ما پارسیان را تبدیل به فرهنگ نداشته عربها کنند.
مردم اگر ما باهم باشیم میتوانیم نماد ملی پرچم خودمان را برگردانیم
شیر و خورشید نماد پهلوی که نبود. شیرو خورشید نماد ایرانیان است از زمان خشایار شاه.
نباشد
هرآنکه بخواهد چهره ما ایرانیان را پیش دیگران خراب کند.
ahmad_pardiss@yahoo.com


نويسنده: zede arazel Sunday، 27 May، 2007 ساعت 06:01

agha inaro halgh aviz konid bendazineshon to abjoosh ien mokhelaye asayeshe mardomo iena doshmane jano malo namose mardoman kesafata


نويسنده: امیر Thursday، 24 May، 2007 ساعت 03:11

من هم با برخورد پلیس با اشرار موافقم .ولی در حد متعارفش.اما در جواب دوستانی که فکرمیکنندکه با این کار نیروی انتظامی اراذل بیشترخودنمایی میکنند را باید بگم که .به نظر شما کسی که آفتابه به گردن و شمشیر پلاستیکی به دستش داره ومرتب از این کماندوها کتک میخوره دیگه براش شخصیتی میمونه که بخواد خودنمایی کنه؟؟

E-mail

نويسنده: ااعاععععلغ Wednesday، 23 May، 2007 ساعت 10:28

واقعا از اينهمه خشونت متاسفم

E-mail

نويسنده: مهدی Wednesday، 23 May، 2007 ساعت 09:20

حقوق بشر اینه. در ایران حقوق بشر کاملا رعایت می شه البته چون بشری وجود نداره.

URL: http://www.Persiandeveloper.com

نويسنده: شایان Wednesday، 23 May، 2007 ساعت 05:07

کي ديگر از شهروندان که خانمي 30ساله بود، در اين باره گفت: از قول ما مردم غرب تهران خطاب به کساني که براي اوباش اشک تمساح مي ريزند تا مانع از پاکسازي محله ها از وجود اين مجرمان کثيف شوند، بنويسيد، حناي شما نزد مردم رنگي ندارد، اگر يکي از همين اوباش با چاقو جلوي شما و خانواده تان را بگيرد، فرياد وا امنيت شما گوش فلک را کر مي کند. پس بهتر است خود را سخنگوي مردم معرفي نکنيد و با صداقت به مردم بگوييد، هدف از جوسازي عليه اقتدار پليس در مقابله با اشرار و عاملان بر هم زدن نظم اجتماعي ، صرفا به خطر افتادن منافع خود شماست.
يادآور مي شود، در چند روز گذشته تعدادي از مردم با نصب پلاکارد در نقاط مختلف شهر، از اجراي طرح امنيت اجتماعي و برخورد با اراذل حمايت کرده و خواستار ادامه اين طرح تا دستگيري آخرين شرور شده اند.


نويسنده: مونا م Tuesday، 22 May، 2007 ساعت 09:12

متاسفم

E-mail

نويسنده: بی‌نام Monday، 21 May، 2007 ساعت 01:36

حقشونه.


نويسنده: رضا سیدی Sunday، 20 May، 2007 ساعت 12:56

آقای حاتمی به نوشته شما در ادامه مطلبی با عنوان پلیس در مقام قاضی لینک دادم ، اگر تونستین این را هم بخوانید . رضا سیدی

URL: http://www.reza67.blogfa.com/

نويسنده: خاطره Sunday، 20 May، 2007 ساعت 12:41

واقعا تکان دهنده بود... اونقدر ناراحت شدم که نمیدونم چی بگم...

URL: http://www.delaaviztarin.blogfa.com

نويسنده: Rose Lover Sunday، 20 May، 2007 ساعت 11:31

با سلام
ببخشید من می خواستم از اینکه به من اطلاع دادین تا وبلاگمو تو قسمت پینک قرار بدم تشکر کنم..ممنون از راهنمایی تون...
در مورد عکسای بالا هم باید بگم واقعا متاسفم.. معلوم نیست این آقایون مسئول حفظ آرامشن یا ..
حق نگهدارتون

URL: http://god_is_here.persianblog.com

نويسنده: حبيب موسوي Sunday، 20 May، 2007 ساعت 10:13

خب خدا را شکر . در طی آخرین کامنتتان فهمیدم چرا اینقدر اصرار بر درست بودن عقاید خود دارید. اما نه عزیزم بخدا کسانی هزاران بار بالاتر از تو هم هزاران اشتباه بالاتر از تو انجام می دهند. در این درگه که گهگه که که که که شود ناگه به امروزت مشو غره که از فردا نهی اگه.
پسر جان هرانچه می توانی به من توهین کن و تهمت بزن برایم اصلا اهمیتی ندارد حتی بدتر از این ها را هم بگو . انقدر بگو و بنویس. دوست نداشتم به اینجا کشیده می شد اما از این پس جواب که نخواهم داد هیچ. کامنتتان را هم نخواهم گذاشت . کاش حرمت ها را این گونه تحقیر نمی کردی پسر جان.
خداحافظ.
_______________________________________
سعيد حاتمی:
موسوی جان فکر می‌کنم همه بدانند که خيلی وقت است من ديگر پسر نيستم!
شما اصلاً کامنت‌های مرا می‌خوانيد؟ اصلاً آنها را می‌بينيد که تصميم گرفتيد آنها را سانسور کنيد؟ در هرحال عزيز جان، اشتباه بزرگ شما (علاوه بر دروغ‌گويی) اين است که فکر می‌کنيد همه حتی فرمانده پليسی که شما اينچنين از آن حمايت می‌کنيد، اشتباه می‌کنند. اگر از من و شخصيتم تنفر داريد، حرف ديگری است، ولی خواهشاً بگوييد مشکل شما با فرمانده نيروی انتظامی که دستور پی‌گيری اين بی‌قانونی را داده چيست؟

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: حبيب موسوي Sunday، 20 May، 2007 ساعت 10:04

پسر جان اینقدر لجاجت بر حرفهای اشتباهت نکن. هیچ لزومی برای پاسخ دادن به حرف هایت نمی بینم. و ان حرفها را از حرمت شکنی های شما در میلتان گذاشتم اما متاسفانه انگار هیچ چیز بجز حرفهای خودت را نمی خواهی قبول کنی. اگر ادرس
دادم امدی و من سر کارم بودم بهایش را چطور می پردازی
_______________________________________
سعيد حاتمی:
من بسيار به وجود شما افتخار می‌کنم که ساعت ده شب سر کار و از کامپيوتر همکارتان برای من کامنت می‌گذاريد و برايتان آرزوی موفقيت دارم.
البته منظور شما از حرمت‌شکنی، همان تصوير کانتر وبلاگتان است که نشان می‌دهد تنها کسيکه در لحظه گذاشتن آن کامنت مجعول در وبلاگ شما بود، خودتان بوديد؟
يا استفاده من از مثال معروف برای رفتار شما و اصرار و توجيه دروغ‌گويی و کار اشتباه‌تان است که باعث شد شما اينچنين به روح لطيف‌تان خدشه وارد شود؟
نکند از اينکه خشونت‌طلبی و همينطور اصرار به دروغ‌گويی را به کمبودهای شخصيتی و گذشته احتمالاً غيرطبيعی مربوط دانستم، حرمت‌های شما (که حتماً در آن صداقت و انسانيت جايی ندارد) شکسته شده؟

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: حبيب موسوي Sunday، 20 May، 2007 ساعت 09:39

چندین و چند بار دوست عزیز با رعایت اصولی که بر ان معتقدم به شما تذکر دادم اما نمی دانم چه اصراری بر ادامه حرف هایی که هیچ بهایی برای ان قایل نیستم دارید.
_______________________________________
سعيد حاتمی:
واقعاً اين اصول شما بسيار عجيب است. شما به هيچ‌کس و هيچ‌چيز عقيده نداريد و بی‌شرمانه دروغ می‌گوييد.
راستی ببينم شما هنوز هم (اين وقت شب) سر کار هستيد که مشخصات کامپيوتر شما کماکان همان مشخصات کامپيوتر کامنت‌گذار ناشناس و به ادعایتان همکارتان است؟
شرم کنيد!

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: حبيب موسوي Sunday، 20 May، 2007 ساعت 09:36

متاسفانه من فهمیدم شما از ضریب هوشی بسیار پایینی برخوردارید و من هر چه می گوییم شما حرف خودتان را می زنید. چندین بار تذکر دادم بر اعتقاد خود بمانید اما ظاهرا شما نمی خواهی بفهمی یا ....
_______________________________________
سعيد حاتمی:
واقعاً خوشحالم پس از اينهمه سال شما به ضريب هوشی بنده پی‌برديد! البته لطفاً نگوييد ضريب هوشی اساتيد دانشگاه و مسؤولين حکومتی و فرمانده نيروی انتظامی از شما هم کمتر است!
خوشبختانه اينجا به راحتی می‌شود پی‌برد چه کسی روی حمايت بی‌چون و چرا از خشونت و بدون بيان هيچ منطقی و با توسل به روش‌های بچه‌گانه (مثل کامنت گذاشتن با اسامی مجعول) پافشاری می‌کند . شما که به راحتی تمام حقايق را انکار می‌کنيد و دروغ می‌گوييد و اشتباه واضح خود را به گردن همکارانتان می‌اندازيد، يا منی که پاسخ شما را با پاسخ مسؤولين و کارشناسان می‌دهم؟ و با دليل و مدرک عمل کودکانه‌تان را رسوا می‌کنم؟

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: محمد Sunday، 20 May، 2007 ساعت 02:32

سلام.
نه مناسب برگزار میشه و نه مداوم
یک ماه دیگه طرف میاد بیرون و از سر عقده‌ای که براش درست شده بدتر عمل می‌کنه
خدا می‌دونه سر چند نفر بلا بیاره

URL: http://mami23.persianblog.com

نويسنده: حبيب موسوي Saturday، 19 May، 2007 ساعت 12:44

من به شدت تحت تاثیر حرف های تاثیر گذار و کاملا منطقی شما قرار گرفتم . و از این به بعد شما مولای من خواهید بود. ای امام من.
اما نمی دانم چرا همه مخالف دفاع تو از اراذل هستند.برو برو حال کن تو بر دین خود باش و ما بر دین خود.
_______________________________________
سعيد حاتمی:
من بسيار بسيار خوشوقتم که يک مريد پيدا کردم و الان بسيار شادناک هستم!
ممنون از اينکه به اين تفصيل و با اين بانمکی محض، پاسخ مرا با دليل و منطق خود داده‌ايد! ولی مانده‌ام از کجايتان (فکر توهين نکنيد، منظور کجای ذهنتان است) در آورديد که همه مخالف دفاع من از اراذل (!!!) هستند.
اولاً من از هيچ رذلی دفاع نکردم و اتفاقاً اراذل در اين عکس‌ها را نشان وجدان خاموش شما دادم، که اينچنين پريشان شديد!
دوماً همانطور که گفتيد اين مردم هستند که بايد قضاوت کنند و بهترين قضاوت امتيازهايی است که در سايت بالاترين به اين يادداشت داده شده. در همينجا هم اکثر نظرات در مخالفت با ايده ضدانسانی و خشونت‌طلبانه و منحصربفرد شماست که همه و از جمله مقامات قضايی آنرا مخالف قانون و شرع دانستند.
سياهی آنقدر جلوی ديد شما را گرفته که هيچ‌کس و هيچ چيز را جز تنفر از يک سری انسان خلافکار نمی‌بينيد و حتی به مخالفت مسؤولين قضايی و حکومتی و کارشناسی با اين عمل ضد انسانی، اهميتی نمی‌دهيد.
مسلماً در جامعه‌ای که از افرادی غيرمنطقی و گريزان از پاسخگويی و سرشار از تنفر، که خشونت را تنها راه برقراری امنيت می‌دانند، تشکيل شده، چيزی جز ناامنی مشاهده نمی‌شود.
آرزو دارم هيچگاه با شما و يا فردی از خانواده عزيزتان با استدلال برقراری امنيت، اينگونه رفتار نشود. آن‌زمان شايد به ياد مزه پراندن‌های امروزتان خواهيد افتاديد. اميدوارم بدون ديدن چنين روزی، دست از ترويج و حمايت از خشونت برداريد و سعی کنيد سياهی‌ها را از دل خود پاک کنيد.
حالا که قرار است هر کسی به دين خود باشد، اميدوارم دينِ طرفدار خشونت و قلدری و مجازات بدون محاکمه‌ی شما آنقدر مثمر ثمر واقع شود که ماه‌های آينده با افتخار از کم شدن آمار تجاوز و قداره‌کشی در وبلاگ خود خبر دهيد. در غير اينصورت يک شرمندگی به من و تمام افراد مخالف اين رفتار پليس بدهکار خواهيد بود.

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: سعید Saturday، 19 May، 2007 ساعت 11:58

این قضیه ربطی به چپ و راست و مخالف و موافق نداره.برادره من اگر خودت روزی گیره یکی از اینها بیفتی اون موقع میفهمی.اگه تو محلتون اینها هر شب برات یه برنامه درست کنند اون موقع وبلاگ نویسی هم بادت میره.اتفاقا باید از این طرح دفاع کرد...بنده یکی از شدیدترین مخالفین برخوردهایی که تو جمهوری اسلامی میشه هستم ولی نباید همه چی رو با هم قاطی کردوبله مثلا طرح مبارزه با بدحجابی وبه اون میشه انتقادات کرد ولی این یکی کاملا توجیهه


نويسنده: emad Saturday، 19 May، 2007 ساعت 11:18

اگر پشت چراغ قرمز بودی و به سرعت برق در گیجی فرود یک قمه یا میله آهنی روی کاپوت غرق میشدی و بعد 20 هزار تومن پول زوری ...
اگر به ناموست تیکه می انداختند و بعد از اعتراض به طرف سر شب کوچه پر میشد از فحاشی و تهدید و لگد زدن و عربده یک مشت مست کثافت ....
اگر توی لحظات خوش بهترین روز زندگیت یعنی روز عروسی عروستو به زور قمه از ماشین بکشند بیرون و بقیه رو هم حسابی کتک بزنند و تا دو روز ندونی عروست زیر دست کی هاست و چه حال و روزی داره .....
یا
... اگر دائما بعنوان یک مامور دائم تهمت میزدند که از اینها میترسی و دستتون تو دست همه
اگر دائم یک لجن رو بگیری و تحویل دادگاه بدی اما بخاطر نقص قانونی قوه قضاییه، فوری ولش کنه و فرداش زبون درازی کنه و لات گری
تمام اینا باعث میشه برخورد این روزا خشونت بار باشه . من هم معتقدم خوب بود پلیس اطلاع رسانی مناسبی در زمینه سوابق این افراد انجام میداد تا شما ساکنان محله های آرام پایتخت مثل دختر بچه ها از دیدن خون دماغ این ها که فقط ظاهر آدم دارند و خوی وحشی یک گرگ را همراه ناجوانمردی که حتی در گرگ هم نیست در وجودشان دارند ناله نمیزدید که ای وای جامعه .. ای وای حقوق ای .ای انسانیت . پلیس بد بد بد ، کدامیک ارذل اند ؟ و چرندیاتی از این دست. فقط اینو بدونید که عکاسها همیشه حاظر نبوده و نیستند . فقط از برخورد پلیس عکس گرفتند نه از هتک شدن احساس و امنیت و ناموس مردم .
++++++++++++==
واقعیت اینه که در همه دنیا پلیس هم کار نرم افزاری و تبلیغاتی میکنه و هم برخورد سخت افزاری . هم کلیپ 3D خوبه و هم باتوم . هرکدوم به جای خودش .

برخورد پلیس کره با دانشجویان یا پلیس فرانسه با مخالفین سارکوزی مثالهایی از اقتدار پلیسه. پس خواهش میکنم یا ماجرا رو همه جانبه و منصفانه ببینید و قضاوت کنید یا ... شید و بزارید پلیس کارشو بکنه . همین .
_______________________________________
سعيد حاتمی:
از آی پی شما به نظر می‌رسيد آمريکا هستيد ولی احتمالاً حتی نمی‌دانيد ناامنی تمام محله‌ها و خيابان‌های ايران را فراگرفته و مثال‌های شما در کوچه و خيابان‌های بالاشهر بيشتر و مشهودتر است.
هيچکس حرفی در مقابله و مهار افراد شرور ندارد، ولی دوست محترم آيا نقص قانونی قوه قضاييه را بايد با نقض قانون و انسانيت رفع کرد؟ خودمان را که گول نمی‌زنيم. بسياری از اين افراد به همين جرم‌هايی که شما عنوان کرديد به عنوان مهدورالدم، اعدام يا گرفتار حبس ابد شده‌اند.
آيا اين افراد از ابتدا اينگونه بودند؟ اگر چنين است، چرا ده سال پيش اينگونه نبود؟ چرا بيست سال پيش نسبت به ده سال پيش امنيت بيشتر بود؟ و چرا سی سال پيش...
خشونت و ترويج آن در همه جای دنيا و توسط هر کسی غيرقابل دفاع، محکوم و غیرانسانی است.

E-mail

نويسنده: امین Saturday، 19 May، 2007 ساعت 10:23

......اینکه زیر شدید ترین ضربات و ضرب و جرح ها تا پای مرگ هم جا خالی نمی کنن و کوتاه نمیان.باعث شهرت و اعتبارشون هست.و الگویی برای بچه هاو کوچکترهای محل (از نظر سنی و اعتباری)هستن.....
بنابراین خرد کردن این شهرت شان در محله و نشان دادن اینکه چطور اینها با خفت و خواری به التماس کردن و ... خوردن می افتن حد اقل تاثیرش از بین رفتن هیبت شان در محل و الگو نشدن اینها برای بچه هاست.
مطمین باشید که صدها برابر این بلا رو خود این افراد سر دیگران در اوردند
در ضمن همانطور که تو غکس هم هست بعضی از پلیس ها صورتشون کاملن مشخص هست
و اینکه چرا پلیس مجبوره صورتشو بپوشه به نظر من بی ربطه.و خودش نشونه اینه که چقدر این افراد خطرناک هستن!
عزیز من خودت اگه زن و بچه داشتی و پلیس بودی و سروکارت با اینا بود چکار میکردی؟
_______________________________________
سعيد حاتمی:
آنچه من بارها و بارها ديده‌ام، خرد شدن شخصيت و هيبتشان در محل بوده، چه توسط پليس، چه توسط دوستان و رقبايشان. ولی هفته ديگر سربلندتر و جسورتر و خشن‌تر در محل شررات کردند. بپذيريد که يکی از عوامل ضدجامعه شدن آنها همين تحقيرشدن‌هاست.
باز هم تاکيد می‌کنم کمتر جامعه‌شناس و جرم‌شناسی است که با نظر شما موافق باشد و تاکنون کسی از کارشناسان و مسؤولين اين روش برخورد را تائيد نکرده. اگر سراغ داريد لطفاً لينک آنرا بگذاريد.
دوست عزيز فقط ايران پليس و افراد شرور ندارد! آيا در همه جای دنيا اينگونه رفتار می‌شود؟ در ضمن شما که بارها شرارت افراد اينچنينی را ديده‌ايد، آيا تابحال به پليس مراجعه کرديد يا با پليس ۱۱۰ تماس گرفته‌ايد، تا بصورت قانونمند به آن رسيدگی شود؟ اگر اينکار را نکرده‌ايد برای امتحان همين روزها که طرح مبارزه با اراذل در جريان است اين کار را کنيد تا ببينيد برخورد پليس و نحوه رسيدگی آنها به شکايت شما چقدر با اين نمايش متفاوت است. لطفاً يکبار امتحان کنيد بعد اينگونه از رفتار غيرانسانی و غيرمنطقی و غيرکارشناسی آنها در اين نمايش حمايت کنيد.


نويسنده: آذر Saturday، 19 May، 2007 ساعت 09:51

ببینید آقایونی که دارین دعوا می کنید، مساله ی اصلی اینه که پلیس به این رفتارها عادت می کنه و چون از طرف مردمی که آسیب دیده اند حمایت می شه ، به راحتی جری می شه. دود این رفتارهای پلیس به چشم ما خواهد رفت. ضمنا اگر این پلیس رفتار درست و شایسته ای داره جرات کنه اون ماسکش رو برداره. درسته که این اراذل در این محله ها بسیار ظلم کرده اند اما فکر نمی کنید که چه طور این قدر سریع ۸۰ درصدشون جمع آوری شده ان؟ پس پلیس همشون رو می شناخته و شرایطش رو هم داشته که دستگیرشون کنه اما به نفعش نبوده و الان برای این که عوام فریبی کنند این قضایا رو علم کرده اند وگرنه که تا بوده پلیس بوده و این آدم ها هم. این پلیس وحشی همون پلیسی است که چند روز پیش بچه ای رو مورد هدف گلوله قرار داد. می بینید؟ نوبت خودمون هم خواهد شد.

URL: http://azarestaan.blogspot.com

نويسنده: مهری Saturday، 19 May، 2007 ساعت 09:29

بنظر بنده اگه یه کار خوب این نیروی انتظامی انجام داده باشه همین مبارزه با اوباش واراذله تازه بنظر من باید شدت عمل بیشتری نشون بده ومداوم هم باشه شما ها که تو اون مناطق زندگی نکردین که ببینین این بیش بیشرفا چه بر سر ناموس مردم آوردن ومیارن خوب کاری شون کردن بیشتراز اینا حقشونه شماهم لطفا برای نیروی انتظامی تبلیغات منفی نکنین دستشون ومن وامثال من میبوسیم

E-mail

نويسنده: محفوظ Saturday، 19 May، 2007 ساعت 09:25

هرکی بتونه بشمره که این بنده خدا چند تا جای چاقو فقط رو شکمش داره پیش من جایزه داره!!
http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M243555.jpg
(من دیروز عکس های واضح تری دیده بودم که متاسفانه الان پیداشون نمی کنم)


نويسنده: حبيب موسوي Saturday، 19 May، 2007 ساعت 05:03

اگر بعد از این همه صحبت کردن به همچین شناختی از من رسیدید کاملا ممنونم. اما امیدوارم وجدانتان هم چون شما راضی از این گفته باشد. همین و بس من شما را می بخشم و امیدوارم همیشه پاینده باشی. اما گفتن این مطلب برای من و کسانی که مرا از نزدیک می شناسند خنده دار است. و اگر فکر می کنید ابروی مرا برده اید سخت در اشتباهید چرا که ابروی من دست کسی است که فقط رفتنش پیش او برایم مهم است و نه تو. والل والله والله اگر تمام دنیا هم این فکر تو را بکنند به انداز هسر سوزنی برایم اهمیت ندارد
_______________________________________
سعيد حاتمی:
آبروی شما دست خودتان است و بس. ای کاش بجای تظاهر به بی‌گناهی توضيح می‌داديد چه کسی بجای شما از کامپيوتر شخصی‌تان برای من و خود شما چنين کامنتی گذاشته. من اطلاعات کامپيوتر را برای خودتان فرستادم و اگر اشتباه بود، همينجا اعلام کنيد تا صداقت شما بر همه معلوم شود.
ای کاش قبل از اينکه اشتباه بچه‌گانه و دروغتان را کتمان کنيد، کمی از اينترنت سر درمی‌آورديد تا آبرويتان بيش از اين نرود. عزيز جان شما در اينترنت هر کليکی کنيد، غير از پيش خدا (که آبرويتان در دستانش است!) هزار جای ديگر هم ثبت می‌شود، حتی در وبلاگ خودتان.
دوست داشتم توانايی بحث منطقی را داشتيد تا شايد از شما چيزی بياموزم. ولی با اين رفتار کودکانه فقط باعث تأسفم شديد که لحظاتی از زندگی‌ام را صرف گفتگو با چنين انسان بی‌ظرفيت و حقيری کردم که با استفاده از روش‌های پست و خوار سعی در به کرسی نشاندن افکار خشونت‌آميز و غيرانسانی و غيرمتمدن خود دارد و اينچنين بر دروغگويی آشکار خود اصرار دارد.
دوست عزيز، شما اولين کسی نيستيد که چنين کار بچه‌گانه‌ای می‌کنيد و با بزرگواری کسانی که شما را رسوا می‌کنند، می‌بخشيد. اصولاً تمام عاملان و حاميان خشونت و بی‌قانونی که به هيچ وجدان و شرافتی پايبندی ندارند، چنين هستند.
اگر باز هم اصرار به بی‌گناهی خود می‌کنيد با کمال ميل آماده هستم مشخصات مشابه کاميپيوتر اين کامنت و کامنت ناشناس را به همراه آی پی آن منتشر کنم تا دروغ‌گويی و تظاهر شما بيش از پيش آشکار شود. اصلاً چرا بی‌راهه برويم، خوشبختانه وبلاگ خود شما کانتر دارد و دسترسی به آن برای هر کسی آزاد است. درست در ساعتی که آن کامنت گذاشته شده فقط خود شما با آی پی مشخص‌تان که در تمام روز به وبلاگتان سر زديد و با آن برای من کامنت گذاشتيد، در وبلاگ خودتان بوديد. مگر اينکه نيروهای غيبی در حمايت از شما برای من و شما کامنت گذاشته‌اند.
يک بار در زندگی‌تان مانند مرد اشتباهی که کرديد را به گردن بگيريد. البته خود شما هم می‌دانيد که مجازات الله نسبت به دروغ‌گويان و حاميان ظلم و زورگويی، چيست و با بخشش من و ديگران تغييری در مجازات شما نمی‌دهد. فقط اميدوارم اين مجازات دنيوی نباشد و خود شما و خانواده محترم و عزيزتان هيچگاه قربانی خشونت مدعيان امنيت نشويد!

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: ایران ب ب ب Saturday، 19 May، 2007 ساعت 03:43

به راستی چه کسی ارازل و اوباش است ؟ وقتی دولتی بی لیاقت باشد فقر و فلاکت در کشور اوج میگیرد همانطور که در رژیم جمهوری اسلامی به علت بی کفایتی دولت آمار فقر و فساد و فحشا بیداد میکند . به نظر من ارازل و اوباش کسانی هستند که باعث این نا بسامانی در ایران هستند. و این فضای خفقان کنونی هم وحشت رژیم از فریاد های آزادی خواهان است رژیمی که خود صادر کننده فساد است جامعه را هم فاسد میکند .
با تشکر از سایت زیبای شما

URL: https://iranbbb.org

نويسنده: خُسن آقا Saturday، 19 May، 2007 ساعت 03:21

در مملکت گل و بلبل ۲۸ سال است که از این گونه مجازات‌ها و هزار برابر بدتر از اینها اجرا شده. اگر مجریان کمی عقل و درایت داشتند باید تا کنون در می‌یافتند که اینگونه برخوردها نه تنها سودبخش نیست که درست نتیجه برعکس دارد و باعث می‌شود خشونت را در جامعه نهادینه کند.
در مملکتی که در ملع عام شلاق می‌زنند و مردم را از درخت، داربست و جرثقیل دار می‌زنند، دست می‌برند، چشم در می‌آورند و از همه بدتر سنگ سار می‌کنند، عاقبت کار می‌شود همین که می‌بینیم.
اگر چنین اتفاقی در نروژ (محل سکونت من) افتاده بود، یقینا نخست وزیر و وزرا مجبور می‌شدند پست‌های خود را بلافاصله ترک کنند. حفظ کرامت انسانی اولین وظیفه هر دولتی است، ولی خوب نمی‌توان از حکومتی که متعلق به قرون وسطی است توقع بیشتری داشت.

URL: http://blog.hasanagha.org/

نويسنده: امین Saturday، 19 May، 2007 ساعت 03:16

اقای سعید واقعن متاسفم.اینکه من معتقدم همه این افراد پرورده و حاصل این نظام هستندخود بزرگترین دلیل برای محکومیت این نظام هست.ولی به هیچوجه مایه دلسوزی من بزای این افراد نیست.به نظر من شما صدها مرحله از واقعیت پرت هستین.نظام و نیروی انتظامی ؛بد؛ قبول؛اخشونت هم مردود؛قبول؛به خاطر اینکه بی هیچ رحمی همین برخوردهارو سالهاست با دانشجوها و یاسایر افراد مخالف فرهیخته وروشنفکردارد:اما :اینکه بخواهیم این اراذل را هم به صرف کتک خوردن از نیروی انتظامی ؛علم کنیم صد در صد مردود
شما به نظرمن هرگز نه تنها با این افراد برخورد نداشتید بلکه اساسن تصور ی هم ندارید.سعی میکنم کمی توضیح بدهم تابلکه مسیله روشنتر بشه.
اینها افرادی هستند که پیش همدیگه و تو محل میزان شهرت و اعتبارشان!به تعداد اثار چاقویی هست که رو بدنشان دارند .
به تعداد خلافهای که کرده اند و تعداد دفعاتی که به زندان رفته اندوتعداد افرادی که ناکار کرده اندهر چه بیشتر اسم و شهرت و اعتبار حرفه ای بیشتر.
اینکه زیر شدید ترین ضربات و ضرب و جرح ها تا پای مرگ هم جا خالی نمی کنن و کوتاه نمیان.باعث شهرت و اعتبارشون هست.و الگویی برای بچه هاو کوچکترهای محل (از نظر سنی و اعتباری)هستن.
من هم به شما حق میدهم که این رفتار متمدنانه نیست و این نمونه ای ازکل جامعه ما هست ولی انصاف بدهید که ایا این دلسوزی شما متوجه جای اشتباهی نشده؟
همین امثال این افراد وقتی در شراط بهتر و انسانی بدون اینکه سوابق خلاف هایشان بر نحوه برخورد و قضاوت درباره انها تاثیر منفی گذاشته باشد در ژاپن چنان افتضاحاتی به بار اوردند که کل ملت و پلیس و تبهکارهای مشابه ژاپنیشان پیش اینها لنگ انداختن.
در انجا هم که مثل ادم متمدن با اونها بر خورد شد و امکان کار با در امد های خوب در مقایسه با ایران داشتن دست به کار خلاف زدند وکارشون غیر از توزیع مواد باجگیری از ایرانی های بدبختی که سالم کار
میکردن بود
خدا همگی را به راه راست هدایت کناد .
_______________________________________
سعيد حاتمی:
دوست عزيز، ای کاش قبل از اظهار نظر کامنت‌ها و پاسخ‌های مرا به دوستان ديگر می‌خوانديد. من در هيچ‌جا برای کسی دلسوزی نکردم. اگر بنا بر دلسوزی باشد، آن مأمور چماق بدست که بر يک زمين افتاده ضربه می‌زند از لحاظ روان‌شناسی، بيشتر احتياج به دلسوزی دارد!
در ضمن خود شما هم در نوشته‌هایتان صد در صد تاکيد کرديد که اين روش نه تنها صحيح نيست، بلکه با توجه به معروف‌تر شدن اين افراد، نتيجه عکس دارد.
خود اذعان داريد که اين افراد بيمار و معلول جامعه هستند. پس وقتی اين افراد در شرايط مناسب هم قرار می‌گيرند، می‌شود نوشدارو پس از مرگ سهراب! برای بهبودی، آنها بايد تحت درمان مناسب قرار بگيرند و اگر جرمی مرتکب شده‌اند در يک دادگاه و با حق دفاع محاکمه شوند. هرچند بسياری از اين افراد را می‌شناسم که با يافتن کار مناسب به قول معروف سر به راه هم شده‌اند.


نويسنده: emad Saturday، 19 May، 2007 ساعت 03:12

آقا سعید حاتمی شوخی نکنید تو رو خدا!!
آمریکام کجا بود دوست عزیز. اتفاقا چون در ایران هستم و امنیت موجود که میانگین قابل قبولی دارد را با گوشت و پوست حس میکنم متعجب میشم که چرا شما اینقدر در وارونه جلوه دادن اوضاع اصرار دارید و وقتی با ناقضان این میانگین خوب برخورد میشود چون همه چیز و همه کس را سیاسی بیبینید سعی میکنید تمام رفتارهای نظام را احمقانه مالیخولیایی و بدور از تدبیر نمایش دهید و این یا ناشی از کم اطلاعی است یا غرض ورزی روشنفکر نما مابانه. (این لغت همین الان متولد شد!!) خدایی به جملاتتان نگاه کنید:
1-(( ... احتمالاً حتی نمی‌دانيد ناامنی تمام محله‌ها و خيابان‌های ايران را فراگرفته و مثال‌های شما در کوچه و خيابان‌های بالاشهر بيشتر و مشهودتر است...))
این یعنی بی انصافی و اغراق.
2-((... بسياری از اين افراد به همين جرم‌هايی که شما عنوان کرديد به عنوان مهدورالدم، اعدام يا گرفتار حبس ابد شده‌اند...))
این یعنی حکم کلی دادن بدون اطلاع و تاکید جهت دار بر روی لغت مهدور الدم. خدایی اگر در تهران من (سیدخندان)به کسی بگویید که فردی عربده کش مهدورالدم است به شما لبخند نازی تحویل میدهد که یعنی .... اما در تهران شما را نمیدانم .
3- ((... آيا اين افراد از ابتدا اينگونه بودند؟ اگر چنين است، چرا ده سال پيش اينگونه نبود؟ چرا بيست سال پيش نسبت به ده سال پيش امنيت بيشتر بود؟ و چرا سی سال پيش...))
چه ربطی داره برادر من!!؟ همه ما میدانیم که حال و روز هرکسی نتیجه محیط (تربیت خانواده ، عملکرد دولت و ...) و انتخابهاب طلایی یا احمقانه خود اوست . پس اگر امروز کسی قمه میکشد در این رفتار جنون آمیز خود او همانقدر مقصر است که دولت. او سالهاست که انتخاب کرده و امروز نتیجه عملکرد دیروز اوست و کم نداریم نخبگان و بزرگانی را که در خانواده هایی به مراتب فقیرتر و کم مایه تر از لحاظ فرهنگی و سطح اجتماعی از امثال حضرات به زعم شما مظلوم، رشد یافته اند.
_______________________________________
سعيد حاتمی:
همين که می‌گوييد در ايران امنيت نسبی وجود دارد نشان می‌دهد از ايران کيلومترها دوريد يا خود را دور نگاه داشتيد. از شما خواهش می‌کنم اگر تمايلی به باز کردن پنجره منزلتان نداريد، در همين اينترنت بخش حوادث رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی را مطالعه بفرماييد. البته حتماً برای شما طبق آمار نيروی انتظامی قتل حداقل ده نفر روزانه در تهران امنيت نسبی است! ولی ای کاش شما که دسترسی به اينترنت داريد آمار قتل را در بقيه کشورهای جهان سوم ببينيد. مثال‌هايی که خود در کامنت قبلی اشاره کرديد در هيچ جنگلی اتفاق نمی‌افتد. آنوقت شما از امنيت نسبی سخن می‌گوييد؟
دوست عزيز و محترم، اين من نيستم که اوضاع را وارونه نشان می‌دهم. اين عکس‌ها و گفته‌های مسؤولان قضايی و کارشناسان جرم شناس همگی در مطبوعات و رسانه‌های داخل ايران چاپ شده و هيچ کس غير از شما آنرا سياسی (!!!) بودن، فرض نکرده.
اگر مخالفت با خشونت روشنفکر نما مابانه است، پس شما هم نيمه روشنفکر نما مابانه هستيد که مخالف تجاوز و آزار ناموس مردميد! به اين برخورد شما با خشونت می‌گويند «يک بام و دو هوا»!
آيا لينک‌هايی که برايتان فرستاده بودم را مطالعه کرديد؟ آيا نظر شما بر نظر استاد دانشگاه و جرم شناس و رئيس دادگستری تهران و همينطور معاون دادستان تهران ارجحيت دارد؟ آيا آنها هم مثل من کم اطلاع هستند؟ اگر آنها را نخوانده‌ايد لطفاً بخوانيد تا قضاوت کنيد، چه کسی مغرض و کم اطلاع است.
۱- لطفاً کمی مطالعه کنيد (مثلاً سايت خود نيروی انتظامی را) يا کمی آن طرف‌تر از سيد خندان برويد تا ببينيد در جيب جوانان فرمانيه و قيطريه هم چاقو و قمه وجود دارد. کمی در آن خيابان‌ها قدم بزنيد تا شاهد مزاحمت‌های اشرار برای به قول خودتان نواميس مردم باشيد.
۲- ای بابا، کاش زودتر می‌گفتيد که اين افراد فقط عربده‌کش هستند. شما که تا همين چند لحظه پيش ادعا می‌کرديد اينها به عروس جلوی داماد تجاوز می‌کنند! ولی وجدانی اگر اينها فقط عربده‌کش هستند، اين مجازات آنهاست؟ آيا شما تابحال در خانه عربده نکشيده‌ايد؟ آيا پدر شما هم به عنوان مسؤول نظم خانه، شما را روی زمين کشانده و لگد زده؟ خدايی اگر هر جای کره خاکی اين عکس‌ها را نشان دهيد و بگوييد جرم اينها فقط عربده‌کشی است، غير از لبخند خيلی چيزهای ناز ديگر تحويل شما خواهند داد.
۳- خدا را شکر قبول داريد که بغير از خود شخص، ديگران هم در سرنوشت او سهيم هستند. البته رفتار غيرقانونی و غيرانسانی پليس را فراموش کرده‌ايد نام ببريد! اگر غير از اين بود با توجه به چنين عمليات‌هايی که هر ساله در تهران وجود دارد (البته بدون حضور خبرنگاران) و خودم بارها شاهد و يا قربانی آن بودم، آمار جرم و جنايت هميشه کم‌تر می‌شد نه بيشتر. سؤال من اين بود که با وجود چنين برخوردهايی چرا وضعيت امنيت در ايران هميشه نسبت به قبل بدتر می‌شود؟ مگر وجود انسان‌ها و محيط‌های تربيت خود به خود تغيير کرده؟ مگر حکومت عوض شده؟
چرا کمی چشم‌های خود را باز نمی‌کنيد و اينچنين نظر کارشناسان را نفی می‌کنيد و از خشونت دفاع؟

E-mail

نويسنده: علی Saturday، 19 May، 2007 ساعت 03:04

موافقم بدتر از اینا سرشون بیارن. اینها کثافتهایی هستند که جز با اسید و وایتکسو جوهر نمک وجود کثیفشون از هر جا که باشن پاک نمیشه. عزیز دل برادر


نويسنده: ح-ب Saturday، 19 May، 2007 ساعت 02:52

تو


نويسنده: بی‌نام Saturday، 19 May، 2007 ساعت 02:14

آقایی دست از سر این کچل وبلاگ حبیب بردار ... خودش چیزی بهت نمی گه چون با مرامه ولی ما که می خونیم دوست نداریم هی بیای کامنت بذاری
_______________________________________
سعيد حاتمی:
آقای موسوی عزيز، با وجود مخالفتم با شما نسبت به ترويج خشونت، به نظرم فردی فهميده و بزرگسال می‌آييد.
خوشبختانه سيستم وبلاگ من مشخصات نظردهندگان را ثبت می‌کند و اين کامنت شما دقيقاً توسط همان کامپيوتری گذاشته شده که کامنت‌های اخير را با آن گذشته‌ايد.
از اينکه اين مسأله را علنی مطرح می‌کنم عذر می‌خواهم، و قصدم نشان دادن بی‌منطقی مخالفانم نيست، که قضاوت آن با خوانندگان ديگر است که بحث و نظرات من و شما را دنبال می‌کنند. قصدم روشن شدن هويت واقعی اين کامنت‌گذار است تا دوستان و خوانندگان ديگر دچار اشتباه نشوند.
شايد بهتر باشد نه تنها در عقايد خود، بلکه در رفتارتان هم تجديد نظر کنيد.
استفاده از اين روش‌ها در شان سن و سال شما نيست.


نويسنده: فؤاد Friday، 18 May، 2007 ساعت 12:20

سعید جان حتمآ همینطور است که می‌گویی. یک طرحی را راه انداخته‌ام با نام وب‌سال که می‌شود سال وبلاگ‌‌نویسان، اگر حمایت شود امیدوارم اعتراض مناسبی باشد: ضد ساماندهی

URL: http://rah-e-man.info

نويسنده: حبيب موسوي Friday، 18 May، 2007 ساعت 09:38

سلام دوست عزیز ممنون.انچه مستند کردید خواندم.
اما دوست عزیز من هیچ توهینی به شما نکردم و خودم را به جای خدا نگذاشتم که دینتان را خریده اید و فروخته اید و اصل هیچ ربطی به بحث ما ندارد.
دوم اینکه می گویید تهمت نزنیم و توهین نکنیم در حالی که شما فی‌الفور بنده را به دین فروشی متهم می کنید. اگر شما پیامبر تشریف دارید و سخنتان وحی منزل به یقین انتقاد از گفته شما جرم و دین فروشی بود. من درابتدا فکر کردم این پست شما سئوالی است و خواستم در وبلاگ شما نظر خودم را بگویم اما متاسفانه با برخورد نامناسب شما مواجه شدم.
سوم اینکه در گفته های من همه انها نیست شما متاسفانه به روشهای سفسطه گرانه متوصل شدید و هر انچه فکر می کنید علیه من می نویسید و راضی به قبول واقعیت نمی شوید. چهارم نیز من حرفی از قانونی بودن افتابه و غیره نزدم که مستندات قانونی برای من می فرستید.
پنجم من بمیرم برای این دل نازکتان: ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان.البته اگر نگویید من به همه مردم گفتم گوسفند
ششم ظاهرا شما احساساتی تر از من هستید چون به شدت خواهان ناز کردن اراذل هستید.
از اینکه مزاحم شدم و خدایی نکرده کمی به نظر شما چشم بد داشتم مرا ببخش امیدوارم موفق باشی .
تا زمانی که این گونه با انتقاد کنار نیایی مرا با شما خداحافظ .
در ضمن با دین من دوباره چکار داری .
در ضمن سام عزیز من مگر مسئول همه کارهای نیروی انتظامی هستم . مگر احمدی مقدم بابای من است .
_______________________________________
سعيد حاتمی:
دوست عزيز،
تا جايی که يادم است و دوباره پاسخم را خوانده‌ام، نه به شما توهينی کردم نه قضاوتی در مورد دين فروشی شما کردم. گويا شما بيشتر از من احساساتی هستيد و کوچکترين مخالفتی با افکارتان را توهين و سفسطه می‌دانيد! فکر می‌کنم ما در حال يک مناظره هستيم و بايد با دليل و منطق حرف‌هايمان را بزنيم، نه اينگونه احساساتی شویم.
اين وسط واضح است که شما نه من را قبول داريد، نه کارشناس جرم‌شناس و استاد دانشگاه تهران را و نه معاون دادستان جمهوری اسلامی را! آنوقت من با انتقاد کنار نمی‌آيم؟ شرط يک بحث پذيرفتن شخص مقابل و دلايل منطقی اوست و آوردن دلايل کافی. از شما خواهش می‌کنم به من بگوييد دليل شما برای تائيد اين عمل چيست؟
اگر که ادعا داريد تاديب آنهاست، با چه منطق و علمی؟ چون علم جامعه‌شناسی کاملاً با اين رفتار مخالف است. اگر می‌گوييد اين رفتار مجازات آنهاست، با چه حکم و کدام قاضی؟
پس می‌بينيد اينوسط شما سفسطه کرديد نه من که نظرات کارشناسان و تجربه شخصی‌ام را به شما منتقل کردم. مطمئن باشيد اين افراد هم مثل من و شما انسان هستند و دارای خانواده و بعضاً مذهبی و آبرودار. تا بحال فکر کرديد چرا آنها به اين نقطه رسيدند؟ مطمئن باشيد تک‌تک آنها بارها و بارها قربانی خشونت و تحقير شده‌اند. پس فکر می‌کنيد با تکرار خشونت و تحقير آنها اصلاح می‌شوند؟ لطفاً اگر پاسخی برای اين سؤال من داريد بی‌صبرانه منتظر شنيدن آن هستم.
نظر خود و پاسخ مرا يک بار ديگر در آرامش بخوانيد. شما گفتيد: «اين افراد داراي پرونده هايي بسيار هستند و بارها محكوم و از دست قانون گريخته و مجازات نشده اند» من هم گفتم چطور بدون هيچ شناختی به اين راحتی تهمت می‌زنيد و ايمانتان را می‌فروشيد. خودتان هم الان عنوان می‌کنيد منظورتان همه اين افراد نبود. ای کاش از ابتدا اين مسأله را بيان می‌کرديد تا من آنرا تهمت فرض نکنم. ولی اگر هم منظور همه افراد نبودند، پس تکليف آنهايی که پرونده قطور ندارند و اگر هم جرمی مرتکب شده‌اند، مجازاتش را ديده‌اند و با اين وجود اينگونه شکنجه و تحقير می‌شوند، چيست؟ يا شما هم مثل مسؤولان می‌گوييد: «در اين موارد خشک و تر با هم می‌سوزند!» ولی حرف من اينجاست که چرا بايد همه چيز را آتش بزنيم؟ چرا بدون محاکمه و دادن حق دفاع زشت‌ترين و غیرانسانی‌ترين راه را انتخاب کنيم که باز هم تاکيد می‌کنم طبق نظر کارشناسان نتيجه معکوس دارد؟ لطفاً پاسخ اين سؤال مرا هم بدهيد.
من از شما خواهش می‌کنم برای يافتن واقعيت از پشت کامپييوترتان بلند شويد و برويد پارک محل و در جمع همين اراذل و اوباش بنشينيد تا ببينيد اينها موجودات فضايی نيستند. اينها انسانند و اگر هم کاری خلاف جامعه انجام می‌دهند بايد محاکمه و مجازات شوند، نه اينکه مانند يک حيوان روی زمين کشيده شوند و در حالی که ناله و التماس می‌کنند، با چماق و لگد مورد هجوم قرار گيرند؟ در کدام دين و مرامی اين کار قابل دفاع است که شما از آن دفاع می‌کنيد؟ لطفاً پاسخ اين سؤال را حتماً بدهيد تا به پخته شدن بحث کمک کنيد؛ چون واقعاً دليل اين دفاع شما از تایید و ترويج خشونت را متوجه نمی‌شوم و فکر می‌کنم وقتی شما از ضجه‌های مادری بی‌دفاع اينگونه ناراحت می‌شويد حتماً مخالف هرگونه خشونتی عليه افراد ناتوان و زمين افتاده هستيد.
متأسفانه شما پاسخ مرا يا نخوانده‌ايد يا آنقدر با پيش فرض توهين خوانده‌ايد که احساس کرده‌ايد من با مجازات اين افراد مخالفم! لطفاً دقيق بگوييد از کدام جمله چنين برداشتی کرديد؛ چون من نه چنين نظری دارم و نه چنين حرفی زدم. پس قبول بفرماييد در اين بحث اين شما بوديد که هرچه فکر کرديد از زبان من نوشتيد و من بر اساس جملات شما که مرتکب تهمت شديد، نظر اسلام را در مورد اين گناه نوشتم. در هر حال اگر از نوشته من توهين برداشت کرديد، از شما عذر می‌خواهم؛ چون چنين قصدی نداشتم و فقط می‌خواستم شما را از اين اشتباه آگاه کنم که خوشبختانه جمله خود را اصلاح کرديد.
مسلم است شما مسؤول دفاع از نيروی انتظامی نيستيد، ولی وقتی از يک رفتار غيرمدنی و غيرانسانی آنها اينچنين حمايت و دفاع می‌کنيد، تصور ايجاد می‌شود که شما چشم‌بسته تمام اعمال پليس ايران را قبول داريد و آنرا درست می‌دانيد.
خوشبختانه در اين چند سال بلاگری به قضاوت دوستان بيش از اندازه نظرات مخالف را پذيرفتم. نشانه‌اش هم اينکه تاکنون حتی يک واو هم از نظرات حذف نشده، حتی فحاشی‌ها. مسلماً اگر طاقت شنيدن نظرات مخالف را نداشتم، سيستم نظرخواهی را برمی‌داشتم. وقتی هم که وارد بحث با کسی می‌شوم، احترام به افکار و شخصيت مقابل برايم مهم است و سعی می‌کنم رعايت کنم. اگر در اين مورد کوتاهی کردم باز هم از شما معذرت می‌خواهم ولی خواهش می‌کنم اگر تصميم به ادامه بحث داريد ابتدا به سؤالات من پاسخ دهيد تا با دلايل شما در حمايت از خشونت آگاه شوم.

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: بهروز مدرسي Friday، 18 May، 2007 ساعت 09:26

به نظر من نباید برای افراد شرور دلسوزی کرد . شما اگر فقط یک بار شاهد شرارت های این افراد باشید ُ حتمآ حق را به پلیس می دهید .
این ها به نوامیس ما تجاوز می کنند . این ها خواب را از چشمان ساکنین محله ها ربوده اند .. هیچ کس در موقع عربده کشی آن ها جرآت نزدیک شدن و مداخله ندارد ... این افراد به هیچ کس رحم نمی کنند . پس لطفآ دل نسوزانید ...این ها اگر بدانند که کسی حمایتش می کند جری تر می شوند .. مطمئن باشید این ها دوباره بد تر و وحشی تر ظاهر خواهند شد .
البته من از نظر روانشناسی این نوع برخورد را تآئید نمی کنم . حتی دادستان هم گفته این کار جرم است . ولی آیا راه بهتری برای ادب این ها سراغ دارید ؟

URL: http://oldpilot.blogfa.com/

نويسنده: بزرگمهر Friday، 18 May، 2007 ساعت 09:24

سلام
ببين عزيز نفست از جاي گرم بيرون می آيد. در كلان شهر تهران اگر پليس نشان از خشونت نداشته باشد همين موجودات روز روشن زن و خواهر ما را بلند مي كنند و شرمندگيش برايمان مي ماند. هنوز گير اين جانوران نيفتادي و اميدوارم نيفتي چون آنوقت دست اين مامورا را مي بوسي كه اين ها را جمع كنند. پسر من كه در خارج از ايران بدنيا اومده از اينان خاطره اي دارد كه تا ابد پاك شدني نيست.
شما ها از هر كاري ايراد مي گيريد.حتي از كارهايي كه به نفع خودتان مي تواند باشد

E-mail

نويسنده: امیر Friday، 18 May، 2007 ساعت 09:21

از پلیسی که با دخترای مثلاً بدحجاب اونجور برخورد می کنه نباید انتظار داشته باشیم که با اراذل اوباش بهتر از این باشه.
البته در این که اینها، موجودات خطرناکی ههستند شکی نیست. کار پلیس هم در جمع آوری اونها «لطف» نیستُ وظیفه س. اما به هرحال جای تشکر داره. اما نه اینجوری.

URL: http://narratives.blogfa.com

نويسنده: mehrdad Friday، 18 May، 2007 ساعت 08:05

آهای بشنوید !

این زوزه های بره های

گرسنه درچنگال گرگان

را بشنوید !

این دستهای بلند به آسمان را

پاسخ دهید !

این مرگ بارترین

واژه های غمگین روزگار را

رها کنید !
کلیک کنید

URL: http://www.mehrhesab.blogfa.com

نويسنده: مهدی م Friday، 18 May، 2007 ساعت 07:57

این روش جدید تادیب هست یا تخلیه عقده های روانی که دارند اجرا می کنند؟
از کی تا حالا نیروی انتظامی مجاز به صدور حکم و اجرای اون به صورت همزمان شده ؟!
کاری به اینکه این افراد اراذل هستند یا نه ندارم، ولی هر تنبیه بدون محاکمه ممکن است تبدیل به یک روش غیر انونی سرکوب مردم شود و در مورد بی گناهان نیز به کار گرفته شود.

E-mail

نويسنده: سام Friday، 18 May، 2007 ساعت 07:41

سلام

قبل از هر چیزی از آقای حبیب موسوی عزیز خواهش دارم، موضع دفاعی نگیرند چون به قول دکارت - مهم اینه که ما با هم حرف بزنیم نه اینکه لزوما حرف همدیگر را قبول کنیم-
من هم نظر آقای حاتمی رو قبول دارم که روش برخورد با افراد سابقه دار ،قطعا این نیست.فرض کنیم که مردم اون منطقه از اینکه یکی داره اون اراذل! رو کتک میزنه لذت ببرن ، آیا این معنی اش اینه که کار پلیس توجیه جامعه شناسانه داره؟
اگر این آدمها با قمه به جان ملت افتاده اند، آن موقع پلیس کجا بوده؟ امنیت اجتماعی فقط زمانیکه طرح برای اون گذاشته میشه باید اجرا بشه؟ اصلا چرا در اون منطقه اونقدر حضور پلیس کمرنگه که یه عده به خودشون جرات بدهند با قمه به جون ملت بیفتن؟
آقای موسوی عزیز میدونید اون موقع پلیس کجا بوده؟‌. داشته دختر ۱۲ ساله بلوچ رو تیر بارون میکرده، داشته یه سری دانشجو رو کتک میزده،داشته نویسندگان فرهیخته این ملت رو شکنجه میداده، داشته خبرنگاران -ایرانی یا غیرایرانی -رو از صحنه حدف میکرده،
داشته خواهر و مادر مردم رو با لگد به داخل ماشین پلیس مینداخته به جرم بدحجابی، داشته ...

عزیزان ،واقعیت اینه که پلیس ما به جای امنیت و آرامش به مردم ترس و ناامنی هدیه کرده. همین چند وقت پیش توی یکی از شهرستانهای غرب کشور خبری منتشر شد که دو مامور آگاهی ،یک جوان رو به جرم کفتر بازی ،اونقدر شکنجه داده بودن که اون بنده خدا تعادل روانیش رو از دست داده بود . فکر میکنیم خبرش رو از بازتاب خوندم. باور کنید،غیر از بخش کوچکی از نیروی پلیس که بسیار زحمت کش و قابل احترام اند، بقیه یه عده آدم با عقده های روانی بسیار عمیق اند. کاش پلیس در استخدام اینگونه افراد دقت بیشتری کند!!!

E-mail

نويسنده: رهگذر Friday، 18 May، 2007 ساعت 07:38

این اراذل فراموش کرده بودند که اگرچه زورشون به مردم عادی می چربه اما به حکومتی رذل تر و اوباش تر از خودشون نمی چربه.
منو یاد صدام انداخت که شخصا اراذل بغداد رو می کشت تا امنیت برقرار کنه. ماشاالله حکومت مردمی! ما قشنگ داره جاشو تو جا پای صدام میزاره!
سردار نقدی با که سردسته باند سرقت و تجاوز شده بود ۵-۶ سال پیش نمی تونه واسطه هم پالگی هاش بشه؟


نويسنده: حبيب موسوي Friday، 18 May، 2007 ساعت 06:42

ممنونم.
اگر اطلاع نداشتيد اكنون بدانيد دوست عزيز كه اين افراد داراي پرونده هايي بسيار هستند و بارها محكوم و از دست قانون گريخته و مجازات نشده اند و شما نمي دانم در كدام محله ها ساكن بوده ايد ولي من د راين محلات دارا اراذل و اوباش زندگي كردم. هيچگاه ضجه هاي مادري كه توسط همين افراد با قمه تكه پاره شده بود را فراموش نمي كنم. بعد اگر نمي دانيد بدانيد كه نيروي انتظامي براي امنيت بيشتر و براي انعكاس اين اخبار خود اقدام به دعوت از خبرنگاران و عكاسان مي كند .
در پايان هم تاكيد مي كنم كه تحليل شما نادرست و تعريفتان از ارذلي كه مد نظر نيروي انتظامي است متفاوت است. حال اگر مي خواهيد و مايليد بر گفته خود بمانيد و و من الله التوفيق.
_______________________________________
سعيد حاتمی:
من بزرگ شده نازی آباد هستم و بسياری از اين افراد که شما از دور می‌شناسيد با من هم‌محل و هم‌کلاس و دوست بودند. پس اينجا به من حق دهيد که شناختم از اين افراد بيشتر از شماست.
همانطور که از لينک داخل اين يادداشت واضح است، اخبار را هم دنبال می‌کنم و لينک همان خبر را هم داده‌ام. ولی دوست عزيز و محترم و حتماً مسلمان من، چطور به اين راحتی ايمان خود را می‌فروشيد و ادعا می‌کنيد که همه اين افراد با وجود داشتن پرونده‌های سنگين از مجازات گريخته‌اند؟ آيا از اين بابت در مورد تک‌تک آنها مطمئن هستيد؟ حتماً می‌دانيد در اسلام تهمت از گناهان کبيره است؟ در کجای اسلام کسی مجاز به شکنجه شده؟ اين دفاع سرسختانه شما از شکنجه کمی غيرطبيعی است!
اينکه تعريف رذل بودن از ديد نيروی انتظامی و حکومت ايران چيز ديگر است، شکی نيست. ما دو انسان دارای عقل و فهم هستيم و می‌توانيم قضاوت کنيم. باز هم از شما می‌پرسم در اين عکس‌ها اراذل چه کسانی هستند؟ آنکه زمين خورده و زير بار لگد و چماق است؟ آيا در اسلام يا قانون جزايی ايران اسلامی چنين تعريفی از اراذل شده؟
اينکه از نظر شما تحليل بنده اشتباه است، به انسانيت و آگاهی شما بستگی دارد؛ چون همانطور که من و شما در برابر ضجه‌های يک مادر احساساتی می‌شويم، طبيعی است با ديدن اين عکس‌ها و شنيدن ضجه‌ها و ناله‌های اين افراد که در عکس‌ها مشهود است، هم حتماً احساساتی شويم. در ضمن اگر امکان دارد از يک جامعه‌شناس يا جرم‌شناس مورد اطمينان‌تان سؤال کنيد که آيا اين روش مفيد است يا نتيجه عکس دارد؟
اگر کمی به من اطمينان داشته باشيد با توجه به تجربياتم و شناخت از اين افراد به شما اطمينان می‌دهم همين افراد چند ماه بعد زنی را با قمه مورد حمله قرار خواهند داد و اينبار نه شما و نه هيچکس ديگر صدای ضجه‌های او را نخواهيد شنيد.

URL: http://habibmosavi.blogfa.com

نويسنده: مریم Friday، 18 May، 2007 ساعت 06:05

واقعا که از دین فقط تعصب و چارقدش و یاد گرفتیم اگه همین مجرمها در زمان پیشوایان دینمون(همونایی که وقتی سالروز وفاتشون میشه تو سرتون می زنین و هوار کشی می کنین ) بودند به همین صورت مجازات و تنبیه میشدن؟! هرچقدر هم جرم اونا سنگین باشه و هر قدر هم ما ازشون کینه داشته باشیم این رفتارهای وحشانه فقط اون ته مانده هویت انسانیشونو از بین میبره و اونارو قادر به انجام هر کار (کثافت کاری) می کنه...


نويسنده: بی‌نام Friday، 18 May، 2007 ساعت 06:01

خلایق هر چه لایق.


نويسنده: یاسمین Friday، 18 May، 2007 ساعت 05:28

با سلام. من نمیدونم که این وحشیگری و بربریت رو چ