WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « ليست لينک وبلاگهای به روز شده (Blogrolling) |  اينترنت و ظرفيت ما »
روزمره پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳
بچه داری

شنبه خانواده خواهرم بعد از هفت، هشت ماهی که ايران بودند برگشتند اينجا. از عيد که ايران بودم اين گلنار و تهمينه (که دوقلو هستند و تازه يک سالشون شده) کلی خوردنی و شيطون تر شدند ولی هنوز هم نگهداريشون کلی دردسر داره و حداقل يک نفر بايد بيست و چهار ساعته بالا سر اينها باشه تا مشکلی پيش نياد. حتی وقتی خواب هستند؛ چون يکيشون که بيدار ميشه، اولين کاری که ميکنه اينه که بره سراغ اون يکی و يه کرمی بريزه تا اونم بيدار کنه.
اين چند روزه شوهر خواهرم هم برای کاری رفته مسافرت و چون خواهرم تنهايی از پس اينها برنميومد، رفتم پيشش تا کمکش کنم. خلاصه اين چند روز بجای رسيدگی به وبلاگ و سايت و اينترنت و ايميل، همش دارم يا ادا درميارم تا اينها سرگرم بشند و غرغر نکنند، يا دنبالشون که خرابکاری به بار نيارند. فقط وقتی ميرم دانشگاه يه فرصت کوچولو هست تا بيام ببينم همه چيز امن و امان هست يا نه. فوتبال موتبال هم تعطيله و فقط آخر شب از راديو گوش ميدم که نتيجه‌ها چی شد!

همه اينها رو گفتم که اول از همه از اونهايی که ايميل دادند و نتونستم جوابشون رو بدم، عذرخواهی کنم، بعد هم از همه اونهايی که هميشه با نظرهاشون، وبلاگم رو تنها نميگذارند و من خيلی وقته نتونستم محبتشون رو جبران کنم. شاد و سر بلند باشيد...


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۲۱:۱۱

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: Mostafa

دوشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۳۰

age mishe linke mano ham be linkatoon ezafe konin !!!! merC


نويسنده: بابک

یکشنبه، ۲۱ تیر، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۲۰

سلام سعيد جان .....راستش نه ....اما می دونم که بايد خيلی سخت باشه ....
شـــــــــــــــــــــــــــاد و سربلنــــــــــــــــــد باشیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد .


نويسنده: Uni

جمعه، ۵ تیر، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۰۸

بچه داری از نوع دوقلو که شرمنده ولی من خودم يک قلم! راستی آقا يه فکری واسه اين ويروس جديده که دهن مارو سرويس کرده بکن سعيد جان که مرديم!


نويسنده: غريبه

پنجشنبه، ۴ تیر، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۱۴

AooOoO bache dari agha sakhte sakht!!khoda vase hich kas nakhad!khosh bashi


نويسنده: عاطفه

دوشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۰۵

تازه شدي مثل من با اين تفاوت که شما موقتا بچه داري ميکني اما من تقريبا هفته اي حداقل? روز به ميزان ?-? ساعت جيره مه.اميدوارم موفق باشي عيبي نداره به درد آيندت مي خوره.


نويسنده: زيبا

دوشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۳ ساعت ۰۶:۴۹

سلام. به نکته مهمی اشاره کرديد. اميد که بهش توجه کنيم. من هميشه فکر می کردم خودم خيلی هنر کردم که خاله ۱۳ نفر هستم. ولی شما که رکورد دار هستی ماشاالله...راستی من مامانم ۲ قلو بزرگ کرده و من بزرگ شدن خواهر و برادر دوقلوم رو دیدم. خلاصه اینکه از بچه ها گفتید دلم واسه همه خواهر زاده هام که یک سال و نیمه ندیدمشون خیلی تنگ شد...


نويسنده: آذی

یکشنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۰۱

سلام سعييد جان .اينجا خيلی قشنگ شده. کاش زود شوهر خواهرت برگرده تا تو هم به کارات برسی.درس هم بخون حداقل واسه سرگرمی.آدرس جديد من رو داشته باش چون اون قبلی حک شده.مراقب خودت باش


نويسنده: عادل

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۳۲

سلام
اميدوارم همواره موفق باشيد
خبر --------خبر
كانال ITC بر روي ماهواره هاتبرد در مورد أموزش كامپيوتر در سطوح مختلف برنامه پخش ميكنه


نويسنده: مهرنوش

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۴۱

۳۰ !!!!!!!


نويسنده: zahra

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۲۵

سلام آقا سعيد. خدا بهت صبر بده. ولي خودمونيم دنياي بچه ها هم يه چيز ديگه اي هست به قول خودت خوردني و دوست داشتني . وبلاگ قشنگي داري خيلي وقت پيش سر مي زدم ولي موفق نمي شدم كه از كم سعادتي ام بود . خيلي خوشحال شدم . موفق باشي.


نويسنده: امشاسپندان

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۴۹

من يک قلو بچه داری کردم اما دوقلو شرمنده!:)


نويسنده: دنیا

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۲۲

خسته نباشی.. بودن با بچه ها خیلی خوبه! خصوصا اگه بتونی همبازی خوبی براشون باشی و باعث شادیشون بشی... همیشه شاد باشی


نويسنده: Little Ali

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۰۲

کاش من اونجا بودم در اين امر پر ثواب کمک ميکردم ! راستی هر کاری نمیکنی جوابه ميلو بده چون تقريبا تنها راهه ارتباطيه يه جورايی...موفق و از اونای ديگه باشی هر جا هستی ! منتظرتيم يه بار ديگه تو چارشمبه سوری بگی : من کفشم نایکيه اصله !!! ( گفتم ياده خاطرات بيفتی) خوش باشی گلم ..


نويسنده: Little Ali

شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۵۹

آقا احواله شما؟ نميگی من زندم يا هنوز زندم يا هنوز نمردم یا اگه مردم چرا مردم؟ خيلی باحالی بابا !!!


نويسنده: payman

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۰۷

از اون هم بدتر سروکله زدن با يک کلاس دانشجو عزيزه که ميخواهند يه جوری به تو ثابت کنند که مطلب جلسه قبل رو خوندن و حالا فوت آب هستند و اصلا ديشب بچه داری نکردند .


نويسنده: ماهی دودی

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۰:۲۰

ميگم سعيد حاتمی خيلی مشکوک شدی!I've got a very bad feeling about you


نويسنده: متين

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۲۶

وووووووووووووووووووی!
(ببخشيد!! )


نويسنده: متين

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۱۸

وووووی...بچه ... اونم دوقلو ...من عاشق دوقلو ام ... البته ترجيحا يکيشون دختر يکيشون پسر باشه :دی!
پسره هم يه کمی بزرگتر باشه :دی !! بعدا سفارش ميدم !! :دی !!
خب پس اين روزا هی داری شکلک در مياری بچه ها رو ساکت کنی :دی !
چن تا هم من يادت ميدم : يه چيز بذار رو سرت بعد يواش سرتو کج کن وقتی افتاد يهو از جات بپر يه صدايی در بيا !!
بعدش هی پيشونيتو بزن به پيشونی بچه و يه صدايی در بيار !!
بعدش کلا هر کار عادی ای که ميخوای بکن و دنبالش يه صدايی در بيار !!!
کم کم صدای بچه ها هم در مياد !!!
موفق باشی :)
وووووووووی... بچه !! اونم دوقلو!!


نويسنده: سميرا

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۱۳

راجع به کامنت مهرنوش...!!! تو درسهامون نوشته بود حضرت موسی با نگهداری از گوسفند ها و چوپانی. صبر و حوصله را اموخت.. لحن مهرنوشم يه چيزی بود تو اين مايه ها!!!


نويسنده: سميرا

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۱۰

سلام!! اوه تازه تو چند روز همش بچه داری کردی.. من که خاله هام نزديکمونن و عموم هم همينطور و در حال حاضر به جز خواهر کوچيکه من ۳ تا وروجک وحشی هميشه از سر و کولم بالا ميرن و تازه يکی هم چند ماه ديگه به دنيا مياد چی بگم؟!!!!


نويسنده: ساده

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۳۰

سلام. واقعا چه عجب! راستش اولش از اونجايی که ايميل برام نيومده بود فکر کردم باز مطلب قديميه! وتعجب کردم که چطور اين يکی رو قبلا نخواندم. فکر کنم بايد خيلی خيلی بچه ها رو دوست داشته باشی چون سرگرم کردن دو تا بچه انهم دو قلو سخته و البته جالب!! خودم تجربه کردم فرقش اين بود که با دو تا پسر ۴ ساله سرو کار داشتم!


نويسنده: شهلا

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۵۳

درود خسته نباشيد آقای دايی حالت چطوره؟ ما رو نمیبینی خوشی؟به ما یه ترمین نمیدی و منتظرمون میزاری چی؟ خودت میدونی که من چقدر دوستتدارم .... خوب باشه در پناه ایزد تندرست و شاد و پایدار زیوی ...تا درودی دیگر بدرود.


نويسنده: یه دلتنگ

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۱۷

و يک شعر ديگر :

اول اینترنتمون حرف ها چه صادقانه بود
نه حرفی از جریمه و صحبت تازیانه بود

اول وبلاگ نویسی ،صحبت آزادی می شد
نوشتن از دولت و غم ...حتی دم از شادی میشد

حالا چی اومد گیرمون؟
حالا چی شد دستگیرمون؟

فیلتر و جرم و اعتصاب
اکانت و قبض بی حساب!!


نويسنده: یه دلتنگ

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۱۷

اين شعرمعرها رو هم تو وبلاگم نوشتم در مورد فيلترينگ .اين جا هم برات می ذارم يادگاری کيف کنی:

الا ای امت وبلاگ پرستی
بپا خیز تا به کی در فیلتر هستی؟

(ببین این مملکت پر از نهاد است
که اول جمله هاشان هم جهاد است)

(ولی یک زاده میدان ندارد
خدایان دارد و یزدان ندارد)

اگر هم می نویسی از نیازی
ندارند جز به فیلتر چاره سازی!

بیا ایرانی از آوا بسازیم
به تهدیدی درین جبهه نبازیم!!!


نويسنده: یه دلتنگ

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۱۶

خوبی تمرين کن سعيد جان برای آيندت يه جايی به درد می خوره. آخرش اگه به درد نخورد تو مهدکودک که کار می دن!!! من الان از خستگی چشمهام باز نمي شه اما انقدر پر روام که هنوز ...


نويسنده: یه دلتنگ

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۱۴

چه عجب!!!


نويسنده: حباب

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۴۸

بيشتر از همه از اسم اون دوقلو ها خوشم اومد که ربطی به هم ندارن:گلنار و تهمينه


نويسنده: اسد

جمعه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۲۶

سلام، خسته نباشی به خاطر بچه داری، معلومه از آن دائی های کمیابی. موفق باشی.


نويسنده: hossein

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۵۸

سلام خسته باشی کمکی چيزی از دست ما بر مياد راستی واقعا جالب شده وب..... شما به ما سر نمی زنی موفق باشی


نويسنده: hossein

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۵۳

سلام خسته نباشيد کمک چيزی از دست ما بر مياد ...راستی سر نمی زنی به ما دلمون برات تنگ شوده


نويسنده: aluche

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۵۹

ببينم اين بچه های خواهرت به خر سواری هم علاقه دارند؟؟!!!:)


نويسنده: حامين

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۵۶

فکر ميکنم برات لازم باشه!


نويسنده: علی دلواری

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۴۹

واقعاْ خسته نباشيد.


نويسنده: علی دلواری

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۴۶

در این مواقع انسان قدر پدر و مادر را میدونه و پی به زحمات آنها میبرد.


نويسنده: مهرنوش

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۵۶

مصاحبت با بچه ها روح آدمو تازه ميکنه . و کلی درس به آدم ميدن !!


نويسنده: دخی

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۳۶

ها ها ها انگاری قضيه ضايع کردنه ما .. ها ها


نويسنده: دخی

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۳۵

باز لينک بلاگ نوشته نشد ... واقعا عجيبه !!


نويسنده: دخی

پنجشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۳۳

اه اه بچه اون هم دو قلو... بهترين راه برای ساکت کردن بچه ... موقعی که گريه کرد يه بالش بگيری جلو دهنش
يا اینکه خفش کنی ای حالا ميده ! ها ها ...
اما خوب راه های ديگه هم بری ساکت کردن بچه هست که من سراغ ندارم ....متاسفانه




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.