WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « از اِشپِری تا راين |  المپيک آتن »
گزارش پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳
فوتبال ما و جام ملتهای آسيا

سالها بود از ديدن فوتبال ملی محروم بودم. البته بازی ايران و ايرلند تو مقدماتی جام‌جهانی دو هزار و دو که شبکه‌های اينجا نشون ميدادند رو ديدم ولی اينقدر بازی اعصاب خورد کن بود که اصلاً نميشد ازش سطح فوتبال ايران رو فهميد. خلاصه ديروز به لطف دوست عزيزم، موفق به تماشای بازی ايران و چين از طريق ماهواره شدم.
البته طبق معمول با يه تاخير ده دقيقه‌يی رسيدم، ولی باورم نمی‌شد اين تيم، تيمه ايرانه که داره بازی می‌کنه. البته تعريف مسابقه قبلی با کره رو خونده بودم و مسلماً تيمی که کره جنوبی رو ببره تيمه قویی هست، ولی «شنيدن کی بود مانند ديدن». اين تعجب وقتی بيشتر می‌شد که بجز پنج شيش بازيکن، بقيه نفرات رو نمی‌شناختم و مسلماً تو تيمهايی مثل پرسپوليس و استقلال هم بازی نمی‌کردند .

شايد از نظر شما اين چند خط به عنوان يک شوخی تلقی بشه، يا بگيد اين بابا هم که می‌خواد راجع به هر چيزی اظهار نظر کنه، اينبار واقعاً داره خزعبلات می‌بافه؛ ولی منم مثل شما دوست دارم ايران قهرمان تمام کهکشانها بشه، و می‌دونم که شما توقع داريد ما هم به نسبت اردن و عمان و بحرين و چين پيشرفت کنيم، ولی اگه مثل من چند سالی بازی تيم فوتبال کشورتون رو نديده باشيد و از طريق اخباری که می‌شنويد، بدونيد که تو همين چند سال فوتبال باشگاهی ايران چقدر افت داشته و فقط چند بازيکن از تيم فوتبال «فولاد خوزستان» در سطح باشگاهی مطرح شدند، اونوقت به منی که سالها حنجره‌ام رو برای فوتبال پاره کردم و تو هر نود دقيقه فوتبال شونصد بار مُردَم و زنده شدم، حق می‌ديد که از کار تيمی ايران در برابر چين راضی باشم.
چون چند وقتيه که چند تا از دوستان خوبم، تا کلمه پيشرفت رو تو نوشته‌ام میارم، يه جورايی ازم دلخور می‌شند!!! نمی‌گم فوتبال ملی‌مون پيشرفت کرده ولی می‌گم نسبت به امکانات و حتی سطح باشگاههای داخلی و نسبت به سالهای گذشته خيلی بهتر شده. حتماً هم دلايل کارشناسی زيادی داره ولی چون من کارشناس نيستم فقط ظاهر قضيه رو ميبينم و اعتقاد دارم مربی ايران با اينکه گمنام هست و عملاً هيچ سابقه‌يی غير از مربيگری تيم ملی ايران نداره (ياد اُستاداَسدی بخير) ولی تونسته يه تيم منسجم و تاکتيک‌پذير رو آماده کنه، و چيزی که سالها فوتبال ما با اون درگيره، يعنی بازی احساسی رو، از تيم دور کنه.

حالا اينها رو نزارين به حساب کل‌کل من با امير مقيم که «ايويچ بهتر از ويراست»، واقعاً اين مربی تأثير خوبی روی تيم ما گذاشته. هر چند که به نظر من، تو بازی با چين تعويض‌ها رو دير انجام داد و چند مورد تاکتيکی ديگه که انجام نداد، ولی در مجموع انعطاف‌پذيری ايران و اينکه می‌تونست کاری رو که می‌خواد بکنه، مثبت بود. هميشه اينجوری بود که ايران نود دقيقه يه جور بازی می‌کرد و اگر هم گلی می‌زد رو کار فردی و تکنيکی بازيکنها بود، ولی الان هر وقت می‌خواست دفاع می‌کرد و هر وقت که می‌خواست حمله، حالا نقشه‌هاش نتيجه ميداد يا نه، ديگه به تک‌تک بازيکنها بستگی داشت، که به نظرم اونها هم خوب بازی کردند. مثلاً با وجود اينکه ده نفره بودند تونستند روند بازی رو اونجور که می‌خواهند اداره کنند و از تيم قدرتمند چين که برای اين بازيها سرمايه‌گذاری زيادی کرده، گل نخورند.
مسلماً نتيجه فوتبال رو هيچوقت فاکتورهايی مثل تاکتيک و تکنيک تعين نمی‌کنه، اگر اينطور بود که اصلاً تماشای فوتبال لذتی نداشت و قبل از بازی همه می‌دونستند کی ميبره... حالا يکی از اين عوامل بی‌عدالتی داوره، يا استرس روحی بازيکنان. همونطور که ديديم يک بازيکن آروم و خونسرد جواب هل‌دادن بازيکن حريف رو با هل‌دادن ميده و اخراج ميشه. يا گلمحمدی و مبعلی که پنالتی زنان خوبی هستند پنالتی رو خراب می‌کنند. البته به نظر من پنالتی اصلاً ربطی به فوتبال نداره و مثل شير يا خط می‌مونه، فقط زمانش (هيجانش) بيشتره!!! در واقع ما با چين تو پکن و ده نفره مساوی کرديم، ولی نتونستيم به فينال راه پيدا کنيم و اين هم خودش با ارزشه.

از نکات جالب اين بازی می‌شه به جابجائی تاکتيکی علی کريمی و مهدوی کيا در دو جناح و همينطور عقب بازی کردن علی دايی پس از ده نفره شدن و نقش بسزای اون در آروم کردن بقيه بچه‌ها در برابر ناداوريها، اشاره کرد. نکته منفی هم دير آوردن مبعلی به زمين بود، که ميتونست جون تازه‌يی به حرکت تيمی بده و قبل از پنالتی زدن لااقل چندبار پاش به توپ بخوره. اونهايی که فوتبال بازی کردند می‌دونند کسيکه تو جريان بازی نبوده، پنالتی زدنش سخته. ولی هر چی بود من با اينکه کلی حرص خوردم و داد يواش زدم (آخه مهمون بودم) و نصف بازی رو سرپا تماشا کردم، ولی در مجموع لذت بردم. اميدوارم بازی رده‌بندی رو در برابر استان هيجدهم (يا هيفدهم!؟) خودمون!!! ببريم تا انتقام باخت سه سال پيش رو ازشون بگيريم.
راستی يه کاری چيزی برای من سراغ نداريد؟


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۲:۴۷

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: ziadoodool

پنجشنبه، ۱۲ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۴۲

kourosh ziabari kooni mibashad


نويسنده: آلوچه

شنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۴۳

به عنوان يه كار حسابي حاضري بري سركار؟!


نويسنده: يك فنجان قهوه تلخ

جمعه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۵۹

سلام سعيد خان ... کم پيدائی بابا ...


نويسنده: مهرنوش

جمعه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۲۷

آپ کن ديگه بابا جون . تو که وبلاگت اينقدر قشنگه . تو که رمز موفق بودن يک وبلاگ که همانا استفاده از عکس ميباشد رو ياد گرفتی پس چرا اينقدر تنبل شدی ؟؟


نويسنده: ali hasani

جمعه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۱۹

شما با توجه به اينکه به طور نسبی از مراجعين بيشتری برخورداريد حق اين بود که راجع به پايگاه نظرسنجی يا تبليغ می کرديد و يا خود اقدام به اين کار می کرديد. بالاخره انسجام بهتر از بی نظمی و پراکندگی نيست؟


نويسنده: نرگس شقايق قاصدک

جمعه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۵۸

درود بر شما ............ آرزوی همه ی ما سرفرازی ايران عزيزمونه ........ در پناه مهر باشيد .


نويسنده: thatsme

پنجشنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۴۴

salam
man address weblog e Narges ro mikham lotfan baram bezar


نويسنده: Alireza

پنجشنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۱۹

Salam mesle hamishe shahede bakht team melli keshvar moghabele teamhaie nofoozgar dar AFC boodim omidvaram in hadese digar tekrar nashavad


نويسنده: رويا

چهارشنبه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۸:۳۱

درود... من از فوتبال چيزی سرم نميشه...بنا بر اين حرفی برای گفتن ندارم...روزگار بر شما خوش...


نويسنده: پرنده رها

سه شنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۰۴

تاکتیکشون عالی بود ولی بازيشون نو ارضا نمی کرد...


نويسنده: شهلا

سه شنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۸:۵۰

در جواب سعيد جونم بايد بگم که درست میگی راجب رسم این نا مسلمونا و مراسمشون ولی ما هر جای دنیا که باشیم ایرانی هستیم و میمانیم و رسوم خودمون را انجام میدهیم تازه من دیروز آپ کردم ولی گتفم که مهرنوش جونم کی زاد روزش است .... نگفتم؟ولی یک کارو رسم خوبی که از اين نامسلمونا ياد رفتم اينه که در اولين دقايق زاد روز کسی که دوستش دارم و وجودش برام مهمه بهش زنگ بزنم و شاد باش بگم و اولین کسی باشم که این کار را میکند.جای پا یادت رفت؟


نويسنده: كودك فهيم!

سه شنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۴۹

کاملا موافقم...عالی بودن!


نويسنده: خاچيک آواتاريانس

سه شنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۴۶

سلام . چون فوتبال را به طور کامل و موفقيت اميز ترک نموده ام و ديگر به هيچ وجه حرص آن را نمی خورم در خصوص فوتبال نظری ندارم . فقط توصيه می کنم شما نيز تماشای ان را ترک نمائيد حالا تيم می خواهد مال ايران باشد يا مال قطب جنوب!


نويسنده: rozz

دوشنبه، ۱۹ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۰۵

زاستی يه زحمت کوچولو...اين عباس که قبل من کامنت گذاشته از کدوم کشوره..کانترتو کجا گذاشتی من پيداش نمی کنم


نويسنده: سجاد

دوشنبه، ۱۹ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۰۵

من از بازی تيم راضی ام . آنها خيلی خوب بازی کردند اما يه سری مشکلات مانع از قهرمان شدن ما شد.


نويسنده: rozz

دوشنبه، ۱۹ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۵۹

نمی دونم قدم که همون قدره هنوز..اما همه بهم ميگن اشا الله عروس بشی( اشا الله:)) ) (خدا نکنه) اما حتما گنده شدم ديگم..تازه چون دختر عموی مامانم به دخترش گفته بود که هر وقت دستش به لامپ برسه يعنی بزرگ شده و عروس ميشه من الان قدم به لامپ ميرسه يعنی گنده شدم...فقط اينکه من که حوصله اين خاله بازی ها رو از اول نداشتم اما هر چه می خوام بی خيال اين ويلاگ شم نميشه مثل مواده معتاد بشي...حالا راستی اگه خواستی بگو کانترتو بزارم رو صفحم حالا انگار اون ۲۰ تای منم به دردت می خوره :دی....خدايا کی منم بی کار ميشم مثل سعيد...بعدم نيا سر بزن من که ميام..اصلا در اين کامنت دونی رو من بايد گل بگيرم...ولی الان بهتر شده وبلاگت ..چابلوسيش کم شده...راستی من کادو مي خوام


نويسنده: عباس

دوشنبه، ۱۹ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۲۰

فوتبالو بی خيالش ديگه کاری نميشه کرد)) ميگم تو اين ليست وبلاگهای به روز شده اين (نامه های ايرونی معرکست:http://iruniha.persianblog.com) حيف که تبليغ زياد راه ننداخته ديروز تموم آرشيوش رو هم خوندم . جدی جدی معرکست و خوندنی


نويسنده: نازنين

دوشنبه، ۱۹ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۴۷

با درود....... اينجا هم خيلی تغيير کرده . خسته نباشيد. درباره فوتبال ايران هم از زمانی که از ايران خارج شدم چندان دنبال نمی کنم و از گوشه و کنار چيزهايی می شنوم. هميشه موفق و پيروز باشيد


نويسنده: rozz

یکشنبه، ۱۸ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۰۰

سلام....چه جالب بازی تموم شده بود من هنوز در به در داشتم دنبال يه شبکه ای ميگشتم که بازی رو ببينم لا گوش بدم...بعد بهم زنگ زدن گفتن که باخيتيم..از چيزی که نديدم نميشه که نظر بدم..حالا اگه يه ذره ايروني بازی رو بزارم کنار از اين حرفها بگم که الان همه دارن دم گوش هم ميزنن...من با جرات اومدم اعلام کنم..ببينم اين اقا سعيد از ما ناراحته..؟؟؟يا نيومدنش يعنی که ما هم نيايم...يا به اين تنيجه رسيده همه ی وبلاگ نويس ها عين همن و ديگه حوصلشونو نداره...يا می خواد که ما نيايم که کم کم در اين جا رو گل برنه اما نمی شه چون هميشه شعار می داده که کارو تا اخر بايد ادامه داد...ببين ما(مه همون منم با من)دست بردار نيسيم اخه اين اولين وبلاگيه که خوندم که الهی بگم خدا به صاحبش ۳ تا زنو ۱۰۰ تا بچه بده(یکیش یه دختر که هی موهای باباشو یکشه) که اين طوری ما رو از کازو زندگی انداخت.....حالا اگه نمی يای به ما سر بزنی(اقا خداييش کلی ضايع ميشم) شوخی ما هم چنان ميايم...گفتم حرفامو بگم به جای حرف در اوردن...شما هم مثل يه پسر المانی خوب بيا بگو کا چه کنيم...راستی تولدمم مبارک


نويسنده: شقايق

یکشنبه، ۱۸ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۱۴

به سلام آقای مهندس! داشتم از اينجا رد می شدم گفتم بيام يه سلامی عرض کنم!.... راستی اين چند لحظه صبر کنيد چيه گذاشتی دم در؟ چرا مهمون رو دم در معطل ميکنی بچه جون؟!..... راستی حالا که تا اينجا اومدم بگم که بازم مثل هميشه تمام واحدها پاس شد :) اينو گفتم که بگم اماده پاسخگويی به سوالات فنی همکاران هستيم p-: ..... يه چيز ديگه اين کانترت رو بنداز دور!! من بيشتر از اينها اومدم سر زدم !!


نويسنده: متين

یکشنبه، ۱۸ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۲۰:۲۹

سلام !
آخرين بار که فوتبال ديدم بازی های ايران و استراليا و ايران و آمريکا بود که چن سال پيش بود و بوسنيج ولو شد وسط زمين و ملت ريختن تو خيابون و من از پشت پنجره نگاشون کردم !!
آره ! از بازيشون راضی بودم !!


نويسنده: nasrin

شنبه، ۱۷ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۵۶

سلام... راستش از بازی فقط پنالتي هاشو ديدم به نظرم بازی جالی نبود. موفق باشيد.


نويسنده: پيمان

شنبه، ۱۷ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۴۲

با عرفان چطوری . يه سر به من بزن . اتفاقات جالبی افتاده !


نويسنده: آرمین گیله مرد

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۱۹

از بازی خیلی راضی بودم اما از داور ناراضی و آخرین پنالتی رو هم نفهمیدم ...


نويسنده: آرمین گیله مرد

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۱۸

سلام ...منکه هنوز دهن باز در تعجب ماندم .... خیلی وقت بود که ندیده بودم تیم فوتبال ایران چنین مبارزه کند و بعد آخرش هم ... بیخیال ... متاسفانه بازار کار خیلی کساد هست ... من هردفعه بکار احتیاج داشتم حداکثر دو هفته طول میکشید تا پیدا کنم اما ایندفعه خیلی ضایع شده ...


نويسنده: حسين {{خيالي نيست}}

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۲۷

سلام ........... خوبی شما؟ ........... نگو که دلم کبابه ........... ///**{{گریــــــــــــــــه}} ........... در عين شايستگی بايد اين چينی های چش کوچشک برن فينال ........... //{{همچنان گريه}}**/// ........... حالا ........... {خيالی نيست} ........... ايشالله تجربه ميشه برا دفه های بعد ........... شما هم ناراحت نباش ........... همه چی رو به راه ميشه ايشالله ........... سر بزنين خوشال ميشم ........... بابای///...........


نويسنده: كوروش ضيابري

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۴

درود بر دوستان....
اگر بخوام تركيب پيشنهاديم رو در رابطه با تيم ملي بگم، به اين نفرات اشاره مىكنم:
ميرزاپور
علوي كاملي مفرد تقي‌پور زارع(اگه كسي رو هل نده)
مهدوي كيا مبعلي كريمي عنايتي
علي دايي كعبي


نويسنده: اميرحسين

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۳:۵۰

بابا اين ببرهای آزاد شده ايرانی جلوی چين مثل گربه های خونگی بودن من يکی که دلم خنک شد باخت از تيم ترسو بدم مياد ۱۲۰ دقيقه دفاع کرد


نويسنده: شهلا

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۳:۳۷

من که هیچ حوصله نگاه کردن فوتبال را ندارم و از همه بد ترینش که بدم میاد اینه که بازی به پِنالتی کشیده بشه و نتیجه ۹۰ دقیقه دویدن خیلی بی انصافانه با پنالتی مشخص بشه .... خوب از اول این کار رو بکنند دیگه راستی سعید جون به همین دلیل که اشاره شد شعری برایش نتونستم بنویسم ( یادته پای تلفن بهم چی گفتی؟)بـــــــــــوس مـــــــاچ


نويسنده: زوربا

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۳:۲۹

سلام سعيد جان .. راستش من زياد با ترکيب اصلی تيم این مربی موافق نيستم.. ميتونست خيلی بهتر ترکيب رو بچينه... به جای نکونام بيکار تو زمين ميتونست فرزاد مجيدی رو بذاره و به جای بداوی با اون استعداد مثال زدنيش!!!!!!( صد رحمت به استاد اسدی) مبعلی رو همون موقع بياره..دفاع رو هم ميتونست با تقی پور و رضايی و کاملی محکمش کنه.. و اگه علی دايی رو حتی شده با بهونهی مصدوميت توی زمين نذاره و به جاش يکی ديگه رو که موثر تر بود بذاره بهت قول ميدم با اختلاف دو گل ما ميتونستيم راحت چين رو بزنيم.. کما اينکه بازيکن هايی مثل هاشميان و خداد و کاويانپور و نيکبخت و امثالهم رو همراه نداشتيم... به هر حال هر دفعه بايد چوب ندونم کاری يکی ور بخوريم ديگه... عادت کرديم رفيق... شاد باشی


نويسنده: محمد (حرف هایی از دل زمان)

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۴۲

سلام :) من کلا بازي رو نديدم ... چون هيچ اعصاب درستی ندارم ولی فعلا بايد انگار به اين عادت کنيم که ايران پر افتخارترين تيم سوم آسياست :))


نويسنده: كوروش ضيابري

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۳۵

درود دوستان....
موافقم... علي بداوي به واسطه‌ي رابطه‌ي فاميلي كه با محمد دادكان، رييس فدراسيون فوتبال دارد، توانسته به تيم ملي بيايد و البته اينطور بازي بچه‌هاي تيم را خراب كند. دو جلسه‌يي كه محروم بود، يك نفس راحت كشيده بوديم و كره را راحت برديم.. اين احمق وقتي دروازه‌ي خالي را شصت متر آنطرفتر مىكوبد، براي چه به تيم ملي آمده؟
البته در مورد علي دايي من مطلبي در سايتم نوشتم كه بچه‌ها برويد و بخوانيد....
اما اگر دو سه احمق تيم مثل بداوي يا رحمان رضايي نبودند و آن برانكوي با آي كيوي شديدا پايين، علوي را از تيم اخراج نمىكرد و اگر داور كه معلوم نيست چه مقدار پول از چيني‌ها گرفته، آنقدر حماقت نمىكرد، ما الان در فينال بوديم.
ما به ۱- بداوي ۲- برانكو ۳- داوري باختيم


نويسنده: مهرنوش

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۰۶

منظورم از چين ۱۲ نفره با حساب علی دائی بود !!


نويسنده: مهرنوش

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۰۲

نخیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر !


نويسنده: مهرنوش

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۵۸

منم باهات موافقم در مورد مبعلی . اما در هر صورت حال همه گرفته شد اساسی ! اين بازی در مقابل اونکه مقابل کره انجام دادن اصلأ قابل ديدن نبود . وقتی ايران ۱۰ نفره بازی کنه و چين ۱۲ نفره و فقط گل محمدی دفاع بلد باشه و داور هم يه کمی مشکوک باشه .ديگه چه انتظار ديگه ای ميشه داشت ؟


نويسنده: ميکايیــــــــل

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۲۲

آخه يکی نيس بگه بدداوی رو آوردی تو زمين واسه چی؟؟؟؟اون علی دايی به چه دردی می خورد؟؟؟؟


نويسنده: ميکايیــــــــل

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۱۸

عرض شود که:اينها نتيجه کد خدا منشی جناب رييس فدراسيونه(!)


نويسنده: سارا

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۵۵

چرا دروغ اصلا برام مهم نيست که ببره يا ببازه....!‌


نويسنده: دنیا

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۱۹

من که خیلی وقته ترجیع می دم فوتبال نگاه نکنم و فقط نتیجه را می پرسم!!


نويسنده: دنیا

پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۱۷

اول...




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.