WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « ما و جون بقيه |  شروع يه زمستون ديگه »
وبلاگم یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳
من و وبلاگم

از يک سال پيش که شروع کردم به نوشتن، اينقدر تيتر و موضوع تو سرم بود که نگو. کلی ايده داشتم و دارم که رو هيچ کدومش حتی نيم دقيقه هم وقت نگذاشتم. خلاصه تو اين يک ساله که مثل برق و باد گذشت، مثل خيلی کارهای ديگه و زندگی شخصی‌ام، از خودم اصلاً راضی نيستم و کلی تنبلی کردم.
ولی عوض همه اينها، همه شما رو دارم، کلی دوست خوب. کلی چيز ياد گرفتم، کلی رشد کردم، کلی از افکارم‌رو در معرض قضاوت ديگران گذاشتم: کلی خيلی چيزهای خوب و بد ديگه که باعث شده از همشون درس بگيرم و تو زندگی واقعی‌ام به کار ببرم. جوری که باعث شده با وجود سختی‌های زندگی، با وجود خستگی و غم و غصه و هزار تا درد و بلای ديگه، لااقل دو کلوم اينجا بنويسم.
يه دوست خيلی خوبم، ازم سؤال کرد، که تا کی می‌خوام وبلاگ نوشتن رو ادامه بدم. حقيقتش وقتی شروع کردم اصلاً به اين موضوع فکر نکردم و حالا هم جوابی براش ندارم، ولی اينو می‌دونم که هنوز خيلی حرفها مونده و تا وقتی تو زندگی و ناملايماتش کم نيارم و پول داشته باشم که هزينه اينجا رو بدم، می‌نويسم. بهتون قول می‌دم.
همه می‌دونيم وبلاگ چيه و به چه کار می‌آد ولی بزرگترين حسنش، به نظر من، اينه که ما افکار و باورهامون رو در معرض قضاوت ديگران قرار می‌ديم و اين ارتباط متقابل بين نويسنده و خواننده می‌تونه خیلی مفيد و آموزنده باشه (درست برعکس رابطه نويسنده داستان يا روزنامه با خواننده‌هاش)، ولی خيلی وقتها هم اینطور عمل نمی‌کنه و باعث ناراحتی و حتی کينه دو طرف می‌شه، که اغلب ما کم و بيش با اين مسئله برخورد داشتيم. ولی من خيلی خيلی خوشحالم که تو اين يک ساله با همچين مشکلی مواجه نشدم و اگر هم بعضی از دوستان (شايد هم يک يا دو نفر) بدون نام و نشون، من رو مورد لطف و عنايت!!! قرار دادند، حتماً برای خودشون دليل قانع کننده‌يی داشته، که متأسفانه نخواستند من هم از اون خبردار بشم، تا شايد تونستم رفتاری رو که ناراحتشون کرده، اصلاح کنم.
تو اين يک ساله اونقدر دوست و آشنا پيدا کردم که تا صبح هم بشمارم، بازم وقت کم می‌آرم، ولی چندتايی‌شون که وبلاگ دارند رو تو همين ليست لينکهای کنار وبلاگم می‌بينيد. البته بعضی‌هاشون مدتهاست ديگه نمی‌نويسند و شايد تا حالا حتی من رو هم فراموش کرده باشند، ولی من هميشه به يادشون هستم.
اگر يک سال پيش وبگردی می‌کرديد، شايد به يه وبلاگ سر زده بوديد به اسم «من و دوست پسرهام». شايد جالب باشه بدونيد که نويسنده اون وبلاگ با تشويق‌هاش باعث شد که من هم وبلاگ داشته باشم و بنويسم و خيلی از دوستان خوبی که دارم، از طريق وبلاگ اون با اينجا آشنا شدند، هر چند که خيلی زود نوشتن رو کنار گذاشت و بعد از يه مدت هم وبلاگش پاک شد، ولی نوشته‌هاش اونقدر جالبه که آرشيوش، که تو موتورهای جستجو هنوز هست، روزانه بيشتر از يکصد خواننده داره.
نمی‌خوام در مورد اسم وبلاگش یا نوشته‌هاش قضاوت کنم؛ چون به نظرم هر کسی نسبت به داشته‌هاش می‌تونه از اون نوشته‌ها برداشت کنه. به همين خاطر تصميم گرفتم يک وبلاگ، مثل وبلاگ خودش بسازم و به مرور زمان نوشته‌هاش رو اونجا بيارم تا دوستانی که تازه وبلاگ نويسی رو شروع کردند هم از اين نوشته‌ها استفاده کنند. اينجوری برای کسانی که مطالب اون رو دنبال می‌کردند هم می‌تونه تجديد خاطره باشه. پس هر چند وقت يک‌بار به وبلاگ «ساحل آرام» سر بزنيد. اميدوارم اگر خودش هم اينجارو می‌خونه، بدونه که هميشه به يادش هستم و اين وبلاگ و داشتن دوستانم رو مديون اون می‌دونم.

بدی اورکات اينه که يک هفته قبل تولد آدم همه جا جار می‌زنه و از يک هفته قبل آدم رو شرمنده دوستان گلش می‌کنه. حالا بايد تک‌تک از همتون تشکر کنم ولی علی‌الحساب همينجا از کسانی که به هر نحوی يادم انداختند، سعيد حاتمی هم يک سال بزرگتر شده، ممنونم، چه اونا که رو زمين هستند، چه اونها که تو هوا، خلاصه که همتون رو دوست دارم، و کلی هم ذوق مرگم. با اينکه يه جورايی فکر می‌کردم سه‌شنبه تولدمه!!! و الان تازه فهميدم و تو خونه مردم تا الان که ساعت چهار و نيمه صبحه (به وقت برلين) دارم با يه لپ‌تاپ تو بقلم تايپ می‌کنم (گردنم خشک شده)، ولی باشکوه‌ترين و به يادماندنی‌ترين تولدی هست که تو اين شونسده سال، داشتم.
کلاً هميشه تولد هيوده سالگی خيلی پر هيجان می‌شه؛ چون فقط يک سال ديگه مونده تا بشم هيژده ساله و بتونم واسه خودم تو بانک حساب باز کنم و گواهينامه بگيرم (شايد هم تمديد کنم)


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۷:۴۰

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: روز ششم

پنجشنبه، ۲۶ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۰۲

سلام. خبر دار شدم که با الهه خانم رفته بودی پوتسدام. اميدوارم خوش گذشته باشد. اميدوارم از نظرات تو هم در وبلاگم محروم نباشم.
سپاس


نويسنده: سيما

چهارشنبه، ۲۵ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۳۳

بابا سه شنبه هم گذشتا!! پس اين تولد چی شد؟؟؟؟ خوبه حالا فقط یه تولد ساده خواستیم! شهريوريا که اينقده خسيس نيستن!!دی:


نويسنده: آرشـــام--- وبلاگ گروهی بن بست---

چهارشنبه، ۲۵ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۱۳

سلام . لطفا م طلب جديد اين وبلاگ رابخونيد . چون به همه ما مربوط مي شود


نويسنده: هادی

چهارشنبه، ۲۵ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۴۴

آری آغاز دوست داشتن است.....من به پايان دگر بيانديشم......گرچه راه ناپيداست....تنهاست که صدا ميماند.....که همين دوست داشتن زيباست
...تولد يکسالگی وبلاگت مبارک باشه سعيد جان....قربان يو...هادی


نويسنده: پونه

چهارشنبه، ۲۵ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۴۵

به به تولد ت مبارک...راستش آقا سعيد گل ، ما هم از اينجا خيلی چيزها ياد گرفتيم. کلی هم بهت زحمت داديم ... ( لوگو و باقی قضايا ! ) .. به هر حال تولدت مبارک .. شاد و مانا باشی


نويسنده: شکر تلخ

سه شنبه، ۲۴ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۳۶

گاه گاهی که دلم ميگيرد پيش خود ميگويم :آنکه جانم را سوخت ياد می آرد از اين بنده هنوز؟


نويسنده: شکر تلخ

سه شنبه، ۲۴ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۳۵

گاه کاهی که دلم ميگيرد پيش خود ميگويم :آنکه جانم را سوخت ياد می آرد از اين بنده هنوز؟


نويسنده: پيمان

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۲۵

مبارک باشه !


نويسنده: آليوس ماکسيموس

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۵۳

آقا تولدتون با يک روز تاخير مبارک!


نويسنده: sima

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۵۶

ميگم تو توی کامپيوتر و وبلاگ و اينترنت دوست هم داشتی و ما خبر نداشتيم؟؟!!!


نويسنده: sima

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۵۴

راستی ميگم انگار بالاخره اون وجدان درد و عرق شرم و ... اينا زيادی بودار شد!! کار دستت داد!!!!!!دی: / :))


نويسنده: sima

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۵۲

امروز عيد بيده! پس تفلد عيد شما مبارک!!:)


نويسنده: حميدرضا

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۲۵

سلام سعيد جان .... تولدت مبارک ..... انشاالله که ۱۱۷ ساله بشی !!! من برای احتياط امروز اومدم که نه سه شنبه باشه و نه اينکه خيلی دير بشه !!! برای حساب بانکی هم نگران نباش من خودم تو بانک هستم .... برات يک حساب باز ميکنم !! پس پارتی به چه دردی ميخوره ؟؟ ولی برای گواهينامه هنوز بايد يک سال ديگه صبر کنی !!!!! شاد باشی دوست من ....


نويسنده: يک خيالباف!

دوشنبه، ۲۳ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۲۰

از طرف خود و همه خيال باف ها تبريک!
به ما هم سر بزنید.


نويسنده: اشک مهتاب

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۲۵

کاش مثل این وبلاگ و کسایی مثل تو زیاد بودند و میشد به همه کمک کرد که بتونن با اینترنت آشتی کنن و این فرهنگ تو ایران هم بیشتر از اینی که الان هست رشد کنه .... به هر حال برات آرزوی سلامتی و شادکامی دارم و امیدوارم که بازم بتونی با نوشته های خوبی که داری ..... خواننده ها رو همراهی کنی


نويسنده: اشک مهتاب

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۲۳

سلام سعید جان و خسته نباشی ... آقا منم به نوبه خودم تبریک میگم و برات سالهای خوب و خوشی رو آروز دارم ... منم هیچوقت کمکهایی که بهم کردی رو فراموش نمی کنم ... یادمه که تو اون شلوغی که حسابی کار داشتی کمک کردی که مشکل وبلاگم حل بشه .... همیشه شاد و موفق باشی


نويسنده: مهرنوش

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۸:۳۶

تولد و خودتو و وبلاگت مبارک .


نويسنده: mehri

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۸:۰۲

salam o zhre yekshanbeye shuma bekheir, rast migiya yade sahel bekheir...kheili heyf shud ke raft...omidvaram hamishe khush bashe hala har ja keh hast.dar morede tavalodam hanuz zude ,khub pas felan ta bad:)


نويسنده: سيما

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۴۱

حالا سه شنبه کجا بيايم تولد؟؟!! آدرس دقيق بده گم نکنيم!!


نويسنده: سيما

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۳۴

تولد ۱۸ سالگی خودتم مبارک!! بالا بری پايين بيای ۱۸ سالت شده! آخه من ديدم گواهينامه گرفتی!! تازه به زير ۱۸ ساله ها ديگه اجازه نميدن وبلاگ بنويسن! اينقدر نگو ۱۷ سالمه ميان در وبلاگتو تخته ميکننا!!!


نويسنده: سيما

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۵۹

tavallode 1 saalegiye webloget mobarak!!l


نويسنده: اسد

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۸

سلام، نه ما کمی خنگیم، درنیافتیم تولد خودته یا وبلاگت، بهرحال اگر تولد خودته که مبارک باد و هزارساله شوی و اگر تولد وبلاگته که آنهم مبارک باد و دست مریزاد.


نويسنده: مش قاسم غیاث آبادی

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۰

سلام سعيد جان. خوبی عزيزم؟؟ مثل اينکه خيلی دیر به جشن تولد رسيدم... مبارک باشه عزيزم... ايشالله ۱۰۰۰ سال دست به کيبورد باشی... توی اين هفته ۱۰۰ تا تولد داشتيم... يا تولد خود بلاگرها بوده يا تولد بلاگشون... اتفاقاْ خوبی اورکات همينه که خبرچينه !!! بازم تبريک ميگم... همواره شاد و پيروز و تندرست باشی... ميدوستمت... قربانت: مش قاسم غياث آبادي


نويسنده: شهلا

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۰۴

گلم من که حضورن شاد باش گفتم....


نويسنده: رز

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۲۹

ااولا حسابی تبريک ميگم(اما اصلا از اين ارکات خوشم نمياد طرف اسم تو رو يادش نمياد بعد ميبينه تولدته مياد تبريک ميگه) بابا حالا با همون وسپا بساز اشالله بزرگ ميشی گواهينامه ماشين هم ميگيري...برای حساب هم ميتونی حقوقتو بزاری تو حساب من:دی(ميگم سعيد دستت به لامپ رسيد؟)


نويسنده: متين

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۲۶

هپی برت دی تو يو ... !!
شب نشده که !!


نويسنده: دنیا

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۰۰

تولدت مبارک يه عالمه! سال خوبی داشتی باشی..


نويسنده: گلهاي آفتابگردان

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۰۸

ّتفلد هيفده سالگيت مبارك :)


نويسنده: ماهي دودي

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۷

:)) پير مرد تولدت مبارک!!!!!


نويسنده: محمد (حرف هایی از دل زمان)

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۲۸

سلام :) عجالتا تولدتون مبارک باشه تا بعد خدمت مجدد برسيم قربان :)


نويسنده: ميترا

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۱۶

!!!!!!!!!!!!!!! این چرا کلماتم رو خورد!!!!
ببخشيد منظورم -جلوتر- از لحاظ قرار گرفتن در تقویم بود که ميشه همون -عقب تر- ‌از لحاظ زمانی!


نويسنده: ميترا

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۱۴

ببخشيد منظورم از لحاظ قرار گرفتن در تقویم بود که ميشه همون ‌از لحاظ زمانی!


نويسنده: ميترا

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۰۵

در ضمن شما اشتباه نکردی و همون 3شنبه تولدته اما امسال تاريخ ميلادی نسبت به شمسی يک روز جلوتر از 3 سال گذشته است، يعنی اگه تاريخ شما به شمسی 17 شهريور باشه سه سال تاريخ شما به ميلادی 8 سپتامبر است و سال چهارم 7 سپتامبر و امسال همون سالیه که تولد شما 7 سپتامبره :D


نويسنده: ميترا

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۴۳

سلام، تولد 17+؟ سالگی مبارک! متاسفانه من تو ارکات جزء friend هاتون نبودم که از قبل خبردار شم. البته اگه اينطوری هم بود همون روز تبريک می گفتم چون به نظر من از مزه می افته آدم يه هفته قبل تبريک بگه! تازه جلوی سورپريز کردن هم گرفته می شه:( به هر حال براتون آرزوی موفقيت دارم و اميدوارم سال های پربار و شادی در پيش رو داشته باشيد.


نويسنده: ميكاييل

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۵۶

در نهايت اينکه:هپی هپی مبارکه!وبلاگ خوبی داری٬به من هم چيز بزن!


نويسنده: ميكاييل

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۵۴

آها٬پس قضيهء ساحل آرام اينه!منو باش که فک کردم کسی از اونجا خبر نداره !می خواستم ازت باج بگيرم به ملّت نگم!!!!!!!!!


نويسنده: حامين

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۴۴

تو ۱۷ سالته؟!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!


نويسنده: ميكاييل

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۳۲

ميدونی سعيد جان٬کسی رو نميشناسم که اين همه وبلاگش واسش مهم باشه و اين همه واسش زحمت بکشه...واقعاق دستمريزاد...


نويسنده: ميكاييل

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۳۱

عرض کنم که:خيال می کنم اولين کسی که از امکانات اورکات سوء استفاده کرد و بهت تبريک گفت من باشم!اول سپتمبر اگه اشتباه نکنم٬تبريک گفتم...چيکار کنم خوب؟؟؟ما جيشمون تنده!


نويسنده: متين

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۱۲

تو خجالت نمی کشی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو روز روشن راس راس راه ميری ميگی ۱۷ سالمه ... عجبا !! من فکر کردم ۱۸ شدی که تبريک گفتم و گرنه که خب مبارک باشه !!!! من ميرم سقوط کنم بميدم مهم شم . ۲۱ سالم هم هست ! خدافظ!


نويسنده: متين

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۰۰

حالا برم بخونم ! اميدوارم بعد خوندن هم بتونم نظر بدم . وگر نه که تبريک ميمونه واسه يه هفته ديگه !!!!


نويسنده: متين

یکشنبه، ۲۲ شهریور، ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۵۹

اوووووووووووووووول!! آخه من شب پرواز دارم هنوز نرفتم !




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.