WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « ابی در برلين |  خبرگزاری‌های ايران »
روزمره چهارشنبه، ۱۶ دی، ۱۳۸۳
دغدغه‌های شب سال نو کفار

مجيد جان! شب سال نو با کريسمس فرق داره، يه هفته هم فاصله‌شونه. البته خود کريسمس که می‌گن پيامبر صلح و صفا و سيتی!!! اون روز بدونيا اومده هم، واسه هرکدوم از نامسلمونای ارمنی و نامسلمونای اُرتُدُکس و کاتوليک فرق داره. ولی اون شب که کاج می‌گذارند و بابانوئل واسه بچه‌های خوب کادو می‌آره و اسمش کريسمسه، واسه کشورهای عضو ناتو! يک هفته قبل‌تر از شروع سال نو اکثر کشورهای نامسلمون و مسلمون (مثلاً ترکيه و پاکستان) هست.
مجيد جان! اونی که اسمش نيکولاسه و واسه بچه‌های خوب تو كفش یا جورابشون شکلات می‌گذاره با بابانوئل فرق داره و دو هفته زودتر از اون می‌آد!
مجيد جان! تسونامی نه، سونامی! اسم هيچ جای دنيا هم نيست، اسم اون موج بزرگاست که وقتی می‌آد کافر و مسلمون و فقير و توريست اروپايی نمی‌شناسه.

اگر می‌خوای يه جا فقط خودت باشی و خودت، شب کريسمس ساعت هشت سوار قطار (مترو) شو!
اگر می‌خوای يه جا خودت باشی و پونصد نفر ديگه تو واگن! شب سال نو سوار قطار (مترو) شو!
اگر می‌خوای تو يه شب خرج يک ماهت رو در بياری، شب کريسمس لباس بابانوئل بپوش و برو هديه‌های آدم پولدارها رو بهشون بده! هی هم بگو: «هُ هُ هُ...»
اگر می‌خوای بازم تو يه شب پول در بياری، شب سال نو برو به عنوان گردن کلفت (security) تو ديسکو کار کن.
البته اگر می‌خوای خودت ديسکو برگزار کنی، به هيکل گردن کلفته نگاه نکن، ببين زبون بلده يا نه؛ چون اگه تو اون ديسکو از قضا يه ايرانی و يه عرب و يه ترک (ترکيه‌يی) باشند حتماً چند بار کتک کاری می‌شه، و وقتی تو پشت بی‌سيم درخواست نيروی کمکی کنی، از اونور فقط می‌شنوی: «بابالاگی لو لی لالاقوتو...»
و باز هم البته اگر رئيس امور خارجه بخش بليت فروشی ديسکو هم باشی، بد پول در نمی‌آری، فقط بايد يه کم اختلاس کردن بلد باشی!
اگر می‌خوای شب سال نو يه جا تا صبح کار کنی که بايد تيپ بزنی و از اونور بارون هم می‌آد، با دوچرخه سر کار نرو!
البته اگر می‌خوای از درآمدت جريمه ندی، چراغ دوچرخه‌ات رو درست کن؛ چون پليس فاشيست آلمان مثل کميته خودمون نيست که با دو تا من بميرم و تو بميری يا يه گوشه از برگ سبز! ببره در خونتون پيادت کنه و بگه: «بعد از اين باز کاری داشتی يه راست بيا پيش خود من!»
اگر می‌خوای کلی ازت تعريف کنند، برو تو اُرکات برای ملت تِستيمونيال بنويس، دو دقيقه هم طول نمی‌کشه که می‌شی تک ستاره عالم بشريت!
اگر می‌خوای وبلاگ بنويسی، حواست باشه که فردا کلی مشق داری...


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۲۱:۱۳

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: کسب در آمد عالی برای همه و در همه جا

یکشنبه، ۶ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۱۷


شما می توانید با عضویت در سایت همکار ما باشید و از درآمد عالی و عادلانه برخوردار شويد


نويسنده: مهسا

سه شنبه، ۲۲ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۳۹

سلام اولا که خيلی خيلی خوشحال شدم از آشنايی تون وو دوم اينکه مرحبا به سليقه تون تو طراحی صفحات وب .و اما


نويسنده: آرمین گیله مرد

دوشنبه، ۲۱ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۲۷

سلام ...دغدغه بود يا پند!!؟؟


نويسنده: f...

یکشنبه، ۲۰ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۲۹

ba salam .jaleb bod.albate dar morede tsunami dar khandan sunami khandeh mishavad.ba tashakor


نويسنده: رخسار

یکشنبه، ۲۰ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۴۴

شخصا از دغدغه خوشم نمياد راستی اين جمله /بابالاگی لو لی لالاقوتو / يعنی چی؟


نويسنده: استيون

یکشنبه، ۲۰ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۲۳

سلام ... خوبي؟؟؟ من حرف هات رو کامل قبول دارم ... يعنی اون نوشته آخريت رو می گم ... خيلی حرفت حساب کتاب داشت ... خوشم اومد ..........من يه متن هم نوشته ام و آپ کردم که اميدوارو بيای بخونی و نظر بدی ..... منتظر هستم ... باشه؟؟؟؟؟ کمی طولانيه ولی تا آخر بخون و نظرت رو بنويس باشه؟؟؟؟


نويسنده: فائزه

یکشنبه، ۲۰ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۲۸

سلام سعيد جان ...مرسی که به وبلاگم سر زدی کارم زياده و حال خودم و پسرم ناخوش برای همين مشقامو به قول تو تعطيل کردم ...عکسهای خوبی از سونامی برات فرستادم به ميلت سر بزن


نويسنده: رضا

یکشنبه، ۲۰ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۱۰

سلام سعيد
من رضام بچه ناف خيابون پيروزی عمومم بچه ناف اروپاست.امسال یه لیسانس نرم افزار از دانشگاه سراسری می ذارن کف دستمون بعدشم میگن بسلامت . کلام که سهل اگه پیرنمم تو زمستون بیفته تو این خراب شده نمیرم ورش دارم. من دارم زبان ميخونم که واسه ادامه تحصيل بيام اون وری بچه محل شيم. لطفا يه کم مطلب راجع به فرهنگ و شرایط زندگی این نامسلمونای از خدا بی خبر (خودت که می دونی فقط تو ايران از خدا خبر دارن باقی دنیا بی خبرن)بنويس و توش راجع به اونايی که واسه ادامه تحصيل ميان اون وری حرف بزن که يه وقت خدایی نکرده از این چاه در نیایم با مخ بریم ته چاه بقلی. هنوز جای چاه اولی درد میکنه.


نويسنده: سوسن

شنبه، ۱۹ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۴۰

سلام ... تو هميشه بهترين دوست من بودی اينجا ... هميشه ... می دونی سعيد دلم می خواست توی مطلب مربوط به پدرم ببينمت... يه جورايی آرزو کردم تو اونو بخونی... اما اون موقع نبودی... من که توی اين دعواتون نه سر پيازم نه ته پياز ... با من به از اين باش ... قربانت سوسن


نويسنده: رضا

شنبه، ۱۹ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۳۹

سلام سعيد
من رضام بچه ناف خيابون پيروزی. عموم بچه ناف اروپاست.سال اخر نرم افزارم( دانشگاه سراسری).زبان المانيمم تا ۶ ماه ديگه تموم .واسه ادامه تحصيل میخوام بيام اون وری بچه محل شيم . سعيد تو آلمان دانشگاه خوب مهندسش کدومه.بابا یه سری مطلب راجع به ادامه تحصیل و شرایط زندگی و فرهنگی این کافرای از خدا بی خبر بنویس نیایم اون ور با مخ بریم ته چاه.
امیدوارم موفق باشی
چاکرت رضا


نويسنده: سيما

شنبه، ۱۹ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۳۲

حالا اينا رو به خودت گفتي که ياد بگيری؟؟؟ بيچاره اين مجيدو چرا خراب ميکنی؟!!دی:


نويسنده: اميد

شنبه، ۱۹ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۲۵

نام وبلاگ اجباری
کسب پول و تجارت الکترون

آدرس ايميل اجباری


آدرس وبلاگ اجباری
www.omidng2u.persianblog.com
...................................آيا توانايی اضافه کردن لينک ما به وبلاگ خود را داريد؟ بلی اضافه شده است

توضيح اختياری
بهترین استفاده را از وقتتان در اینترنت ببرید پول الکترونیک


نويسنده: اميد

شنبه، ۱۹ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۲۱

سلام.
من به وبلاگهای به روز شده اد کردم ولی فرم شما آپلود نميشه. من اينجا می نويسم


نويسنده: 

جمعه، ۱۸ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۵۱

برات متسفم که نميفهمی اونا از تو اتقاداشون بيشتره . تو که فقط بلدی بری ديسکو کنسرت بيای بعدش به رخ ما بکشی که اين مسلمونا هيچ دلخشی برامون نزاشتند چه ميفهمی ؟ همون کفار سگشون به تو ميرزه . هيف اين وقتی که سرف خوندن چرت و پرتات کردم


نويسنده: سميرا

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۳۵

سلام! ببين من قدم ۱ متر و ۵۵ سانته! فکر ميکنی بتونم برم در نقش اون گردن کلفته که گفتی ظاهر بشم و زود پولدار بشم؟


نويسنده: رز

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۱۵

سال نو خارجيت مبارک. من که تا کامپيوترمو ميبينم ميگم سال نوت مبارک وگرنه به من چه الان سال نو کفار است.(سال خوبی داشته باشی)


نويسنده: دنيا

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۰۷

حواست هست؟


نويسنده: ميکاييل

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۴۶

اين آزاده دختر خوبيه۰۰۰به حرفش گوش کن!


نويسنده: آفتاب پرست

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۴

اصلاح می کنم: نمسلمون=نامسلمون!


نويسنده: آفتاب پرست

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۳

ای بابا سعيد جان!اينايی که گفتی همه ش مراسم نمسلموناس؟! جريان چيه؟! نيکولاس کيه؟ به کی جايزه ميده؟!...کريسمس؟!همون سال نواه؟...اگه می خوای معروف بشی چيچی؟!


نويسنده: نسيم

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۷:۵۳

سلام ميبخشيد اول لينک دادم بعد اجازه گرفتم اما سعيد جان صفحه اول اينترنت مينويسه تسونامی در سايت ياهو پست ابی قشنگ بود نميدونم ادما چرا دوست دارند پولاشونو بيخودی هدر دهند دوست داشتی بهم سر بزن من يک بيمار ام اسی هستم


نويسنده: شهلا

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۲۷

سعيد جان من اين آقا مجيد رو نميشناسم!!!!!!!؟؟؟؟؟/


نويسنده: خورشيد خانمی

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۵۹

تو و مجيد


نويسنده: امير

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۵۰

منظورم از اسم اصلی اين بود: «امير»


نويسنده: امير

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۴۹

شما لطف دارید. اگر ممکنه اسم اصلی وبلاگ رو بنویسید ولی به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند.شاد و سر بلند باشی دوست من، امیر


نويسنده: امير

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۴۲

کلی از کامنتت خندیدم دوست من. امیدوارم دوباره نیاز به اثاث کشی نشه که از کمر درد مردم!


نويسنده: زيستن

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۳۵

مجید جان وزیر امور خارجه درسته نه رئيس امور خارجه. خواستم باز شوخی کنم ياد جوونای تو عکس ها افتادم پشيمون شدم . سلامت و موفق باشی :))


نويسنده: خورشيد خانمی

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۲۷

شما ها دارين با هم دعوا ميکنين


نويسنده: پيمان

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۵۱

شنيدی سعيد جان به ترکه ميگن چند تا ک داريم ميگه يه ک داريم که مينويسن اما نمی خونن مثل دوتور (دکتر) تسونامی هم بايد يه همچو چيزی باشه مينويسن تسونامی ميخونن سونامی . حتما ترک های ژاپن اول رو اين موج اسم گذاشتن . قربانت پيمان


نويسنده: man

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۴۴

ای نامرد.حالا شناختمت.پس اون تستيمونالت تستيکولار بود؟


نويسنده: بارانی

پنجشنبه، ۱۷ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۲۱

خيلی زيبا بود مجيد جان.اونکه وبلاگه اين نيس که . اين يه سايته. کايت که تو آسمونه. نه مجيد جان سايت. رايت که به نوشتن ميگن . نه نه مجيد رايت نه .سايت . پس پايت رو وردار از کولم . من بارانيم رو ور داشتم مجيد. بايت سعيد جون


نويسنده: ماهی دودی

چهارشنبه، ۱۶ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۲۷

خوب عرض شود که بسی خوشمان آمد از پستت مستر سعيد! باشد که رستگار شوی! ولی اين وسط به يه موردی اشاره نکردی! اينکه اگه خواستين يه شبه غنيمت دار بشين شب کریسمس برين بيابون يه ماهی دودی پيدا کنين!


نويسنده: اهری

چهارشنبه، ۱۶ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۱۸

آقا من دارم در مورد یه نامه خصوصی نظر میدم . پس نظر نمیدم . اومدم بگم پسر خوب . در مورد اسد وبیلیش خیلی حال دادی. با اینکه خیلی دوستت داشتم ولی با اینکارت در نظر م رفتی تو اوج . اومدی ایران . یک ناهار مهمونم باش آبگوشت مرغ طبیعی با دسر. من؛ حنا ؛آصف ؛و کدبانو دوستتون داریم. راستی اول شدن در کامنت . جایزه یی چیزی نداره ؟


نويسنده: اهری

چهارشنبه، ۱۶ دی، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۱۱

سلام . اول بشم بد نیس. ادامه میدم




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.