WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « عشق |  بعد از پنج ماه دوباره می‌نويسم »
اجتماعی یکشنبه، ۱۱ بهمن، ۱۳۸۳
جنگ يعنی مرگ

ما مخالف دخالت نظامی آمريکا در ايران هستيم

حرف حرف حمله نظامی آمريکا به ايران است. تا جايی که می‌دانم، هر حمله‌ای دفاعی دربر دارد و اين دفاع و حمله يعنی جنگ. در جنگ هم حلوا خير نمی‌کنند؛ خانه‌ها ويران می‌شوند، انسان‌هايی (مگر بی‌گناه و با گناه فرقی می‌کند؟) و از آن بدتر کودکان و سالمندان کشته می‌شوند. جنگ يعنی همين، نه به احساس ربطی دارد نه به خردی که ادعايش را داريم. مسلم است هر پديده‌ای موافق و مخالفانی دارد، حتی همين زشت‌ترين اعمال مثل جنگ و کشتار هم موافقينی دارد که با هزار و يک دليل آنرا توجيه می‌کنند و در نهايت بدون احترام به انسانيت، جنگی را آغاز می‌کنند که نتيجه‌ای جز مرگ در پی نخواهد داشت.

NO WAR in IRAN

چند روزيست با وجود شروع شدن امتحانات و گرفتاری‌های زندگی، يادداشت‌های دوستان را در باب حمله احتمالی آمريکا به ايران، پيگيرانه مطالعه می‌کنم و در حد توانم وارد بحث و گفتگو شده‌ام. قبل از هرگونه اظهار نظری بايد خاطر نشان کنم که هيچگاه تحليل‌های سياسی توسط غير سياستمداران فایده‌ای ندارد، مگر در مورد بازتاب عمل آنها در بين مردم و جامعه. مثال ساده آن، کسيکه از نجاری هيچ نمی‌داند يا فقط اره کردن فرا گرفته نمی‌تواند در کار نجار دخالت کند، مگر اينکه در مورد محصول کار او اظهار نظر کند. به همين دليل ساده هيچگاه به خود اجازه نمی‌دهم در کاری که از آن سر رشته و تجربه‌ای ندارم اظهار نظر کنم. پس اين مقاله در باب تأثيرات تهديد جديد آمريکا در بين مردم و به ويژه وبلاگ‌نويسان ايرانی است نه سياست‌های حکومت آمريکا يا ايران.
بهتر است اين يادداشت را با برشمردن ديد‌های مختلف و مطرح کردن سؤالاتی درباره آنها شروع کنم تا بعد نوبت به خودم برسد.

موافقين تهاجم آمريکا به ايران
تا آنجا که من ديدم دو دسته هستند. دسته اول داخل ايران و دسته دوم خارج از ايرانند. توجيه آنها برای حمايت از دخالت نظامی آمريکا در ايران، فقط و فقط مخالفتشان با حکومت فعلی ايران است. آنها که ايرانند مسلماً نارضايتی از وضع زندگی (اقتصادی، اجتماعی،...) خود را دليل مخالفت با حکومت می‌دانند، و آنها که خارجند، دليل مهاجرت و دوری از وطن را سياست‌های نظام. هر دوی آنها اين حق را دارند که علاوه بر مخالفت با حکومت، خواستار تغيير اوضاع سياسی ايران باشند؛ چيزی که اکثر قريب به اتفاق مخالفين دخالت نظامی هم خواستار آن هستند. پس بحث اصلی سر روش است نه هدف.
سؤال ابتدايی اين است که چرا موافقين دخالت نظامی، ناپسنديده‌ترين روش را برای رسيدن به هدف خود انتخاب کرده‌اند؟ مگر نه اينکه مخالفت اصلی آنها با رژيم بر سر زورگويی و نظامی‌گری است؟ حال چطور آنچه را که خود نفی می‌کنند و دليل مخالفت با حکومت می‌دانند، وسيله رسيدن به هدف قرار می‌دهند؟
می‌گويند تنها روش باقی مانده همين است، سريع به هدف می‌رسيم و تبعات ناشی از آن زودگذر است، و فقط اينگونه حکومت آرمانی خود را بدست می‌آوريم. پس هدف وسيله را توجيه می‌کند؟ آيا نظام پس از انقلاب پنجاه و هفت هدفش جز رسيدن به حکومت آرمانی خود بود؟ با اين نگاه شما به آنها حق می‌دهيد که برای رسيدن به هدف خود، سريع‌ترين و کم هزينه‌ترين راه را که همان نظامی‌گری است، انتخاب کنند؟
البته اينجا سؤال پيش می‌آيد که شما مخالف روش حکومتداری يا سياست‌های اعمال شده در ايران هستيد يا مخالف کل حکومت و برايتان مهم اين است که چه کسی حکومت کند؟ اگر برای شما مهم اين است که سياستمدار ايرانی عمامه داشته باشد يا کروات -بدون در نظر گرفتن کارايی او-؛ پس مدافع ديکتاتوری هستيد نه دموکراسی. اگر برای شما کارايی شخص مهم است، پس می‌توان به اصلاحات اميدوار بود. اصلاحات هم ايده می‌خواهد و زمان. براستی شما همه روش‌ها را برای اصلاحات به کار برده‌ايد، که فقط نظامی‌گری برای اصلاحات باقی مانده؟
از نظامی‌گری که بگذريم، می‌گويند کجا از آمريکا بهتر تا با قدرت و سياست آنها در ايران تغييرات مورد نظر ايجاد شود؟ مگر در اين بيست و چند سال آمريکا دم از تغيير رژيم ايران نمی‌زد؟ مگر هر سال بودجه کلان صرف اين راه خير نمی‌کند؟ پس يا نمی‌خواسته در حکومت ايران تغيری ايجاد شود يا نتوانسته. بدون توجه به شعار‌های هميشگی دولت آمريکا می‌گويند اينبار جدی است (مگر سياست شوخی دارد؟) می‌گويند حکومت ايران از تروريسم حمايت می‌کند و بمب اتم دارد! مگر تاکنون آمريکا اینها را نمی‌دانست؟ مگر نه اينکه از راه همين صاحب تکنولوژی هسته‌ای شدن ايران، همپيمانان و باج‌دهندگان آمريکا (آلمان، ژاپن و حال روسيه) به سود‌های کلان و چندباره رسيده‌اند؟ نکند آمريکا می‌خواهد دولت آينده، مستقيماً از او تکنولوژی هسته‌ای بخرد؟ ای کاش کسی نگران بمب اتم‌دار شدن ايران می‌شد که خود بمب اتم نداشت و اولين و آخرين استفاده کننده از آن نبود.
کمتر کسی است که نداند عمده منبع درآمد آمريکا از چيست. وقتی علناً صاحبان کارخانه‌های اسلحه‌سازی آمريکا به احزاب سياسی آنجا کمک‌های چند صدميليون دلاری می‌کنند، توقع ندارند حکومتشان جلوی نان خوردن آنها و هزارن کارگر کارخانه‌هايشان (ماليات دهندگان آمريکايی) را بگيرد. وقتی هم که در جهان صلح برقرار باشد و هيچ تروريستی! موجود نباشد، به که اسلحه بفروشند؟ پس خوشبينی محض است که حکومت آمريکا (بزرگترين صادر کننده اسلحه در دنيا) و کشورهای ديگری نظير آلمان و فرانسه و انگليس و... بدنبال صلح باشند.
می‌گويند آمريکا تصميم خود را گرفته و هيچ تنابنده‌ای جلودار آنها نيست، پس مخالفتمان بيهوده است! اگر قرار است خود را به تقدير يا تصميم قدرتمندان بسپاريم، پس ديگر چه جای اعتراض به حکومت فعلی ايران است که برای سرنگونی آن تلاش می‌کنيد؟
می‌گويند ما مخالف جنگيم؛ ولی ايران حريف نظامی آمريکا نيست، پس برای جلوگيری از کشتار تسليم شويم! پس تعريف شما از دموکراسی و آزادی اين است که هر که زورش بيش، سرزمينش بيشتر!؟ پس کجاست آنهمه قوانين و مقررات بين‌المللی که خود دولت آمريکا در وضع آنها سهيم بوده؟ حتی در جنگل هم حيوانات ضعيف‌تر برای شکار نشدن تمام سعی خود را می‌کنند، آنوقت چگونه مردم يک کشور زير پای سربازان بيگانه فرش قرمز پهن کنند؟ آيا اين است خردی که به آن می‌باليد و ديگران را از احساساتی شدن برحذر می‌داريد؟ آن دانشمند هسته‌ای هم بر پايه علم و خردش بمب اتم ساخته، حال اگر قرار باشد انسانيت و احساس را زير پا بگذارد که ديگر موجود زنده‌ای روی کره خاکی باقی نمی‌ماند. خرد و احساس مکمل يکديگرند، مگر اينکه خرد شما چون جهانی! است و چوب لای درز آن نمی‌رود، به احساس احتیاج ندارد.
می‌گويند مردم ايران بريده‌اند و حکومت درحال سقوط است! بر فرض که در اين بيست و شش سال، رژيم به ضعيف‌ترين(!؟) موقعيت خود رسيده‌است، پس مردم چه کاره‌اند که آمريکا بايد دولت و حکومت ايران را عوض کند؟ راستی چقدر اين جمله را شنيديم که ديگر آخر عمر رژيم است و سال ديگر آزادی را در وطن جشن می‌گيريم؟
می‌گويند مردم کاری نمی‌توانند بکنند و احتياج به يک رهبر دارند!!!؟؟؟ ما فکر می‌کرديم مشکل شما با حکومت فعلی ديکتاتوريست و خواهان جمهوری واقعی هستيد؟ غير از اين است که دنبال رهبر گشتن، تقويت نظام تک‌محوری است؟ انقلاب پنجاه و هفت که انواع و اقسام گروه و رهبر وطنی و مبارز داشت به اينجا ختم شد که برای رهايی از آن دست به دامن بيگانگان می‌شويد، حال از آن گوشه دنيا برای مردم رهبر پيدا می‌کنيد؟ قديمی‌ها می‌گفتند، يک نفر از يک سوراخ چندبار گزيده نمی‌شود، ولی گويا عادت داريم هميشه دستمان را داخل يک سوراخ کنيم، فقط شعارها عوض می‌شوند.
با خوش باوری می‌گوييم، همه حرف‌های شما درست. دولت آمريکا دموکراسی و آزادی را کادو کرده و دير يا زود با سربازانش به ايران می‌فرستد. باز هم فرض می‌کنيم مردم ما خرد پيشه کرده و از کشورشان دفاع نمی‌کنند، و بعد از باز شدن آن هديه زيبا دموکراسی به عمق وجود مردم نفوذ پيدا می‌کند، همان مردمی که به فرمايش شما خود به تنهايی و بدون رهبر قدرت تغييرات را ندارند. اين وسط تکليف آنهايی که به قول شما محصول حکومت ديکتاتوری و استبدادی هستند و به خون آمريکايی‌ها و مخالفان عقيدتی خود تشنه، چه می‌شود؟ (حتماً فراموش نکرديم که محمد عطا و هم‌قطارانش سال‌ها در قلب دموکراسی زندگی کرده بودند) حتماً اگر دستگير شوند جايی مثل ابوغريب و گوانتاناما برايشان می‌سازيد. اگر هم فرار کردند و مخفی شدند بايد روزی يک‌بار منتظر شنيدن صدای انفجار از خيابان‌های تهران باشيم؟ مطمئناً آنها نمی‌روند اقوامشان را ترور کنند، بلکه اين وسط خون پدران و مادران و خواهران و برادران ما ريخته خواهد شد که بی‌خبر از همه جا در حال گذر از خيابان بودند. آيا آن موقع هم خرد پيشه می‌کنيد و آن را هزينه دموکراسی می‌دانيد؟ آن زمان که با زندانی شدن هم فکرمان خود را محق احساساتی شدن می‌دانيم، چرا به ياد هزينه برای دموکراسی نمی‌افتيم؟
هرچه باشد، با حضور اولين نظامی بيگانه در ايران، خون انسان‌ها ريخته خواهد شد و هيچ توجيهی برای آن نمی‌تواند از چهره کريه جنگ بکاهد و طرفداران آن خواسته يا ناخواسته ذات غيرانسانی خود را بروز می‌دهند.

NO WAR in IRAN

مخالفين جنگ
می‌گويند به هزار و يازده و يک دليل آمريکا به ايران حمله مستقيم نظامی نمی‌کند؛ يعنی فقط مراکز هسته‌ای و غيردموکراتيک ايران را بمباران می‌کند! يادم می‌آيد در افغانستان و عراق هم فقط اهداف نظامی بمباران شد ولی نفهميدم چطور مجلس عروسی هم جزو آن اهداف محسوب می‌شود؟ هواپيمای مسافربری ايرباس ايران هم حامل سلاح هسته‌ای بود؟ هيروشيما و ناکازاکی چطور؟ يک عذرخواهی کوچک هم می‌توانست از کراهت چهره اين اعمال کم کند، ولی گويا زورگويی اشتباه ناپذير است!
راستی ايران موشک شهاب برای چه می‌خواهد؟ يعنی اجازه خواهد داد آمريکا بيايد و سرمايه‌هايش را از بين ببرد و آنها هم بگويند دست شما درد نکند، چرا زودتر آنها را نابود نکرديد؟ نخير، اگر بنا به اين بود که همين الان می‌پذيرفتند که بجای دانش هسته‌ای برای خود در آلمان و انگليس و فرانسه ويلا داشته باشند. شعار آنها موشک جواب موشک است، و اين يعنی گسترده شدن جنگ و کشتار.
می‌گويند ايران افغانستان و عراق نيست! کسی هم شکی ندارد، ولی آيا عراق بدتر از افغانستان و ويتنام نشد؟ پس آنها ترسی ندارند که ايران بدتر از جاهای ديگر شود. مگر اين جنگ‌ها از خانواده پرزيدنت بوش يا ديگر سياستمداران آمريکا چيزی کاسته که نگران کشته شدن سربازان خود باشند؟
می‌گويند آمريکا اوضاع مالی درست و حسابی ندارد. در آن شکی نيست، ولی مگر جز اين است که اقتصاد آمريکا از فروش اسلحه و جنگ‌افروزی می‌گردد؟ پس تا قيام قيامت هم آمريکايی و عراقی و ايرانی کشته شوند، نه‌تنها اوضاع مالی آنها بد نمی‌شود، بلکه سود سرشار آن به مردم آمريکا هم خواهد رسيد تا در آزادی و دموکراسی! زيبا زندگی کنند.

NO WAR in IRAN

همانطور که گفتم هميشه سعی کردم از سياست اجتناب کنم؛ چون به آن بدبينم و هيچ سياستمدار موفقی را راستگو و پاک‌انديش نيافتم. ولی هميشه نگاه می‌کنم رويداد‌های سياسی به نفع چه کسانی تمام می‌شود تا بعد آنرا برای خودم تفسير کنم. من نمی‌دانم آيا آمريکا به ايران حمله خواهد کرد يا نه. اگر حمله کند، مسلم می‌دانم دلش به حال من و شما و استبداد نسوخته و جز جنگ و غارت و منافع خودش چيزی دنبال نمی‌کند. پس من مخالف آن هستم، و به هرکس با هر تفکری که با زورگويی و تجاوز مبارزه کند احترام می‌گذارم و هر که را با متجاوز همراه شود خائن و وطن‌فروش می‌دانم (معنی اين دو کلمه غير از اين نيست)
ولی اگر حمله نکرد، دليل اينهمه تهديد چيست؟ مسلم است دنيای امروز، برپايه سرمايه‌داری می‌چرخد، و سياستمداران سعی می‌کنند با هر روش ديپلماتيکی سود بيشتر از سرمايه‌ها ببرند؛ از جمله تهديد و در تنگنا قراردادن کشورهای ضعيف. مثال آن قرارداد‌های نفتی است که ايران بخاطر تحريم‌های آمريکا مجبور به شراکت غيرمنصفانه با اروپايی‌هاست.
در هرحال سياست پيچيده‌تر و آلوده‌تر از اينهاست که در اين مقاله بگنجد و تا سياستمدار نباشيم نمی‌توانيم آنرا تفسير و تحليل کنيم. در ضمن با اين نوشته‌ها و بحث‌ها تصميم هيچ قدرتی تغيير نخواهد کرد. بحث سر آن است که چرا ما بجايی می‌رسيم که برای دستيابی به هدفمان حاضريم صفت‌های غير انسانی را به جان بخريم و بازيچه شعارهای رنگارنگ سياستمدران شويم، بدون اينکه در رفتار اجتماعی خود تغيیری ايجاد کنيم. براستی چند نفر از ما که شعار دموکراسی و آزادی می‌دهيم در عمل به آن پايبنديم؟ منطقی‌ترين و آزادانديش‌ترين‌مان، از آن ابتدا همديگر را به ندانستن و بی‌خردی و غرض‌ورزی متهم می‌کنيم و سؤالات ساده را بازی با کلمات و سفسطه می‌دانيم و از پاسخ به آنها اجتناب می‌ورزيم. جايی به همديگر لقب کمونيست می‌دهيم، جايی جوجه بسيجی!!! وقتی جايی يکی از دوستان به من اين لقب را داد، آرزو کردم يک جوجه بسيجی بودم؛ چون او برای اعتقادش حداقل هفته‌ای يکبار تا مسجد سرکوچه می‌رود، من و شما برای اعتقاداتمان چه کرديم؟ جز اينکه از پشت کامپيوتر خانه‌امان فراتر نمی‌رويم و با اسم‌هايی غيرواقعی شعار آزادی به هر روشی می‌دهيم؟
از شنيده‌هايم فکر می‌کردم در ايران بيشتر مردم بخاطر مخالفت با حکومت، موافق دخالت نظامی آمريکا در ايران هستند. وقتی دوست خوبم شهلا مطلبی در اين مورد نوشت و واکنش دوستان را ديدم که همگی مخالف جنگ بودند، به ذهنم رسيد يک دادخواست اينترنتی درست کنم تا نشان داده شود که برخلاف تبليغات بعضی‌ها، مردم ايران جنايتکار و تروريست نيستند و مخالف هرگونه خشونتند. با اينکه قبل از اين هم دادخواستی خطاب به دبير کل سازمان ملل نوشته شده بود، تصميم گرفتم يک دادخواست برای شخص جورج بوش تنظيم کنم و آنرا در يک سايت مستقل و کاملتر با کارايی بيشتر قرار دهم. برای کامل شدن متن آن و همينطور طراحی صفحه با تعدادی از صاحب‌انديشان ايرانی و همينطور گروه‌های طرفدار صلح آلمانی و آمريکايی مشورت کردم، تا بالاخره از دو روز پيش به راه افتاده و استقبال خوبی هم از آن شده. در اينجا جا دارد از الهه مهر بخاطر ميزبانی آن و تمام کسانی که به آن لينک داده‌اند و در اين‌باره مطلبی نوشته‌اند تشکر کنم. از شما هم خواهش می‌کنم اگر مخالف جنگيد به ما بپيونديد و دوستان و هم فکرانتان را از آن مطلع کنيد.
شايد اولين سؤال اين باشد که اين دادخواست چه تأثيری در تصميم سياستمداران ايجاد می‌کند؟ مسلماً هيچ، ولی اين را بپذيريد که هيچ‌کس نمی‌تواند از کنار حرکت‌های گسترده و عظيم مردمی بی‌تفاوت بگذرد، چه برسد به کسانی که ادعای صاحب دموکراسی و آزادی بودن دارند. در ضمن می‌تواند نشان دهد که تجاوز و جنگ و زورگويی چه ميزان مخالفتی دربر دارد، تا تحليل‌گران غيرسياسی به راحتی از جانب مردم فتوا صادر نکنند.
نکته ديگر اين است که عده‌ای دادخواست را مظلوم‌نمايی می‌دانند، و آنرا از نقطه ضعف بررسی می‌کنند. مسلماً اينطور نيست. ما نمی‌گوييم لطفاً ما را نکشيد، ما می‌گوييم جنگ بد است و عاقبت آن کشته‌شدن انسان‌ها؛ و اين يعنی حضور و اتحاد. مسلم است اگر اتفاقی بيفتد، آنوقت می‌شود حضور عملی و قوی‌تری داشت.
ببخشيد از اينکه طولانی شد، ولی چنين بحث‌هايی گسترده است و نمی‌شود در يک يا دو پاراگراف به آن پرداخت. مسلماً در اين يادداشت هم خيلی موارد از قلم افتاده، ولی اميدوارم با ادبيات ضعيفم توانسته باشم منظور اصلی خود را که مخالفت با جنگ است، بيان کرده باشم. حتماً شما هم حرف‌هايی در مخالفت يا تکميل اين نوشته داريد. ممنون می‌شوم اگر مرا از آنها آگاه کنيد. در مورد دادخواست و طراحی آن هم اگر مسئله يا مشکل يا پيشنهادی داريد، خوشحال می‌شوم آنرا در همانجا مطرح کنيد. مسلم بدانيد با گفتمان و پاک‌انديشی می‌توان با هر بدی و زشتی مقابله کرد.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۲۱:۴۶

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
نقطه ته خط (لينک مينک): خب اين حركت مخالفت با جنگ كم كم دارد شكل مي‌گيرد. چون قضيه داخلي هم نيست بايد بقيه‌ي دنيا هم متوجه بشوند
فانوس (لينکدونی فانوس):
Sibestaan (برای حمله نخست بايد توجيه دفاع را تضعيف کرد):  حالا ديگر مساله به اندازه ای که خيال آدم راحت شود در وبستان دامن گرفته و مطرح شده است. آن سکوت اوليه شکسته شده و ديگر بسياری می نويسند و ل...


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: سيش

جمعه، ۱۷ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۲۳

کیر خر


نويسنده: من

سه شنبه، ۱۰ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۴۸

الان خوشحالی؟


نويسنده: من

سه شنبه، ۱۰ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۲۰

مبارکه


نويسنده: بتول

جمعه، ۳۰ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۴۵

سلام
تقريبا يک سال است که اينجانيومدم
چقدر سياسی مينويسی نوشته ات خيلی زياد بود نخواندم


نويسنده: مليحه

جمعه، ۳۰ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۳۰

سلام ....کجايی شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خبری ازتون نيست....منتظر آپ ديت جديدتون هستيم


نويسنده: خود گم كرده

یکشنبه، ۲۵ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۸

سلام؛ از کدام جنگ ميگی؟ اگه منظورت جنگ با سلاحهای گرمه که حالا حالا حادث نميشه. ولی اگه منظورت جنگ سرد که الان درحال جنگ هستيم. درضمن داداش مانند روزنامه نگاران مينويسی. يعنی يکروز را بايد سپری کنيم تا مطلبتان را بخونيم. يه فکری هم به حال ما بيچاره کنيد. در هر حال خوش باشی داداش. ياحق


نويسنده: خود گم كرده

یکشنبه، ۲۵ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۶

سام؛ بابا بی خيال کدوم جنگ؟ شوخيت گرفته؟ اگه منظورت جنگ گرم که فکر نکم حالا حالا حداث شه. ولی جنگ سرد که همين الانش هم هست که. در ضمن داداش مانند روزنامه‌ها مينويسی و ما بايد يک روز را برا خواندن مطالبتان سپری کنيم. بفکر ما هم باش ديگه. خوش باشيد. ياحق


نويسنده: متين

شنبه، ۱۷ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۱۳

سلام . ازت بی خبر بودم که ديدم تو مداد سياه نظر دادی و از بی خبری در اومدم !


نويسنده: سایت طراحی گرافیک

شنبه، ۱۰ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۶

سایت طراحی گرافیکhttp://www.dezfoolian.com


نويسنده: دنيا

سه شنبه، ۶ اردیبهشت، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۳۱

کجايی سعيد خان؟


نويسنده: خاطره

سه شنبه، ۲۳ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۰۴

سلام...حالا جنگ که به خير گذشت ...چرا ديگه نمينويسی...


نويسنده: زوربا

یکشنبه، ۲۱ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۸

سلام سعید جان.. راستش متنت طولانی بود باید بعدا سر فرصت مطالعه کنم... فعلا اومدم سلامی و عرض ادبی خدمتت داشته باشم و با تاخیر زیاد سال نو رو بهت تبریک بگم ... امیدوارم سالی پر رونق و شادی بخش رو پیش رو داشته باشی...


نويسنده: hack4u2

دوشنبه، ۸ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۳۸

سلام - اگه دوست داشتید فال حافظ گرافیکی رو به قالب وبلاگتون اضافه کنيد برای دیدن نمونه و اضافه کردن فال به آدرس زیر برید . Www.hack4u2.persianblog.com ضمنا مثل هميشه از خوندن مطالبتون خيلی استفاده کردم .


نويسنده: آدینه

دوشنبه، ۱ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۲

عجب حکایتی است!!


نويسنده: آدینه

دوشنبه، ۱ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۱

مثل اینکه گیرنده نظرات خوب کار نمی کند
این لینک را ببینید:http://www.iraan.blogspot.com/


نويسنده: آدینه

دوشنبه، ۱ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۰

این لینک را هم ببینید:
http://iraan.blogspot.com


نويسنده: ميترا

یکشنبه، ۲۳ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۱۷

سلام. مثل اين که سيما راست ميگه! تعطيل کرديد يا تخته شده؟! اون دو تا آدرس ديگه که اصلا کار نمی کنه! سال نو رو پيشاپيش تبريک می گم و آروزی شاد و موفقيت براتون دارم.


نويسنده: سيما

سه شنبه، ۱۸ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۲۰:۵۳

وبلاگت همچنان در دست استکبار جهانيه؟!!! هی گفتم از اين چيزا ننويس امريکا قبل از اينکه بياد ايرانو بزنه وبلاگ تورو بمبارون کرد!!!!دی:


نويسنده: نرگس شقايق قاصدک

یکشنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۱۶

روزگار غريبی ست ....... خدا عاقبتمون را بخير کنه


نويسنده: دنيا

یکشنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۱۶

سلام. کجايی؟ خبری ازت نيست.. آپ نمی کنی؟


نويسنده: آرش

سه شنبه، ۱۱ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۴۵

نويسنده: آرش

سه شنبه، ۱۱ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۴۵

دوست عزيز مطمئن باشيد که امريکا نه پولش را دارد به ايران حمله کند و نه پشتيبانی. فوقش پالايشگاههای اتمی را بمب باران کند...


نويسنده: سوسن

جمعه، ۷ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۰۲

سعيد عزيزم ... چند روزی بود که اصلا وبلاگت برام باز نمی شد... الانم که خيلی ريخت و پاش به نظر مياد... چيزی شده نازنين؟؟؟ اميدوارم جای نگرانی نباشه و مشغول زن گرفتن باشی که بهترين صورتشه:دی!!! ... راستی مثل هميشه با حرفهای معقولت موافقم... تو همواره عاقلانه قضاوت می کنی و هر قدر هم که زياد بنويسی من می نوشمش!!! قربان دوست گل خودم سعيد جونم.... مراقبش باش!!!


نويسنده: سيما

سه شنبه، ۴ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۳۷

اووووووووه گفتم تا حالا سه چهار بار آپديت کردی...! کجايی پسر جان؟؟ حالا تو همين آدرس جديد بنويس تا عوامل استکبار جهانی وبلاگتو پس بدن؛)


نويسنده: علی

سه شنبه، ۴ اسفند، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۳۸

سلام / اگر ممکن است، آرش سیگارچی و مجتبی سمیعی نژاد را امروز فراموش نکنید.


نويسنده: نيما دينگاليگا

پنجشنبه، ۲۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۵۲

سلام بر سعيد خان طولانی نويس خودمون...خيالت تخت باشه همشو خوندم ۱۰۰ درصد هم باهات موافقم...اما با اينکارت يه خيانت گنده به من کردی اونم اين بود که همه دلداری هايی که بابام بهم داده بود که جنگ نميشه و بيخود نترسمو به باد دادی..گرچه واقعيت رو بايد دير يا زود پذيرفت...


نويسنده: نيما دينگاليگا

پنجشنبه، ۲۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۵۰

سلام بر سعيد خان طولانی نويس خودمون...خيالت تخت باشه همشو خوندم ۱۰۰ درصد هم باهات موافقم...اما با اينکارت يه خيانت گنده به من کردی اونم اين بود که همه دلداری هايی که بابام بهم داده بود که جنگ نميشه و بيخود نترسمو به باد دادی..گرچه واقعيت رو بايد دير يا زود پذيرفت...اوايل که تهديد آمريکا شروع شد من هر دفعه صبحا که ميخواستم برم دانشگاه از راه پله ها ميرفتم پايين سربازايی رو ميديدم که با ماسکای وحشتناک دارن از پله ها ميان بالا...فکر کنم از شنبه بازم همين صحنه توی ذهنم مجسم بشه موقع بيرون رفتن!....کاری نميشه کرد!من و شما توانايی مقابله با قدرت و سياست رو نداريم...تا بوده همين بوده..يه روز اسکندر يه روز بوش ....


نويسنده: Rejab

چهارشنبه، ۲۸ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۵۴

سلام محمد جان . شما فرمو ديد امريكا بايد با بمب بزنه تو سره ما
منظو رتان کدام سره ما است


نويسنده: اهری

سه شنبه، ۲۷ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۴۳

سلام سعید جان . ممنونم کمکم کردی . هم از شما و هم دوستانتان . براتون میل زدم و علتش را گفتم . موفق باشی


نويسنده: هرمز مميزی

یکشنبه، ۲۵ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۳

با سلام و تشکر از شما دوست گرامی من مخالف تهاجم هر بيگانه به کشورم هستم حتی اگر نيت خيری داشته باشد ميدانم که ازادی و دموکراسی با ابزار غير دموکراتيک حاصل نخواهد شد در افغانستان و عراق هم اگر دموکراسی بوجود ايد ناشی از انتخابات آزاد است و نه جنگ و کشتار!


نويسنده: محمد

شنبه، ۲۴ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۰۰

و قتى ما ليافت نداريم اين مارمولكها رو بندازيم بيرون بس بايد امريكا با بمب بزنه تو سره ما


نويسنده: اردشیر

شنبه، ۲۴ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۲۹

از راهنماييتون ممنون..لوگو را قرار دادم


نويسنده: اهری

جمعه، ۲۳ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۰:۳۰

با این حساب مطمئنن یا ترک زنجانی هستی یا ترک آق قلایی؟ بگو که اشتباه نکردم


نويسنده: اهری

پنجشنبه، ۲۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۵۴

راستی یادم رفت بپرسم ٬ لینکات کو؟


نويسنده: اهری

پنجشنبه، ۲۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۴۶

سلام . شما رو بعد از چند روز تونستم مشاهده کنم . نميدونم مربوط به شما بود يا پرشين بلاگ . زياد فرقی نميکنه !!! البته . اينقدر اذييت شدم با پرشين بلاگ و سايتای مجانی که الان عقم ميآد عضو هر سايت مجانی بشم . رفتم . فضا خريدم . تا منت کش نباشم . گرچه از نظر شخصييتی واقعا ارادتمندم . آقا سعيد گل تا يه هفته ديگه اگه سايتم راه بيوفته اطلاع ميدم بهتون / راستی چرا تو وبلاگه شهلا ترکی حرف زدين ؟ حتما وصلين به ترک / خب راحتتر باشين . ايده آله


نويسنده: شهلا

پنجشنبه، ۲۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۲۴

در پاسخ به پيامت در سايت خودم برات نوشتم؛
جناب سعید حاتمی؛
از محبت و مهربونیت هر چی بگم بازم کمه.......
خیلی گلی،
با مرامی٬
و از همه مهم تر انسان نیکی هستی.
در کل معنا...... > انسانی.
خیلی دوستت دارم نازنینم.


نويسنده: ماهی دودی

پنجشنبه، ۲۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۱۷

واجب شد يه چيزی در مورد جنگ بنويسم!


نويسنده: ژاثقشلا

پنجشنبه، ۲۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۰۰

سلام عليکم - من هم البته با حمله شبانه به مادره ايمان موافق هستم. با سلاح ختنه شده . . .البته -


نويسنده: ژاثقشلاشمه

پنجشنبه، ۲۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۳:۳۱

من فقط موافق حمله شبانه به مادره ايمان هستم.


نويسنده: محمود دهقانی

چهارشنبه، ۲۱ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۲۱

جنگ کاری است ابلهانه. بويژه با ملتی صلح دوست که سردر سازمان ملل با شعارش بنی آدم اعضای يکديگرند فرهنگش مزين است. محمود دهقانی


نويسنده: شبنم

سه شنبه، ۲۰ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۵:۴۷

نوشته کاملی بود، و من هم موافقم!البته يعنی با جنگ مخالفم! هيچ توجيهی برای جنگ وجود نداره،هيچی!


نويسنده: شبنم

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۲:۴۹

سعيد عزيزدقيقا همين طور است که گفتی امريکا فقط دنبال نفت ماست و سلاح اتمی فقط بهانه است و تنها کشوری که در کل تاريخ از بمب اتم و ناپال استفاده کرده خود امريکاست!!!!


نويسنده: امين

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۵۸

سعید جان، دوست خوبم.
از ابراز همدرديت ممنونم. لطف کردی.
انشاا... خدا رفتگان همه رو بیامرزه . انشاا... تو شادیات بتونم جبران کنم.
بازم از لطفت ممنونم.


نويسنده: آفتاب پرست

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۹

آقا منم از اين نامه برقيا که درست کردی واسه اين آقای بوش امضا کردم فرستادم! حالا اين واقعاْ به دست خودش می رسه؟!!! جل الخالق!! عجبا!! دمتون گرم!!!...ببين سعيد من زير پتيشن ام شماره تلفنمو هم واسه جرج بوش نوشتم بلکه مخشو بزنم!!!


نويسنده: فرهاد

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۳۱

دوست جان .سلام ..دستاورد جنگ مردم ستيزی و خشونت و اختشاش بر عليه آسايش و رفاه جامعه مي باشد .در جنگ جز نابودي ويراني .فقر توزيع مي شود ..زنده باد صلح .دوستي .پايدار باد حس هم نوع دوستي در بين آحاد ملت ها ..سعيد جان جنگ ننگ دائمي است بر دامن نقشه جغرافيايي دولت هاي حاكم .دولت هايي كه اكنون بمب هايشان را بر ويرانه هاي عراق و...


نويسنده: فرهاد

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۲۹

دستاورد جنگ مردم ستيزی و خشونت و اختشاش بر عليه آسايش و رفاه جامعه مي باشد .در جنگ جز نابودي ويراني .فقر توزيع مي شود ..زنده باد صلح .دوستي .پايدار باد حس هم نوع دوستي در بين آحاد ملت ها ..سعيد جان جنگ ننگ دائمي است بر دامن نقشه جغرافيايي دولت هاي حاكم .دولت هايي كه اكنون بمب هايشان را بر ويرانه هاي عراق و...


نويسنده: فرهاد

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۱۹

دوست عزيز سعيد جان سلام خسته نباشي. جنگ، عملی غير انسانی و تخريب كننده است ودرهر زمانی هم که آمریکا یا دولتهای حاکم دیگربخواهند به ایران عزیزمان حمله کنند وظیفه تک تک ماست که از نواميس و فرهنگ و تماميت ارضی و آزادی خود وهم وطنان عزيزمان دفاع اي غیورانه داشته باشیم . اين يك وظيفه است...دستاورد ديگر جنگ مردم ستيزی و خشونت و اختشاش بر عليه آسايش و رفاه جامعه است وبه عبارتی جنگ دامنه ننگی است بر نقشه جغرافيايی کشورهای جنگ طلب ...پس زنده باد صلح ..زنده باد آزادی


نويسنده: 

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۰۷

انقلاب ما انفجار زوربود.( امام کوپنی)...ایام الله تخمی دهه زجر وبه شما وتمام دست اندرکاران تخمی وبلاگتو تسلیت می گم.امیدوارم بتونید گهی که پدران ومادرانتون از روی شکم سیری اون موقع خوردند وشما هضم کنید!!!


نويسنده: اردشیر

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۳۸

من فکر نميکنم هيچ عقل سليمی جنگ را تائيد کنه.....اون هم مايی که يک بار جنگ را تجربه کرديم و اثراتش را تا امروز هم در جامعمون ميبينيم...در مورد اين پتيشن هم خوشحال ميشم بدونم چطور بايد توی بلاگم بذارم.


نويسنده: سعيد

دوشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۶:۰۴

سلام
به ياد حرف مادرم افتادم که ميگفت همسايه بد واقعا" هميشه هم بد نيست. حداقل باعث بيدار تر شدنمان شدند از همه بهتر به جاي دلهره فکر ميکنم جهت دادن و يکدست شدن حرکت بهتر باشد. و اميد هرچه موّفق تر بودن شما را ارزو مندم. به هر سه طرح ابتکارانه راي مثبت را دادم. اما تمامي اين حرکات يک کار کلاسيک است. آقاي عزيز حقوق بشر و انتخابات افقانستان و عراق و پيروزي مصلحتي شيعيان و صلح باز هم مصلحتي در فلسطين و بعد از بين بردن البته نه آخوندها بلکه توانايي هاي باقي مانده در کشوري چون ايران نتيجه نفتي در اختيار آمريکا و شرکاي اروپايي (انگلستان، آلمان، ايتاليا، وفرانسه) و ژاندارم خاورميانه وچوب به دست اسراييل خواهد بود.
به اميد بيدار شدن سياستمدارانمان چه آن طرف ويا اينطرف.


نويسنده: ميکايیل

یکشنبه، ۱۸ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۳۵

خیلی حالم خرابتر از اون حرفاس که بتونم نظری راجع به این ÷ست بدم...معذرت...


نويسنده: ميکايیل

یکشنبه، ۱۸ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۲۵

................................................؟؟؟


نويسنده: آوای آوار بم

یکشنبه، ۱۸ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۸:۲۴

وقتی اين جنگ که ميگويند اتفاق بيفته.‌ ما نيستيم که ميريم جنگ بلکه اين جنگ است که اومده پيش ما پس حتی المقدور بايد از وقوع آن پيش گيری کرد به علت عواقب آن .ولی اگر هم اتفاق بیفته تنها راه جنگیدن است


نويسنده: آرش

یکشنبه، ۱۸ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۳۱

كسی كه مبارزه ميكند، امكان دارد ببازد. كسی كه مبارزه نکند، بازنده هست.

برتولد برشت


نويسنده: آرش

یکشنبه، ۱۸ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۵۸

امریکا تا میتواند با شیعه های نفت دار عربستان، کویت، و ایران همکاری کند کاری به کار ایران ندارد. البته اسرائیل از گسترش پالایشگاههای اتمی ایران ناراضی است.


نويسنده: فرنوش

شنبه، ۱۷ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۴:۰۳

سلام. جان کلام را گفتی و جواب خيلی از مدعيان را دادی. ديگه حرفی برای گفتن باقی نگذاشتی. به اميد صلح در تمام جهان


نويسنده: شهلا

شنبه، ۱۷ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۴۸

سعید جونم درود بی کران بر تو باد؛ خیلی شیوا تحلیل کردی نازنینم ولی در آخر من را شرمسار از محبت خودت نمودی.
شرمنده که دیر رسیدم به این متنت ولی این رو بدون که ایرانیانی که از دخالت آمریکا در سیاستهای میهن و حملهء اجتمالی اش خرسند هستند همونجور که خودت گفتی از سختیها و نامرادی روزگار خسته اند و آینده را نمیتونند بسنجند و.........
ولی ما هممون میدونیم هیچوقت اون نمیاد که در کیسه رحمتش را برای مردم ما باز کنه، اگر خیلی راست میگه از مردن خیابان خوابهای خود در سرما جلو گیری کنه و هزاران ظلم دیگر که برای مردم خود قائل میشه و هیچکس در برابر آن توانایی مخالفت نداره.
گل من، بازم میام ......تا درودی دگر بدرود.


نويسنده: رز

جمعه، ۱۶ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۹:۴۹

سلام من يه سوال همچين گنده برام پيش اومده. ما فقط مخالف دخالت ُّنظامی ُُ آمريکا در ايران هستيم؟؟؟ پس بقيه دخالتها چی ميشه؟


نويسنده: آرمین گیله مرد

جمعه، ۱۶ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۷:۳۸

سلام ... خب تمام سخنرانان ماهر و حرفه ای آمریکا در نوشتنش دست داشتند و ۱۷ بار عوض کردند و دوباره نوشتند .... یکی از قشنگترین سخنرانی هایی که نوشته شده هست ..اما خب دیگر از دهن یک فریبدهنده معنی اش عوض میشود .....من مقصر اصلی اینکه مردم طرفدار حمله نظامی هستند ، حکومت کنونی ایران میدانم .... چند نکته در مورد اجتناب از سیاست: من هم شخصی هستم که از سیاست خوشم نمیاد اما آنها را بحال خود گذاشتند بزرگترین حمایت از سیاست هست یعنی دوری و دخالت نکردن یک خیال هست


نويسنده: س

جمعه، ۱۶ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۳۱

با اينهمه نظر تو اينجا من بی طرفم يعنی آمريکا باز هيچ غلط کردن افتاده بازم هی
راستی سلام


نويسنده: من

پنجشنبه، ۱۵ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۲۸

راستش ماهم امضا کرديم.ولی باز هم ميگم امريکا برای حمله به اين لقمه چرب و نرم به دوچيز احتاج داره۱۰بودجه۲-بهانه.......بودجه امريکا که دست ما نيست ولی ميشود بهانه دستش نداد


نويسنده: رز

چهارشنبه، ۱۴ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۴۰

به به پس آدرس عوض شده. من آرشيوم پاک شده و فقط يه کپی ازش تو مالزی دارم. مرسی برای يادادوری روز سالگرد من که فکر حککردم اصلا گذشته. برای همراهی هم فکرکنم وظيفه اسن. البته قبلا اين طوری فکر نميکردم اما حالا به لطف دوستان ذهنمو عوض کردم. موفق باشی ;)


نويسنده: خرس مهربان

سه شنبه، ۱۳ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۳:۴۰

سلام دوست عزيز کدام جنگ جنگ دولت امريکا يا دولت ايران بر عليه مردم ايران ؟ البته من با هر دو جنگ مخالفم و با صلح موافقم دست مافیای حاکم بر ایران و امریکا از سر مردم کشورم کوتاه


نويسنده: omid

سه شنبه، ۱۳ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۰۱

سلام.به نظر من کساني که سرنوشت يک ملت به دستشان است بايد در رفتار و سخنانشان دقت بيشتري کنند.من مخالف جنگ و جنگ طلبي هستم ولي به نظرمن بهانه جنگ دو کشور محصول درگيريهاي سياسي است و مردم عادي تاثير چنداني در روند آن نمي توانند داشته باشند.


نويسنده: Tanha

سه شنبه، ۱۳ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۴۸

Aziz jan shoma ye nokteh ra faramoush kardi, agar marakeze hastehie Iran moredeh hamleh gharar begireh, Hadeaghal chahr noghtehye Iran Chernobil Rusieh misheh, midoni onja cheghadr vazeh kharabeh, kodakan naghes be donya miayand, cancer ravaj dareh, USA va Israel Iran ra tabdil be chernobil khahand kard anha tavane hamleh, va niro piadeh kardan ra nadaran, be andazehye kafi sareshon tu Irak shologheh
Be tarafdarane bombaran dar dakhel begoieed ke dar sorate hamlehye hvai che bar sare Iran miayad, kharejneshinane tarafdare jang ham birone god hastand.


نويسنده: پيمان

سه شنبه، ۱۳ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۳۳

سعيدجان شما سر زدی اما من مطلب را کمی تغيير دادم و يه چند تا سئوال گذاشتم اگر وقت شد يه سر بزن ! قربانت پيمان


نويسنده: houman

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۳:۲۱

Man daneshjoo hastam dar Canada,vali age ye roozi beshnavam ke sarbaze amrikaie be mardome keshvaram amro nahy mikonan,hame chizo vel mikonamo baraye ham yari baghie adamie ba gheirat miaam.rateho bgam az adamie vatan foroosh nefrat daram .oon haie ke fekrmikonan sarbaze amrikaie behtar az mollahast.hadaghalesh ineke ye irooni dare maro badbakht mikone na ye amrikaie alcoolic


نويسنده: ايمان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۱۴

Iranian - Javanan Bar allayeh jange ehtemali amrika bar alye iran emza konid- be www.moomtaaz.tk rafte wa bar roye logoye jang na klick konid wa moshakhasate khod ra bedahid .
ma azadikhahan wa mokhalefane regime iran bar allaye har gone zorgoyi hastim wa jang ra mahkom mikonim


نويسنده: ايمان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۲۰:۵۱

من موافق حمله آمريکا هستم. آيا شما دوستان راه ديگری برای آزادی ايران داريد. آيا شما دوستان راهی ديگر برای نحات مردم ايران از شر اين آخوندها داريد.؟؟؟؟؟


نويسنده: لاله

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۸:۴۹

جنگ : اوج توحش انسان....


نويسنده: سيما

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۸:۰۵

سلام. من که بعيد ميدونم آمريکا يا هر کشور ديگه ای به فکر هديه کردن آزادی به ما ايرانيها باشه! الان هر شخصی به فکر منافع خودشه چه برسه به حکومتهای بزرگ! کسی ديگه وقت نميکنه واسه ي ما آزادی رو کادو کنه بياره بده دم خونه مون! درسته که مردم توی ايران الان با مشکلات زيادی روبرو هستن ولی گمون نميکنم با دخالت کشورهای ديگه اونم از نوع نظامی! مشکلی حل بشه. اين وسط قشر معمولی مردم بزرگترين صدمه رو ميبينن. کله گنده هايی که شعلر آزادی ميدن يا ميذارن ميرن يا اونقدر حفاظهای امنيتی دارن که طوريشون نشه. اين وسط فقط ميمونه مردمی که خيليهاشون فقط آرامش ميخواستن ! منم فکر ميکنم مردم ايران ديگه از جنگ خسته شدن. گذشت اون زمانی که با دوتا شعار همه ميريختن توی خيابون! اينهمه شهيد داديم نتيجه ش چی شد؟؟ فقط جون يه عده جوون که اگه زنده بودن شايدميتونستن ايران رو از نظر علمی و ... خيلی جلو ببرن٬ از بين رفت. اينهمه کشته داديم که بهتر بشه.... الان چه تضمينی هست که اگه بازم بجنگيم بهتر از اين ميشه؟؟؟


نويسنده: رخسار

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۶:۵۵

مسئله اينه که داخل ايران هم خيليا هستن که دلشون هنوز جنگ و شهادت ميخواد يا آدمايی که با يه سخنرانی تحت تاثير قرار ميگيرن و يا حتی خيليا که جنگ امروز رو با جنگهای مذهبی داستانهای قديمی شيعه ها مقايسه ميکنن و ميخوان که بجنگن و بميرن برای عقيده هاشون و بد تر اينه که اين آدما از من و شما اصلا دور نيستن و اگر يه نگاهی به اقوام و دوستان کنيم خيليا رو اينجوری پيدا ميکنيم خيليا که نميتونيم عقيده شونو عوض کنيم گو اینکه این عقیده حاکمان ما هم هست از طرف ديگه نميشه به پروژه ای که گفته ميشه قدرت دفاع از ايران رو داره اعتماد کرد مثل خيلی ديگه از پروژه هايی که فقط برای تبليغات بودن و مشخص شده که کارايی ندارن فقط امیدوارم که جنگی اتفاق نیفته چون این جنگ برای ایرانیها خیلی گرونتر از عراقیا تموم میشه


نويسنده: رز

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۵:۳۰

ای اقا من ادم مخالف جنگ نمی بينم بعضی ها ميگن ما بر ضد امريکا حمله ميکنيم بعضی ها ميگن خدا کنه اميرکا حمله کنه راحت شيم. در مورد مساله ی اعدام ها هم همين طوره. نمی دونم فکر کنم يه کم خشن شديم. اين ور اب با او ور اب خيلی فرق داره


نويسنده: پيمان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۳:۰۸

يه روز يه رزمنده ای که در جنگ دو تا پاشو از دست داده بود داشت تو خيابان راه ميرفت . يه دختر بچه ای رسيد بهش گفت آقا پاتو خرس خورده ؟ رزمنده ياد جنگ و شب عمليات و دوستاش که مردند و ميدون مين و داوطلب شدن برای دويدن روی مين و بيمارستان و پايان چنگ و بيکاری و فقر و طلاق همسرش و بيماری بچه اش و بی پولی و..... افتاد و بعد رو کرد به دختر بچه و گفت آره عمو پامو خرس خورده ! يک ساعته دارم مبانی مديريت بحران برات مينويسم که برات ايميل کنم ولی آخرش دیدم بهتره به خودم بگم پیمان جان ، خرس خورد ! تموم ... ببخشيد که مزاحم وقتت شدم و ببخشيد !


نويسنده: ّشبح

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۵۸

سعيد جان!
تمام جنگ‌ها با بهانه‌ی خوب بوده است. مگر هيتلر مي‌گفت می‌خواهم جهان را نابود کنم. مي‌گفت مي‌خواهم رفاه و آزادی را در جهان گسترش دهم.


نويسنده: پيمان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۱:۳۱

سعيد جان برايت ايميل ميزنم و جواب ميدهم . در ضمن لينک صفحه رو که فرمودی گذاشتم بالای آرم .


نويسنده: پيمان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۳۹

من هم امضاء کردم و لينک دادم .. موفق باشيد هم تو هم شهلا


نويسنده: پيمان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۳۷

سعيد جان من هم امضاء کردم و لينک دادم تو وبلاگم . موفق باشی . هرچند آنچه من در شهر های دور و روستاها ميبينم برخلاف آنچيزی است که شما نوشته ای و معتقد بدان هستی اما به اين نکته هم معترفم که انديشمندان يک جامعه تصميم گيرنده نهايی هستند نه قشريون ! حال اگر جامعه ای انديشمندامی مصلحت گرا و آينده نگر داشته باشد که نفع شخصی خود را در نفع جمعی مردمان کشور خود ببينند . شايد بتوان به آينده ان کشور اميدوار بود البته اگر . حق نگهدارت


نويسنده: خدابيامرز

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۳۰

سلام عليکم / والله چيزی که ما شنيديم /ميگن اگه مسلمون بميره و آرزوی جهاد و شهادت نداشته باشه يه چيزاييش کمه! / بگذريم عقل سليم پذيرای جنگ نيست و جنگ برای صلح يا جنگ صلح آميز عجب ترکيب مسخره و مضحکی است!


نويسنده: روزبه

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۰۷

مطمئنا هر انسان عاقلی با جنگ مخالف است و همانطور که پرنيان عزيز هم اشاره کرده امکان نداره که بشه با جنگ صلح رو به کشوری هديه کرد به هر حال اميدوارم که دوباره ترس از نابود شدن و تکهتکه شدن وجودمون رو فرا نگيره


نويسنده: نسیم

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۱۰:۰۱

چرا زمانيکه بحث القاعده و سلاحهای کشتار جمعی در افغانستان و عراق بود کسی جيکش در نيومد که کو کجا بودن وحالا هم تروريست و بمب اتمی عدالت کجاست امريکا شده دايه مهربانتر از مادر


نويسنده: پرنيان

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۵۶

گمان نمی کنم کسی معتقد باشد که بيگانه ای بتواند آزادی را برای ملتی پيشکش کند آنهم به ملتی چون ايران با اینمه تفسیر ها و اعتقادهای متفاوت از آزادی! و گمان نمی کنم کسی که اندکی از جنگ را درک کرده باشد، با جنگ حتی از نوع مثلآ صلح آميزش موافق باشد.


نويسنده: نسیم

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۹:۲۹

من نميدانم چرا مجامع بين المللی ساکتند روزی که به بهانه القاعده و سلاح شيميايی به افغانستان و عراق حمله شد چرا کسی چيزی نگفت چرا امريکا دايه مهربانتر از مادر شده


نويسنده: محراب

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۴۰

جای سخن نگزاشتيد . براستی اين مردمان بدنبال چه هستند ؟ از دموکراسی چه ميدانند ؟ نکند آمريکا را مانند فيلمهای هاليوود ميدانند که هميشه نقش اول يکتنه تمام بديها را از بين ميبرد ؟ کارتان قابل ستايش است . به راهتان ادامه دهيد که تنها راه مبارزه با بدی روشنگری و مبارزه با جهل است . زنده باد مردم آزاد انديش


نويسنده: مهرنوش

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۱۱

...................................................... ؟؟؟


نويسنده: آرش

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۴۳

آيا شخصی را ميشناسيد که با جنگهای مثلاْ صلح آميز امريکايی مخالف نباشد؟

اگر تاريخ امپراتوری روم را خوانده ايد مي فهميد مشکلات یک چنين ابرقدرتی چيست و چگونه عکس العمل نشان ميدهد. ... ولی به نظر من روميها اومنیسم تر با مسائل برخورد می کردند.


نويسنده: مارال

دوشنبه، ۱۲ بهمن، ۱۳۸۳ ساعت ۰۲:۰۳

سلام . خسته نباشيد . تعريف شما رو از شهلا جون زياد شنيدم . من هم با ورود بيگانه به خاك كشورم مخالفم و تا جائي كه بتونم از خاك ميهنم كه خيلي برام عزيزه دفاع ميكنم .




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.