WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « حکومت در آلمان |  کسانی بايد باشند... »
اجتماعی شنبه، ۲۱ خرداد، ۱۳۸۴
دموکراسی چيست؟

مسلماً شروع زندگی تو يه کشور ديگه، يک تجربه مفيده و آدم با خيلی چيزهای جديد آشنا می‌شه. از وقتی وارد آلمان شدم، بجای اينکه دنبال اين باشم تا ببينم ديسکو و ميکده و خانه عفاف اينجا چه جوريه، دنبال يه واژه گشتم که تو ايران هيچ جوريش رو نديده بودم، در صورتيکه مشابه اون يکی‌ها تو ايران زياده. می‌خواستم ببينم اين «دموکراسی» که می‌گن چيه و چرا اينها دارند ما نداريم!؟ از اولين لحظه ورودم به اين سرزمين تا همين حالا دنبالش می‌گردم. ولی به این راحتی نمی‌شه معنی دقيق و عملی اونو فهميد. بعد از کلی زل زدن به مردم (!) و روزنامه‌های مختلف خوندن و اخبار و ميزگردهای سياسی و اجتماعی شبکه‌های مختلف تماشا کردن و تو هر سوراخ سمبه‌ای فضولی کردن، تازه ديدم نسبت به اين واژه بازتر شده و می‌تونم نمونه‌های زيادی از رفتارهای دموکرات مردم و سياستمداران آلمانی مثال بزنم، ولی بيان اون‌ها و به قلم آوردنشون در اينجا هم از توان من خارجه، هم از حوصله شما.

مهمترین نکته، فهميدم که معنی «دموکراسی» فقط انتخاب کردن نيست، و حتی فرقی نمی‌کنه انتخابات آزاد برگزار بشه يا نه؛ چون خيلی جاها بوده که مردم رفتند آزادانه به يک ديکتاتور رأی دادند. شايد بد نباشه بدونيد که حزب نازی و در راس اون هيتلر که سال‌هاست باعث شرمساری مردم آلمانه، در يک انتخابات آزاد و با مبارزه تبليغاتی گسترده با رأی آزادانه مردم به قدرت رسيد.
نکته بعد اينجاست که دموکراسی برحق بودن خواست اکثريت نيست که هر چی اونها گفتند و خواستند، درسته و بايد همون باشه. مثال اون کجا بهتر از کشور خودمون: وقتی انتخابات دوره هفتم مجلس رو خيلی از جريان‌ها و احزاب داخل حکومت تحريم کردند، در کل ايران بيشتر از شصت درصد واجدين شرايط در انتخابات شرکت کردند. البته شايد اين شائبه به وجود بياد که اين رقم غيرواقعی است، ولی به دو دليل من مطمئن هستم در اون انتخابات تقلب به اين حد نبوده. اولاً دست اندرکاران وزارت کشور که مجری انتخابات بودند از حاميان تحريم بودند، پس بالا بردن رقم مشارکت از جانب اونها غيرمنطقی به نظر می‌رسه. دوماً اگر قرار بود عددی رو زياد کنند، هفده درصد مشارکت در تهران (ام‌القری اسلام) رو زياد می‌کردند. پس در بدترين شرايط حکومت ايران، شصت درصد با اون موافق هستند و اين يعنی اکثريت مطلق. ولی آيا اين اکثريت مطلق حق اينو داره که برای همه تصميم‌گيری کنه؟
پس اين دموکراسی چيه و چه جوری بدست می‌آد؟ شايد بهترين تعريفی که می‌تونم از دموکراسی بکنم، همون شعار سه تفنگدار الکساندر دوما باشه: «يک نفر برای همه و همه برای يک نفر.» يعنی اون يک نفری که به هر طريقی نوک قله قدرت می‌ايسته، بايد در جهت رفاه و آسايش تمام مردم اون سرزمين تلاش کنه، نه فقط اطرافيان يا هم فکرانش. در مقابل هم مردم فارغ از گرايش‌های سياسی و اعتقادی بايد به قانون احترام بگذارند. مثلاً اگر يک کارمند با افکار و سياست‌های کسی که به حکومت رسيده مخالفه، نبايد با کم کاری يا خسارت زدن به اموال حکومت، مخالفت خودش رو نشون بده؛ چون قانون‌شکنی دقيقاً در نقطه مقابل دموکراسی قرار گرفته، و تو هيچ قانونی خسارت زدن به اموال ديگران مجاز نيست.
دموکراسی ابزار خاص خودش رو احتياج داره که مهمترينش قانون و قانون‌مداريه. مجلس که وظيفه قانون‌گذاری و نظارت بر انجام قانون داره، يکی ديگه از ابزار مهم دموکراسی شمرده می‌شه که منطقی است اعضاء اون رو نخبگان جامعه تشکيل بدند. برای اينکه قوانين مصوب اونها در جامعه اعتبار بيشتری داشته باشه، بهتره توسط مردم انتخاب بشند. همينطور مجری قانون يا دولت. هر چند قبلاً هم اشاره شد، منتخب بودن اونها شرط لازم و کافی برای دموکراسی نيست. برای مثال در آلمان و اکثر کشورهايی که بعنوان دموکرات شناخته شده‌اند، مردم به حزب رأی می‌دند و در واقع مجلس و دولت توسط احزاب قانونی تعيين می‌شند، نه مردم. اگر هم تاريخ نيم قرن اخير همه اين کشورها رو مطالعه کنيم، می‌بينيم که هميشه قدرت فقط بين دو حزب اصلی چرخيده.
پس نقش مردم در دموکراسی چيه؟ برای خودم پذيرفتن جوابی که تا حالا بهش رسيدم، سخت بود، ولی باور کنيد بزرگترين کاری که مردم برای دموکراسی می‌تونند بکنند احترام به قانون و اجراشه. البته وظيفه حکومت که خودش وضع کننده قانونه هم همينه و بايد تمام تلاش خودشو بکنه تا مردم قانون رو به نحو احسن اجرا کنند. حالا اين سؤال برام پيش اومد که اگر مردم اين قانون رو قبول نداشته باشند چی کار بايد کنند؟ يا اگر هم قبول داشتند، ولی خود حکومت به قانون عمل نکرد، چی پيش می‌آد؟
معمولاً قوانين با شرايط جامعه مطابقت دارند، حتی می‌بينيم که قوانين الهی هم همينطور هستند، يعنی خدا به عيسی گفته جنگ حتی در راه خدا هم بده، ولی به محمد گفته خوبه! خيلی از تضادهايی که در اديان وجود داره متناسب با مکان و زمان بوده. مسلماً اگر غير از اين باشه با مقاومت مردمی روبرو می‌شه و از حالت قانون درمی‌آد. همين حالا هم می‌بينيم که چقدر مخالفت مردمی با قوانينی مثل «قانون تجارت جهانی» يا «قانون اساسی اروپا» وجود داره. يکی از دلايلی که آلمانی‌ها اينقدر به قانون احترام می‌گذارند، ايالتی (فدرال) بودن قوانين جزئی بشمار می‌ره. ولی آيا بايد همه قوانين با موافقت مردم مواجه بشه؟ قوانين راهنمايی رانندگی نمونه‌ای از قوانينی هستند که در عين مفيد بودن، به راحتی از جانب مردم پذيرفته نمی‌شه. ولی با تبليغات و فرهنگ سازی از جانب حکومت می‌شه مردم رو ملزم به اجرا قوانين کرد.
خيلی از مواقع پيش می‌آد که قانون‌گذار چون منتخب بخشی از مردمه، قسمتی از جامعه رو در نظر نمی‌گيره و قانون تبعيض‌آميزی وضع می‌کنه. جالبه بدونيد تک‌تک آزادی‌هايی که در حال حاضر در اروپا و آمريکا وجود داره، حاصل سال‌های طولانی مبارزه و جنبش مدنی مردم بوده تا تونستند قانون‌گذار رو مجبور به تغيير قانون کنند. درواقع اول اکثريت مردم به اين نتيجه رسيدند که اين قانون تبعيض آميزه، بعد حکومت پذيرفته. تجربه انقلاب ۵۷ خودمون نشون می‌ده، تحولی که يک شبه و بدون بسترسازی اجتماعی صحيح اتفاق بيفته، به بيراهه کشيده می‌شه و نتيجه معکوس می‌ده.

بزرگترين ايرادی که به قوانين جمهوری اسلامی ايران می‌شه گرفت، تبعيض جنسيتی، نژادی و مذهبی است. ولی وقتی به اين موضوعات دقيق می‌شيم می‌بينيم همين تبعيض‌ها (و بعضاً شديدتر) بين اقشار جامعه (از تحصيلکرده و روشنفکر گرفته تا مرفه و فقير) وجود داره. پس لازمه رفع اونها آگاهی دادن به همين مردمه. تا وقتی اين حرکت و جنبش بين اقشار جامعه وجود نداشته باشه، مبارزه برای متقاعد کردن سياستمداری که منتخب همين مردمه، بی‌فايده است. خود ما چندبار به خودمون زحمت داديم اين تفکرات تبعيض‌آميز رو از وجودمون دور کنيم؟ اگر هم اينکار رو کرده باشيم، چقدر تلاش کرديم تا اطرافيانمون اينطور نباشند؟ اينها به کنار، چند بار سفت و محکم از کسانی که در اين راه فعاليت می‌کنند پشتيبانی کرديم؟ باور کنيد اگر ما در عزممون راسخ باشيم، هيچ قدرتی جلودار ما نخواهد بود.
به جرأت می‌تونم بگم راحت‌ترين و کم هزينه‌ترين راه برای رسيدن به دموکراسی، دموکرات شدن خودمونه. اولين شرط دموکرات شدن قانون‌مداری و بعد از اون احترام به تفکر و عقيده ديگرانه. آيا من و شما اين شرايط رو داريم؟

برای من شيرين‌تر از راهيابی ايران به جام‌جهانی، راهيابی حدود سی نفر از زنانی که ساعت‌ها برای ورود به استاديوم مبارزه کردند، به داخل استاديوم آزادی بود. پس ما می‌توانيم، اگر بخواهيم. شايد حضور ما در تجمع اعتراض‌آميز يک‌شنبه نسبت به «نقض حقوق زنان در قانون اساسی»، بتونه سرفصلی برای يک حرکت عظيم اصلاحی در جامعه و بعد از اون در حکومت باشه. مطمئنم اگر به هدفمون ايمان داشته باشيم، با صبر و منطق، اونو بدست می‌آوريم.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۱:۱۴

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: سيما

دوشنبه، ۲۳ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۵۴

راستی آدرس و نشونيم عوض شده هواسم نبود شايد نشناسی! ما همون هيستريا يی هستيم که بوديم!! فقط نوعش عوض شده!!


نويسنده: سيما

دوشنبه، ۲۳ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۵۱

اااااااا سلام. خوبی؟! خوش ميگذره؟ پارسال دوست امسال آشنا! نميدونستم بازم مينويسی عوامل استکبار بالاخره وبلاگتو پس دادن؟!؛) تغييراتم که دادی و همه چی نو شده.... فقط چرا هر سه تا نوشته ت با تاريخ ۲۱ خرداد اومده؟! سه تا مطلب به اين کله گندگی رو تو يه روز نوشتی؟!! به هر حال.... کامل نخوندم ولی گويا بحث انتخابات بود. تقريبا معلومه نتيجه به چی تموم ميشه..... موفق باشی.


نويسنده: بیلی و من

دوشنبه، ۲۳ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۱۳

سلام، اگر امکان دارد متن فراخوان کانون نویسندگان ایران برای گردهمایی فردا سه شنبه در برابر زندان اوین را در وبلاگتان منتشر کنید. جان ناصر زرافشان در خطر است!


نويسنده: مهرناز

یکشنبه، ۲۲ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۲۲

سلام ... خوبی... سعيد خان سايتون سنگين شده... سری نمی زنيد؟....


نويسنده: سين

یکشنبه، ۲۲ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۱۴

سلام...با اين تعاريف ايلده نمی دونم چرا سايت شما فيلتراسيون شده است آيا ؟..با اجزه بخونم آف شم برعکس


نويسنده: بتول کریمی

یکشنبه، ۲۲ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۰۶

آقای حاتمی عزیز بعد از دوری یک ساله از این سایت و اینترنت........
سلام
ایمیل های شما را دریافت کردم وخواندم دیدم خیلی از تاریخ ارسالش گذشته از لطفی که نسبت به من داشتی متشکرم وامیدوارم از اینکه نتوانستم به ایمیلهایت جواب بدهم ناراحت نشده باشی
امروز برای چهارمین بار وارد سایتت شدم تا مطالبی را که نوشته بودی بخوانم ولی هربار وارد سایت جنابعالی میشوم دیس کانکت میشوم (نحس)
واما.......
چند پیشنهاد وانتقاد
1.مطالبی که نوشته ای خیلی خشک و روز نامه وار است واصلا جذابیت ندارد
2.موضوع جنگ وسیاست موضوعی است تکراری . که تمام رسانه ها به آن می پردازد
3.سعی کن در موردحسی که نسبت به اطراف داری بنویسی نه اتفاقاتی که در اطرافت می افتد

منتظر مطالب جدید تر وبهتر از شماهستیم


نويسنده: فرامرز

یکشنبه، ۲۲ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۰۰

اخه کير تو کون کجای ايران دمکراسیه که تو زر زر ميکنی ؟ باز بو ريدمون ج/ا بلند شد پرفوسور حاتمی داره گهشونو ميليسه . امساله تو حروم لقمن که ميرين به هر چی جانی و ادم کشه مسه رفسن جانی و لاری جانی رای ميدين و ادا دمکراسی دارين . هر چی عربو ترک خره ميره به اين کس کشا رای ميده . همتونو بايد تيکه تيکه کرد تا ما به دمکراسی برسيم


نويسنده: سميرا

یکشنبه، ۲۲ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۵۷

سلام. حرفاتو قبول دارم! مرسی!


نويسنده: ماهی دودی

شنبه، ۲۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۴۸

ديالوگ خوبی اومد برادر بيلی! راستی چی شد ساواک آلمان هنوز دستگيرت نکرده؟


نويسنده: عاطفه

شنبه، ۲۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۱۸

خواستن توانستن است.


نويسنده: نسیم

شنبه، ۲۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۳۸

کاملا موافقم ما بايد از خود شروع کنيم و دموکراسی قرص و امپول ندارد يک خط مشی است که بايد قانون از ان حمايت کند و قانونگزار انرا سرفصل کارهايش در قانونگراری قرار دهد


نويسنده: بیلی و من

شنبه، ۲۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۰۸

سعيد جان حرف‌هايت درست اما هيچ‌کدام از انتخابات ايران دموکراتیک نبوده است که ما به حساب اکثريت و اقليت رسيدگی کنیم، حرف شما وقتی درست است که انتخابات دموکراتیک باشد، همان‌طوری که در کشور آلمان هست.




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.