WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « آخرين اخبار انتخاباتی |  چهار سال »
اجتماعی سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴
صدای پای دموکراسی

دستان دختر شانزده ساله‌ای را می‌بوسم که در کل يک ماه هم ايران نبوده و به سختی فارسی صحبت می‌کند، ولی صبح جمعه بجای مدرسه رفتن، می‌رود سفارت و به معين رأی می‌دهد به اميد اينکه زنان و دختران کشوری که خود را متعلق به آن می‌داند روزی مثل خود او طعم آزادی و برابری (به تعريف خودش) را بچشند.
دستان مادر شهيدی را می‌بوسم که برای زنده کردن دوباره اعتقاد و اصول زير پا گذاشته شده فرزندش، به احمدی‌نژاد رأی داده و اميد دارد با عمل به اسلام ناب محمدی در کشوری که بخاطرش عزيزش را از دست داده، ديگر از فساد و فقر و تبعيض (به تعريف خودش) خبری نباشد.
دستان پيرمردی را می‌بوسم که سال‌هاست از کار افتاده و ديگر توان کارگری ندارد ولی به اميد ماهی پنجاه هزار تومان به کروبی رأی داده تا شايد هزينه درمان همسرش تأمين شود و کودکان همسايه‌اش که جز نان چيزی برای خوردن ندارند، رنگ غذا ببينند.
دستان جوان تحصيلکرده بيکاری را می‌بوسم که به هاشمی رأی داده تا شايد با رونق اقتصادی و صنعتی بتواند کار مورد علاقه‌اش را پيدا کند و از پس هزينه‌های زندگی برآيد.
دستان دختر جوانی را می‌بوسم که به قاليباف رأی داد تا ظاهر رئيس جمهور کشورش باعث شرمندگی مردمش نباشد.
دستان نوجوانی را می‌بوسم که به لاريجانی رأی داد، چون اولين بار موسيقی پاپ ايرانی را از تلويزيون تحت مديريت او شنيده.
دست تک‌تک شما ايرانيان را می‌بوسم که برای برآورده کردن خواسته‌های خود رفتيد و رأی داديد، و اگر به خواسته خود نرسيديد به دنبال چراها گشتيد ولی به کسی توهين نکرديد. کسی را بخاطر اعتقادش، بخاطر فکرش، بخاطر انتخابش نادان خطاب نکرديد.
دستان شما را هم که رأی نداديد تا نشان دهيد حکومت را قبول نداريد می‌بوسم، شمايی که به رأی مردم کشورتان احترام گذاشتيد و پذيرفتيد که تابحال خواسته‌ها و افکار و اعتقادات آن‌ها را طور ديگر می‌دانستيد.
همه اينها صدای پای دموکراسی است. داريم مفهوم آن‌را می‌آموزيم، شکست و پيروزی را می‌چشيم، بدنبال اشتباهات می‌رويم، درس می‌گيريم و خود را آماده رقابت ديگر می‌کنيم. اگر قرار بود هميشه حکومت آنچه من نوعی دوست دارم بماند، ديگر دموکراسی نخواهد بود و با ديکتاتوری فرقی ندارد.
ولی هنوز راه طولانی است. هنوز هم بين ما کسانی هستند که با شکست برآشفته می‌شوند و به رأی و فکر مخالفشان توهين می‌کنند. کم نيستند کسانی‌که دو دست خود را بر گوش‌ها گذاشتند و چشم‌های خود را بسته‌اند و فقط فرياد می‌زنند. بين ما کم نيستند کسانی‌که قصد ندارند پنجره‌های اتاق تاريک خود را بگشايند تا شايد تجسم ديگری از فيل پيدا کنند.

فرناز عزيز، دختران ما روزی مديون تو و دوستان تو خواهند بود. پيمان و آرتميس مهربان هميشه به خوبی‌های شما غبطه خوردم، کار شما سال‌ها در قلب انسان‌ها و کودکان زيادی می‌ماند. علی دوست‌داشتنی، درس‌های تو هميشه باارزش است و باعث آگاهی و روشنگری ما جوانان. دوستانی که برای آزادی و دموکراسی تلاش کرديد ولی حالا به نتيجه‌ای که می‌خواستيد نرسيديد، احساس شما و دوستان ديگر را بخوبی درک می‌کنم، می‌دانم نگرانيد، می‌دانم که تمام تلاش خود را کرده‌ايد. اگر اينرا پايان راه بدانيد، همه چيز را از دست داده‌ايد و تمام تلاش‌هايتان بيهوده بوده. ولی تازه آغاز راهيم، اميد هست، چهار سال وقت داريم. شايد به نظر زياد باشد، ولی برای آموختن ما زمان کمی است.

***

ناصر زرافشان را فراموش نکنيم.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۰:۵۱

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
آذر باد (تمرين دموکراسی):


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: narges

دوشنبه، ۶ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۵۹

mamnoon, baraie haghighati ke iadavari kardi... az khandanash lezat bordam.


نويسنده: امیر خان

جمعه، ۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۳۶

ممنون از مطلب بسیار زیبایی که نوشتی. موفق باشی.


نويسنده: عاطفه

پنجشنبه، ۲ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۱۹

سعيد عزيز همه اين اتفاقات يک پيامد خوب داشته اون هم اتحاد. چيزی که به ندرت بين مردم ما ديده ميشه. اما راست می گی تا دموکراسی راه طولانی در پيش رو داريم. به اميد موفقيت. راستی بابت لينک هم تشکر.


نويسنده: Review

چهارشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۵۷

سلام..


نويسنده: زهرا

چهارشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۳۱

مرسی بابت نوشته هات .اما بايد بود حرکت کرد در همين چهار سال قوی شد و مهمتر از همه قول اتحاد داد
البته با ايمان به هدف که اگه به هدفت ايمان داشته باشی نه نااميد ميشی نه به بقيه توهين می کنی(البته جمله آخر گفته پائلو کوئليو است)


نويسنده: بنده خدا

چهارشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۱۵

مدتی بود که شبنامه هائی در کشور پخش میشد مبنی بر اینکه آقای احمدی نژاد قصد دارد تا اسلام خشک و امریکائی طالبانی را در ایران اجرا کند. و در این بین این حرفا به جک تبدیل شد و شایعه بودن ان قابل حدس زدن ... اما اینکه از کجا شروع شد؟؟؟ ..... بر اساس سند موجود این برگه متعلق است به ادرس : اصفهان . خیابان دقیقی. ساختمان MRI طبقه چهارم محل ستاد هماهنگي مركزي تبليغات آقاي هاشمي رفسنجاني در اصفهان. لازم به ذكر است اين برخورد ناشيانه توسط ستاد هاشمي بدون توجه به درج شماره تلفن مبدا در فاكس و با عجله انجام شده كه پس ار ارسال چند نسخه فرستندگان به اشتباه خود پي برده و توزيع آن را به روشهاي ديگر ادامه دادند....... اين هم شماره تلفن مبدا فاكس كه بر اساس همين مدرك شهردار تهران شكايت خود را ارائه داده.: 03116257848


نويسنده: ثریا

چهارشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۳۰

من که رای ندادم و نميدم . هر کی هم هر چی ميخواد بگه . کجايی تو ؟


نويسنده: آرزو

چهارشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۵۳

و حالا دوره دوم؛ گذشتهء هر کس بهترین دلیل بر عملکرد آیندشه؛ به کسی باید رای داد که در سمت قبلیش قویتر از بقیه عمل کرده ؛ این مهمتر از اهدافیه که واسه ریاست جمهوری اعلام می کنن. الان هم بهتره ایرانیای عزیز عوض گوش کردن به شعارها و تخریبها (که بیشترش زاییدهء جو انتخاباته) و نقل قول طوطی وار اونها؛ یاد دورهء ۸ سالهء ریاست جمهوری و مدت حضور در شورای مصلحت نظام آقای ... بیفتن و ببینن دوباره همون دلشون می خواد یا عملکرد شهردار تهران در شوراها و شهرداری رو می پسندن.


نويسنده: حميد

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۱۰

سلام.بی اغراق بايد بگويم فوق العاده بود.آرام بخش و اميدوار کننده...


نويسنده: آرتميس

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۵۸

سلام سعيد جان / اين نوشته ات زيبا و بود و مبارک چون نامت سعد و فرخنده / من هم دستان مردمم را می بوسم / آخر آنها بسيار زجر کشيده اند / تاريخ زجر مردم ايران را فراموش نخواهد کرد / به اميد فردايی بهتر


نويسنده: خاطره

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۳۷

چرا اينطوريه! چرا ما خواهان آزادی هستيم اما به نظر ديگران احترام نميگذاريم!!


نويسنده: کاوه

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۲۳

سلام سعيد جان . لينکت رو تو آذر باد ديدم . اومدم ببينم تو چی نوشتی . ميدونی من ديروز تو بلاگم در قالب يک گفت و شنود کلی حرف زدم در مورد انتخابات و اين که چه شده و چه بايد شود . و ساعتها قلم فرسايی کردم . اما حالا که اومدم اين جا ديدم تو بخش زيادی از اون حرف ها رو به سادگی هر چه تمامتر نوشتی . و واقعا با يک جمله شايد يک صفحه از مطالب من رو نوشتی . ازت متشکرم . مرسی . واقعا اين مطلبت رو تاثير گذار میدونم و ازت متشکرم . شايد با اين توضيح تو اونايی که توهم عدم درک از رفتار مردم رو دارن به يه جاهايی برسن . خيلی زيبا بود . بازهم ميگم . از تو متشکرم برای اين مطلب زيبا و پر حرف و کوتاه .


نويسنده: بیلی و من

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۵۱

خوب شد یک یاداشت درست و حسابی خواندیم، من بخاطر این‌که رای ندادم از نزدیک ترین دوستان هم فحش شنیدم و آموختم که این قصه سر دراز دارد.


نويسنده: نسیم

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۱۳

ميدانيد ملت کاره نيست دعوا فقط سر لحاف ملاست


نويسنده: matin

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۳۷

kari ke man kardam savaye hameye inas ke neveshty too hich gooroohesh gharar nemigireh !!


نويسنده: علي

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۳۴

چه خوب شد که اتفاقی اسمت را دیدم و مطلبت را خوندم / حالا ناچارم یادداشت تازه ام را بکل عوض کنم / و فردا با یک روز تاخیر در وبلاگ بگذارم / نمی دانی چقدر زور داره که از دست کسی به شدت عصبانی باشی که کارت را چند برابر کرده / و در عین حال مجبور باشی از روی نزاکت از لطفش تشکر کنی!


نويسنده: پيمان

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۱۸

این پستت قشنگ بود !! اينجوريه که احساس ميکنيم اونهايی رو که فرستاديم فرنگ ! برامون سوغات بيارن ! خوب کسايی هستن ! ميگن ژاپنيا نيرو می فرستادن که بعد جنگ جهانی دوم براشون از کشورای خارج اسرار تکنولوژی بيارن ! ما روشنفکر می فرستيم که برامون رازهای رسيدن به دموکراسی رو کشف کنند و بيارن ! و امروز می بينم که يکيشون خوب داره کار ميکنه ! سعيد جان منتظر هستيم تا با هم فکريت برای مرحله دوم انتخابات کاری انجام بديم ! در ضمن به مطلبت تو آذر باد هم لينک ميدم تا بقيه بچه ها بيان و بخونن ! خيلی لذت بردم از تحليل زيبای تو از تعريف طبقات مختلف جامعه و توقعات اونها ! موفق باشي


نويسنده: مامان ویتامین ث

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۰۷

سلام ...اولین بار که میام اینجا جالب مینویسی ...متاسفانه هر جا میرم در مورد انتخابات نوشتن ...موفق وشاد باشی ...مامان


نويسنده: vahidoo

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۱۵

اميدوارم روزي مفهوم احترام به راي سايرين در هر رنگي که باشد را بفهميم و به اين باور عمل کنيم .


نويسنده: a

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۰۰

تحریم وقتی نتیجه می ده که تعداد تحریم کننده ها زیاد باشه. بله، اگر مثلا ۷۰ درصد مردم شرکت نمی کردند، این می تونست نشان دهنده ی اعتراضشون باشه. ولی الان خودتون دارید نتیجه ی تحریم رو می بینید.

اگر فرض کنیم ۵ درصد تحریم کردن... این ۵ درصد فقط باعث شدن به جای اینکه تعداد کل شرکت کنندگان در انتخابات ۶۸ درصد باشه، این عدد به ۶۳ درصد نزول پیدا کنه. که مطمینا هیچ تاثیری در هیچ کجا نداره.

در واقع این عده با تحریمشون هم نتونستن صدای اعتراضشون رو به کسی برسونن.

ولی با توجه به نزدیک بودن بسیار زیاد آرای کاندیداها به همدیگه، همین ۵ درصد ميشه بيش از دو میلیون نفر. می دونید اختلاف هاشمی با احمدی نژاد فقط ۴۵۰هزار نفر بوده؟ می دونید اختلاف معین با احمدی نژاد حدود یک و نیم میلیون نفر بوده؟ پس میزان تاثیر گذاری این دو میلیون نفر کاملا مشخصه.
بیایید دوباره اشتباهمون رو تکرار نکنیم. دیدید که تحریم جواب نداد.


نويسنده: شهلا

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۳۴

درود بر تو سعید دوست دوباره هم میهن گلم

و من نیز در جای کسی که به هیچکس( در مقام مخالفت با رژیم ) رای نداد، روی ماه تو را می بوسم که اینقدر آقا و روشنگری نازنینم.

در پناه یزدان تندرست، پیروز و شاد زیوی.
تا درودی دگر بدرود.


نويسنده: شهلا

سه شنبه، ۳۱ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۴۸

اول اول بشم............




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.