WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « چهار سال |  Live 8 »
عمومی پنجشنبه، ۹ تیر، ۱۳۸۴
موج پيشرو

آدم اين اصطلاح رو که می‌شنوه ياد دريا و موج‌سواری و اين حرفا می‌افته، ولی موج که فقط تو آب نيست؛ تو هوا و زمين هم هست. مثلاً صدايی که ما می‌شنويم، يه موجه. ولی وقتی اين موج تو زمين باشه و قدرتش هم زياد، می‌شه زلزله و خونه خراب‌کن. حالا بستگی داره اين زلزله کجا بياد. اگه تو ژاپن يا آمريکا بياد، زياد خونه خراب‌کن نيست ولی خدا نکنه ايران و از همه بدتر مناطقی مثل کرمان يه کوچولو بلرزه. همچين خونه‌ها خراب می‌شند که انگار آخرت شده.
وقتی خونه‌ها خراب می‌شند، خيلی‌ها زير آوار می‌مونند. بقیه هم که زنده مونده‌اند، روزی صد بار آرزوی مرگ می‌کنند. باز اونا که سن و سالی ازشون گذشته می‌تونند يه جوری خودشونو جمع و جور کنند، ولی تا حالا فکر کرديد چه بلايی سر بچه‌هايی می‌آد که همه کس و کارشونو از دست دادند؟
گروه «موج پيشرو» به ابتکار مهندس سعيدی در بحبوحه زلزله بم به عنوان يک گروه امداد و نجات تشکيل شد. کار اين گروه در زمان آرامش، آموزش روش‌های کم کردن خسارات زلزله و مديريت بحران و همچنين رسيدگی به کودکانی که قربانی زلزله شدند، می‌باشد. گزارشات فعاليت‌های اين گروه رو می‌تونيد اينجا ببينيد.
تو اين گير و دار انتخابات، شايد تنها قشری که فراموش شدند، همين کودکان هستند که بی‌کس و تنها، لحظاتشون رو سپری می‌کنند. شايد کار سختی باشه که يک لحظه خودمون رو جای اونها بگذاريم.
مهندس سعيدی تصميم داره سيزدهم مرداد به بم بره و برای بچه‌های يتيم‌خانه مؤمن آباد (پسرونه) و مشيز (دخترونه) هديه و لباس ببره. نمی‌دونم می‌تونيد خوشحالی اين بچه‌ها رو موقعی که هديه‌ای می‌گيرند، درک کنيد يا نه؟ خوشبختانه گروه «موج پيشرو» اين لحظات رو بارها ثبت کرده و می‌تونيد شادی و اميد رو تو چشم‌های کودکانی ببينيد که هيچوقت نخواهند تونست از پدر يا مادرشون هديه‌ای بگيرند. می‌دونيد شاد کردن يه انسان، اونم يه کودک، چه انرژی مثبتی به آدم تزريق می‌کنه؟
اگر دوست داريد تو اين شاد کردن شريک بشيد، خيلی راحت می‌تونيد يکی از شاپرک‌های «موج پيشرو» بشيد. حتی با کوچکترين همراهی ما، دل يک نفر شاد می‌شه. اگر می‌خواهيد يک لحظه رو هم از دست نديد.
منم می‌دونم اين وظيفه کسان ديگه‌ای هست که به کل اين کودکان رو فراموش کردند، ولی بچه‌ها چه گناهی دارند که حتی ما هم نمی‌خواهيم بهشون فکر کنيم و کاری برای شادی کوچکشون کنيم؟
سايت و وبلاگ موج پيشرو همه چيز رو دراين‌باره توضيح داده، همينطور می‌تونيد اطلاعات خوبی از اقدامات اين گروه بدست بياريد. برای تماس با اونها و هماهنگی در زمينه کمک‌هاتون به آدرس mojepishro@gmail.com ايميل بزنيد.

عيد که ايران بودم، دو بار افتخار ديدار مهندس سعيدی و خانوادشون نصيبم شد. هر چقدر از صميميت و مهربونيشون بگم کم گفتم. وقتی پيمان داره از کارهايی که در اين زمينه انجام داده حرف می‌زنه، تو چشماش می‌شه برق شادی و رضايت رو ديد. احساسات و افکار تک‌تک بچه‌ها رو می‌شناسه. از هر کدومشون کلی خاطره و تعريف کردنی داره. از همه با ارزش‌تر يه گنج بزرگ داره؛ نامه‌هايی که بچه‌ها برای «شاهپرک‌ها» و «بابا لنگ درازهای» موج پيشرو نوشتند و ساده و صميمانه آرزوها و خواسته‌هاشون رو عنوان کردند. حتماً می‌تونيد حدس بزنيد آرزوی همچين کودکانی چی می‌تونه باشه.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۲۰:۰۶

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
یاد من باشد... (Thursday, June 30, 2005): فراموشی یکی از خصلت های ما آدم هاست که گاهی خیلی هم مفیده اما بعضی مسائل رو هیچ وقت نباید فراموش کرد. از جمله کودکان بم
الههء مهر (بر من چه میگذرد!!!!!): از دوستانی که برای بچه های یتیم خونه بــــم به فکر هستند بسیار سپاسگذارم. به سعیدحاتمی دوست جونم اینا سر بزن تا ببینی چقدر قشنگ در مورد «موج...
آخرين برگ سفرنامه باران اينست که زمين چرکين است (جمعه، 10 تير، 1384): اگر دوست دارين در شاد کردن فرشته های زلزله بم و زرند شريک باشين به وبلاگ سعيد حاتمی سر بزنيد.
آشپزباشی (موج پيشرو): يک گروه غير دولتي براي امداد. قبلاً هم لينکشون رو گذاشته بودم. اين بار سعيد حاتمي در اين مورد نوشت
مداد سياه (شنبه، ۱۱ تیر): هيچ کی تاحالا از کمک کردن يه همنوعاش نمرده ! اما اگه احساس کسالت دست داد بهتون من يه دکتر خوب سراغ دارم . دفترچه بيمه هم قبول ميکنه
گروه امداد و نجات موج پیشرو (موج پیشرو): و اکنون برای ۱۳/۵/۱۳۸۴ می خواهیم برای بچه های یتیم خونه مومن آباد ( پسرانه ) و مشیز ( دخترانه )، برای تابستان لباس و هدایایی ببریم
چشمکهای یواشکی (موج پیشرو): واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند- چون به خلوت میروند آن کار دگر میکنند
سرزمین آفتاب (يکشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۴): اگر می‌تونید کمک کنید. همه بچه‌ها بچه‌های همه مادرها و پدرها هستند و همه مادرها و پدرها مادرها و پدرهای همه بچه‌ها. اگرم مادر و پدر نیستید...
حسام (...): در این گستره گرگان اند مشتاق بر دریدن، بیداد گرانهء آنکه دریدن نمیتواند، که دادگری معجزهء رهاییست...
سبــــکـبــال (قبل و بعد): گروه امداد ونجات موج پیشرو در بم
زن‌نوشت (موج پيشرو...): درباره يک گروه امداد و نجات و خير - سعيد حاتمی
چرک‌نويس (موج پیشرو برای کودکان بم):


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: لرستانی

سه شنبه، ۱۴ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۳۲

از وبلاگ شما دين کردم خيلی عالی و پر محتوا و تکنيکی هست شما و دوستانتان به وبلاگ مادر مهربان دعوت شده ای حتما سربزنيد ممنون


نويسنده: امیر حسین

سه شنبه، ۱۴ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۳۹

فراخوان وبلاگنویسی تحت عنوان خداحافظ خاتمی


نويسنده: خاطراتچی

سه شنبه، ۱۴ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۱۶

جناب اقای سعید حاتمی
سلام
راستش اولش می خواستم اسم وبلاگم را در لیست شما ثبت نام کنم. دیدم شما نوشتید به سایت های ضد اخلاقی اجازه ثبت نمی دهید. باز راغب تر شدم. ولی وقتی دیدم که کنار دایرکتوری شما لینک بهترین سایت های ایرانی وجود دارد که سایت شما هم در ان معرفی شده بکلی منصرف شدم. اخه اون سایت با اون لینک های افتضاحش ،به اصطلاح بهترین سایت های ایرانی، چه جور بهترین های ایران است؟ راستش از خیر لینک گذاشتن سایت شما منصرف شدم. نمی خواهم یکی با کلیک لینک شما به دست من با اون سایت های غیر اخلاقی مرتبط بشه. راستی شما نمی توانید مستقل عمل کنید؟ چه لزومی دارد که اسم سایت شما در کنار ان سایت های مستهجن ثبت شده باشد؟ چرا شما خود را از انها مستقل نمی کنید.؟
با ارزوی موفقیت شما
هلند-رتردام
خاطراتچی


نويسنده: خاطراتچی

سه شنبه، ۱۴ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۴۱

راستی ياد ان همه انسان خونگرم و دوستداشتنی بخير. چه تلخ بود آن حادثه. آن زمان من در ايران نبودم و تازه برای تحصيل به هلند آمده بودم. تحمل خبر برایم خیلی سنگین بود. آن روزها بم کانون توجه همه شده بود هر کسی که مرا در دانشکده می ديد از بم می پرسید. انگار بم به شهری شناخته شده برای همه تبدیل شده بود. ولی چه زود همه حادثه های تلخ را فراموش می کنند.


نويسنده: شب یلدا

دوشنبه، ۱۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۰۲

سلام - دست مریزاد - موفق باشی
یلدا


نويسنده: سبکبال

دوشنبه، ۱۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۳۷

دست اين گروه درد نکنه ... در آخرين ژست به صفحه شما لينک می دم ...


نويسنده: دنیا

دوشنبه، ۱۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۲۶

برای تمام کسایی که در این راه فعالبت می کنن آرزوی موفقیت می کنم..


نويسنده: دريا

دوشنبه، ۱۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۴۱

سلام دوست عزيز..گفته بودي زغيبت باران...باز هم درد مشتر ك داريم...چند تا سووال داشتم اومدم كه سووالامو بنويسم ديدم نوشته ادرس وب لاگ معتبر نمي باشد..البته وتي كه خواستم دوباره عضو بشم..


نويسنده: مهرنوش

یکشنبه، ۱۲ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۱۹

حاجی يعنی اين دفعه کار از تشکر و حواله به آقا گذشته ميخوام بيام عروسيت جبران کنم . خيلی آقايی


نويسنده: سهیل

یکشنبه، ۱۲ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۰۵

از اطلاع رسانی ات متشکرم ، ولی از بی معرفتی ات هم متشکرم که وبلاگ مرا از لیست خارج کردی ! من هم لینک شما را از وبلاگم خارج می کنم ، + اسم شما را به عنوان سازنده قالب وبلاگم هم پاک می کنم . این یکی رو خوب بلدم


نويسنده: الهام

یکشنبه، ۱۲ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۰۹

سلام. ممنون که منو لايق دونستی و از حرکت موج پيشرو آگاهم کردی.


نويسنده: مهرنوش

یکشنبه، ۱۲ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۱۵

هر دوتا رو درست کردم اما ميدونی که من بلد نيستم به نوشته ها لينک بدم پس مرام بذار مال شهلا و آقای سعيدی رو هم بده تا بذارم . مرسی حاجی اجرت با سيد الشهدا


نويسنده: مهرنوش

یکشنبه، ۱۲ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۴۲

درستش کردم آدرستو حاجی


نويسنده: leila

شنبه، ۱۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۳۹

دست مریزاد...


نويسنده: نسیم

شنبه، ۱۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۴۷

ممنون از کلام گرمت


نويسنده: حسام

جمعه، ۱۰ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۴۳

عجب پر درد و خاموشند...


نويسنده: حمید

جمعه، ۱۰ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۳

باسلام
بسیار خرسندم از مشاهده وبلاگهایتان وآرزوی موفقیت برای انسانهای بزرگ چون شمارادارم
دوستار شما حمید


نويسنده: sina

جمعه، ۱۰ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۲۰

شما انسان بزرگی هستيد بهتون حسوديم ميشه


نويسنده: عاطفه

جمعه، ۱۰ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۱۶

بدون اغراق بگم آدم اينقدر مهربون کم ديدم. متاسفانه آدم هايی مثل تو و پيمان سعيدی و اونايی که تو موج پيشرو کار می کنند روز به روز کم ميشن. اما خوشحالم که هنوز هم شماها هستين. من به اين مطلب لينک دادم.


نويسنده: شهلا

جمعه، ۱۰ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۰۷

درود بر تو سعید گلم
زبان گویا و نوشتار شیوای تو من رو شرمسار کرد.
ای کاشک که برای بچه کمک خوبی جمع بشه.
تا درودی دگر بدرود.


نويسنده: پيمان

پنجشنبه، ۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۲۴

نمی دونی وقتی که ديدم لينکت تو بلاگ رولينگ اومد بالا با چه حسی اومدم اينجا و وقتی مطلبت رو خوندم چطور دهنم باز موند ! بابا چه ميکنه اين سعيد حاتمی (با لحن فردوسی پور بخونيد ) سعيد پيش من چهار تا باقالی پلو با ماهيچه اونم چرب جايزه داری !! حقيقتش اين شما هستين که وجودتان باعث ميشه من اميدم رو از دست ندم ! ديروز خانم عنايت آبادی مددکار يتيم خونه برام زنگ زد و گفت بچه ها گفتن امسال بهزيستی برای اردو پول نداره که بچه ها بتونن با مينی بوس يه هفته مثل سال قبل برن مسافرت ، به مهندس بگين ميتونه برای ما يه کاری بکنه حتی يه سفر سه روزه هم باشه خوبه ! به خانم عنايت آبادی گفتم : مهندس سعيدی کی باشه ! بگو اميدتون به خدا باشهِ، همونطور که ما هم اميدمون به خداست ، هرچی اون خواست ! اما يه نهار و پيک نيک رو با پول خودم تضمين ميکنم ! حالا که ديدم تو هم به ياری اومدي باید زنگ بزنم بگم رو یه نهار با یه عصرونه مشتی حساب کنید ! چون دیگه سعيد حاتمی حمايت کرده !


نويسنده: آرتميس

پنجشنبه، ۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۱۳

سعيد تو فوق ا لعاده ای ! از نوشتنت اينقدر احساساتی شدم که نميدونم چی بگم . ممنوم از همراهيت !




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.