WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « هفت، هفت، پنج |  Christopher Street Day »
روزمره چهارشنبه، ۲۲ تیر، ۱۳۸۴
زبون کوچيکه / امتحان / مادر

من نمی‌دونم چرا هر وقت امتحان‌هام شروع می‌شه يه مرضی می‌گيرم. از شنبه اين زبون کوچيکه من زخم شده و نه می‌تونم نفس بکشم نه چيزی بخورم. آب‌دهنمو که قورت می‌دم از گوش‌هام گرفته تا انگشت شصت پام تير می‌کشه. تو اين گير و دار جمعه يه امتحان دارم، شنبه هم يکی ديگه. هر وقت نشستم يه کم درس بخونم، اصلاً نتونستم ذهنم رو متمرکز کنم. دوشنبه هم از همه جا بی‌خبر نشسته بودم سر کلاس و داشتم با خيال راحت «کيهان ورزشی» (آنلاين) می‌خوندم، که پرفسوره اومد و ورق امتحان رو گذاشت جلوم! تازه دوزاريم افتاد که اين هفته امتحانه نه هفته ديگه! خلاصه اوليش رو افتادم که باز از شانس من تجديدی نداره!
حالا هم بجای اينکه شروع به درس خوندن کنم نشستم دارم وبلاگ می‌نويسم و لابد بعدش هم می‌خوام بشينم «اُ سی کاليفرنيا» تماشا کنم!

***


هر وقت مامانم رو اذيت می‌کردم می‌گفت «ايشالا مادر بشی!» من که هنوز نشدم، ولی ايشالا شما مادر بشيد تا بفهميد نوشی اين چند روز چی کشيده، ولی به خاک جدتون قسمتون می‌دم که فکر نکنيد هر کی يه مطلب راجع به اين قضيه ننويسه، کلاس وبلاگش می‌آد پايين يا از قافله روشن فکرهای مملکت عقب می‌مونه! اين چند روز تحليل‌هايی خوندم که معلوم بود طرف حتی يک‌بار هم وبلاگ «نوشی و جوجه‌هايش» رو نخونده و اصلاً نمی‌دونه قضيه چيه! ولی گويا نذر کرده که يه چيزی در اين مورد بنويسه! اونوقت اومده واسه خودش يک کتاب تحليل و تفسير کرده و حکم جهاد و انقلاب داده. يکی به اين بهونه حال اون يکی رو گرفته! اون يکی‌(ها) هم که مثل هميشه جمهوری اسلامی رو مقصر دونسته! اکثراً هم ايراد قانونی گرفتند! بابام جان، قانون که فعلاً بچه‌ها رو در اختيار نوشی گذاشته! اگر اين قانون ايراد داره، يعنی بچه‌ها نبايد فعلاً تحت سرپرستی نوشی قرار می‌گرفتند؟ لابد به نظر اون‌ها دزديده شدن بچه‌ها توسط پدرشون قانونيه؟ تو رو خدا اگر می‌خواهيد حمايت کنيد، لااقل بريد ببينيد مشکل چی بوده بعد.
اين وسط يکی (که بين ما نمونه‌اش خيلی زياده) يک کار غيرقانونی کرده و تو همه جای دنيا رسيدن حق به حق‌دار زمان می‌بره. هر مملکتی اونی که حقش پايمال شده اول بايد جرم رو ثابت کنه تا قانون به وظيفه‌اش عمل کنه که اين مدتی طول می‌کشه. تنها کاری که از دست دوستان برمی‌آد، حمايت عاطفی و اگر آشنايی به قانون دارند قضاييه. اينکه يه عده بخواند از آب گل‌آلود ماهی بگيرند تا به اهداف سياسی و حتی اجتماعی خودشون نزديک بشند، بی‌انصافی در حق نوشی می‌شه؛ چون از لحاظ قانونی کاملاً حق با نوشی است، حساس کردن اين مسئله لزومی نداره و ممکنه نتيجه عکس بده.
من هم مخالف تبعيضی که در قوانين ايران بين زن و مرد وجود داره، هستم، ولی مسلماً اين قضيه ارتباطی به تبعيض قانونی نداره، بلکه ناشی از خودخواهی و ناهنجاری رفتاری (قانون شکنی) يک نفر از بين خود ماست. احساسات مادری يک نفر رو طعمه اهدافمون نکنيم.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۲۳:۵۲

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: حسن گلبری

جمعه، ۴ آذر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۵۶

دوستانم من همرشته شما هستم از فعا لیت شما متشکرم


نويسنده: پارس وب گيت

دوشنبه، ۲۷ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۰۰

نويسنده: بتول

دوشنبه، ۲۷ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۵۳

جناب حاتمی سلام...خدا خودش میدونه من تاحالا واقعا کسی رو اذیت نکردم وسربه سر کسی نگذاشتم نمیدونم بقیه چرا اذیتم میکنه ...امسال اولین باری که کانکت شدم..تقریبا 13-خردادبودوقتی سراغ ایمیلهام رفتم یه سری از ایملهام باز شده بود ولی من اونارو نخونده بودم جدی نگرفتم اخه کامپیوترم روزی هزار بار قاطی میکنه گفتم لابد این دفعه هم قاطی کرده اما این قضیه همین جا ختم نشد دو تا از دوستهام باهام یه جورهایی قهر کردند وحرف نمی زدند دلیلش رو تازه فهمیدم یکی از طرف من بهشون ایمیل زده بود وحرفهای خیلی ناجوری زده بود من حتی روحم از این ایمیلها هم خبر نداره امروز صبح هم سر ایمیلهام رفم دیده همه ایمیلهام پاک شده تازه امروزسر کلاسمون فهمیدم چی شده ...می دونی چی شده بود..یکی ازبچه های کلاسمون با داداش دیونش پسورد ایمیل من رو پیدا کرده واز طرف من ایمیل می زده ....خدا خفش کنه وقتی این قضیه رو فهمیدم دلم میخواست خفش کنم ولی هیچ کاری نتونستم بکنم فقط تو دلم نفرینش کردم ببین ..من تقریبا 13-14 خرداد دو تا ایمیل بهت زدم که ازت فضای وب خواستم قبل از این تاریخ اصلا کانکت نمی شدم که ایمیل بزنم وبعد از این تاریخ هم هیچ ایمیلی بهت نزدم..تو این مدت کسی از طرف من بهت ایمیل نزده (غیر از دوتا ایمیل خودم)که حرف ناجوری یا چیزی بهت گفته باشه اگه ایمیلی دریافت کردی بهم بگو لطف میکنی


نويسنده: فرهاد

دوشنبه، ۲۷ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۳۴

سلام آقای حاتمی عزیز . تو وبلاگ من هم لینک وبلاگ شما هست و هم کد لینک لیست وبلاگهای بروز شده و من با وجود اینکه درخواست ثبت وبلاگمو کردم هنوز جوابی نشنیدم !!!!!


نويسنده: فیروزه

یکشنبه، ۲۶ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۵۷

سلام سعید جان.
ببینم مگه تو هم میتونی مامان بشی؟
اخجون پس منم میتونم بابا بشم!
ولی جدا ی این افکار ...
اونشب داشتم کتاب نوشی وجوجه هاشئ میخوندم.
اولش از کارای با مزه بچه ها خندم میگرفت ولی بعد تو دلم یه عالمه غصه جمع شد.
با خودم گفتم منی که نوشی رو نمیشناسم حتی تاحالا یه بارم نی نی هاشو ندیدم.ولی وقتی خودمو جای اون میزارم اشک تو چشام جمع میشه اونوقت نوشی...
فقط خدا کنه جوجو هاش برگردن


نويسنده: تا ازادی حسن زید ابادی

یکشنبه، ۲۶ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۱۳

دوستان عزيز! دوست عزيزمان حسن اسدی زيد آبادی دانشجوی سال آخر حقوق و سردبیر نشریه دانشجویی سخن تازه امشب پنجمین شب بازداشت خود را پس از دستگيری در تجمع حمايت از اکبر گنجی می گذراند اين وبلاگ را برای آزادی او ثبت کرده ايم و تا روز آزاديش خواهيم نوشت


نويسنده: طاهره

شنبه، ۲۵ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۳

سلام/ خسته نباشید. آدرس نوشی رو در وبلاگم برای خوانندگان گذاشتم..............


نويسنده: گلنار

شنبه، ۲۵ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۱۷

سلام خوبی ؟ باهات موافقم ... هم چنین با مادرت . شاد باشی و مهربان.


نويسنده: رضا از رشت

جمعه، ۲۴ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۶

سلام
اگر مشکل زبان دوم شما از آفت دهان است می توانید از محلولل دهان شویه کلرو هگزیدین بمدت ۳۰ ثانیه صبح و شب استفاده کنید فقط مواظب باشید محلول خورده نشود.
ظرف ۲ الی ۳ روز خوب خواهید شد اما برای جلوگیری از ایجاد جرم قهوه ای دندان که ناشی از داروی فوق است و البته باعث حفظ دندان هم می شود از خمیر دندان مخصوص سیگاریها استفاده کنید.
موفق باشید
دکتر پامادور


نويسنده: 

جمعه، ۲۴ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۳۲

سلام.آقای حاتمی شما راهی برای یادگیری درست و حسابی آلمانی البته در خانه میشناسین؟۲- چیزی در مورد شرکتهایی که افراد میتوانند از طریق آنهادر منزل کار کنند (باستل و...)میدانید؟ممنون


نويسنده: ...

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۳۲

:)


نويسنده: زوربا

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۱۵

سلام سعید جان..چون دیدم نوشی کلی بهم ریخته هست چیزی براش ننوشتم..// اما در مورد نوشته یخودت.. فقط اینو میخواستم بگم که شانس اوردی که شنبه امتحان تست صدا نداری. وگرنه چی میشد اون صدا :دی


نويسنده: آفتاب پرست

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۲۷

چه بامزه اونجا حتی جمعه هم آدم باید امتحان بده! من هی میگم زندگی تو خارج سخته ها هی میگن نه! ... در مورد نوشی هم ایییی همچین بد نگفتی جوون. خدا خیرت بده.... احتمالن خیلی خیلی که برو بچز خودشونو خسته کنن یه پتیشن درست میکنن. شما زیاد حرص نخور امتحانتو بده!


نويسنده: نسیم

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۵۶

گاهی ادم بی برنامه میشه و نمیدونه چکار کنه


نويسنده: شهلا

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۳۳

سعید جون نمیدونی این چند روز گذشته چه سر در گم بودم؟!
جرات نکردم حتا یه ثانیه خودم رو جای نوشی ببینم......
آرزوی تندرستی برای جوجه هایش دارم و صبر برای خودش، میدونم این مشکل نیز حل میشه ولی تا جوجه هاش بر گردند پیشش، این مادر بدبخت چی به سرش میاد خدا میدونه.


نويسنده: مهرنوش

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۴۷

آخیش فکرکردم پست آخرتو پاک کردی !! میخواستن کامنت سمیرا رو بخونم


نويسنده: سميرا

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۵۷

سلام. ببین در مورد نوشی درست میگی.. و در مورد قانون... پیگیری این قضیه به عهده قانونه. درسته کار پدرشون قانونی نبوده.... اما اخه چرا این قانون برای رسیدگی به کار یه مادری که داره اینجوری عذاب میکشه (و نمونه اش هیچ کم نیست) باید هزار جور دردسر براش درست کنه؟ ببین من از قانون هیچی حالیم نیست... ولی تو این یه مورد خاص.. کسانی رو دیدم که خیلی اذیت شدن.. و زندگی هاشون از دست رفته...قضیه دزدی مال یا تصادف نیست که بخواد طول بکشه.. جریان زندگی دو بچه و یه مادره.... اتلاف وقت میتونه خیلی گرون تر از چیزی که ما تصور میکنیم تموم بشه...و اساسا یه مشکل دیگه ای که من با این قانون دارم اینه که چرا یه بچه باید فقط تا ۷ سالگی پیش مامانش باشه و بعد بره پیش باباش؟!/ دوست دارم حرفاتو قبول کنم.. ولی اینکه هر کسی راجع به این قضیه چی مینویسه.. بستگی به نوع برداشتش از این قضیه و تاثیری که روش میذاره داره...../ این مساله همه رو ناراحت کرده... و هر کس یه جور ناراحتیشو بروز میده.....میدونم حساس کردن قضیه بده... ولی چه میشه کرد که حساسه!/ منم دوست ندارم ببینم کسی حکم جهاد و انقلاب داده.. ولی اگه دیدن همین یه مورد از هزاران موردی که اتفاق میافته.. همه رو به فکر بندازه که برای بهبود این وضع چه میشه کرد به نظرم خوبه....مطمئنا نوشی نه اولین و نه اخرین مادر با این مشکلات نیست و نخواهد بود/ / در مورد امتحانات هم از من یاد بگیر.. این مریضی سوسولی ها چیه تو میگیری؟ مثل من برو دماغتو بشکون!/


نويسنده: مهرنوش

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۵۶

نظرم نمیاد


نويسنده: اهری

پنجشنبه، ۲۳ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۲۸

ممنون از درکت / مجردی / آلمان / آفرین بر تو




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.