WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « زبون کوچيکه / امتحان / مادر |  تجارت الکترونيکی و تجارت هرمی »
گزارش سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴
Christopher Street Day

اواخر دهه شصت ميلادی کافه سْتُن وال (Stonewall) در خيابان کريستوفر (Christopher Street) نيويورک که پاتوق همجنس‌خواه‌ها و افراد دوجنسی (Transgender) بود، بارها مورد حمله راسیستی (نژادپرستانه) قرار گرفت ولی پليس آمريکا نه‌تنها برخوردی با مهاجمان نمی‌کرد، بلکه در مواقعی با آنها همراه می‌شد. تا اينکه شب بيست و هفتم ژوئن سال هزار و نهصد و شصت و نه (سی و شش سال پيش) تعداد زيادی از همجنس‌گراها مورد حمله قرار گرفتند و اين بهانه‌ای برای قيام اين گروه شد، بطوريکه خيابان کريستوفر چند روز محل کشتار و سرکوب وحشيانه پليس آمريکا بود.
از آن سال آخرين شنبه ماه ژوئن همجنس‌گراها و دوجنسی‌ها برای يادبود اين روز باعنوان «روز آزادی خيابان کريستوفر» (Christopherstreet Liberation Day) در نيويورک راهپيمايی می‌کنند. از سال هفتاد و نه ميلادی تظاهراتی با همين عنوان در شهرهای برلين و برمن آلمان برگزار می‌شه.
همجنس‌گراها و دوجنسی‌ها پس از سال‌ها مبارزه و تحمل خسارت‌های جانی و مالی فراوان توانسته‌اند در کشورهای اروپايی آزادی محدود قانونی بدست بياورند. به‌طور مثال از حدود پنج سال پيش قانون ازدواج همجنس‌بازها در آلمان تصويب شده ولی هنوز هم بين مردم (مخصوصاً جوانان) عبارت «همجنس‌باز» يک توهين و فحش تلقی می‌شه.
سال‌هاست اين تظاهرات تبديل به جشن و رژه خيابانی همراه با موزيک تکنو شده بطوريکه مردم عادی هم در آن شرکت می‌کنند. هم‌اکنون شهرهای زيادی در آلمان اين روز رو جشن می‌گيرند ولی بزرگترين اون‌ها در برلين و کلن هست.
در برلين اين رژه از حوالی کليسای يادبود (که به همان صورت تخريب شده از زمان جنگ جهانی مانده) تا ميدان برج پيروزی (مسيری حدود پنج کيليومتر) برگزار می‌شه.

برای ديدن عکس‌ها در اندازه بزرگ روی آنها کليک کنيد.
CSD 2005 Berlin
دوجنسی‌ها



شرکت‌کنندگان سعی می‌کنند با تغيير چهره و لباس‌های عجيب جلب توجه کنند.

رنگين‌کمان از نشانه‌های همجنس‌گراهاست؛ بهمين دليل آن زوج راستی صورت خود را رنگين‌کمانی کردند!


روی پلاکادر نوشته شده: «خدای (مونث) را شکر، لزبينم!»

دروازه معروف برلين پشت سر آقای (!؟) طرفدار محيط زيست (عکس سمت راست) و ديو با شاخ و دم (وسط) و بقايای ديوار برلين روی زمين (چپ)

جمعيت در حال رقص و پرچم شوروی!

رومی‌ها (عکس سمت راست) و مادران روحانی (چپ) همراه با حرکات موزون!

طرفداران مادر ترزا (راست) و تيم فوتبال هرتا برلين (چپ)

چهره «آقای روشن‌سر» خيلی شبيه شهردار برلين بود؛ به همين دليل خبرنگارها دوره‌اش کرده بودند.

مليت‌های مختلف هم حضور داشتند (راست). بيشتر شرکت‌کنندگان بر روی تريلی درحال شادی بودند (چپ)

لباسی از نی (راست) و دوجنسی‌های کاملاً برهنه (چپ)

يک سوئدی تنها در خيابان (راست) و يک هيولای تنها (چپ)


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۰:۱۰

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: که مهم نیست زیاد

یکشنبه، ۳۰ مهر، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۳۵

مهم نيست که کجای دنيا دارن چه کا ميکنن تو خودتو باش که از دست نری شايد من با ديدن اين عکسها تونستم که بگم
>
شاد و خرم باشيد برای هميشه


نويسنده: بلام

دوشنبه، ۱۰ مهر، ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۲۷

سلام دوست عزیز آیابهتر نبود زحمتی را که برای این کار گذاشتی سرف معرفی بزرگان ایرانی و... دروبلاگ خود می کردی


نويسنده: قناری

یکشنبه، ۲۶ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۰۶

خيلی افتضاح بود (حمال اين چه کاريه )


نويسنده: بلبل

یکشنبه، ۲۶ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۰۲

واقعا خيلی بد بود خجالتم خوب چيزيه


نويسنده: رضا

سه شنبه، ۲۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۴۶

جمع کنين اين کثافت کارهاتون رو مسخره اش رو در آوردين


نويسنده: رویا

یکشنبه، ۱۹ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۵:۰۴

برای عکسها ممنونم. امیدوارم یک روز ما ایرانیان اینقدر آزاده باشیم که آزادی رو بتونیم بچشیم.


نويسنده: 

شنبه، ۱۸ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۰

همچز این نبود دنیای دیگری همم است افتخار وشهمت


نويسنده: فيروز

چهارشنبه، ۱۵ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۴۹

سلام من فيروز پسری دو جنسی هستم و با چت کردن با پسرها لذت ميبرم. ايديم فيروزه ۲۲


نويسنده: رزگار عزيزپور

جمعه، ۱۰ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۱۸

من يک پسر ۱۷.۵ ساله هستم من وقتی اين عکسها را ديدم خيلی حالم گرفته شد و همراه ذوست دخترم تصمیم گرفتم که این را بنویسیم که دنيا اينقدرها هم خالی نيست که انسان به جنسيت خودش هم تجاوز کنه


نويسنده: مریم ( دوجنسی )

شنبه، ۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۵۶

سلام
من يک پسر دوجنسی هستم که دوستدارم دختر زيبايی باشم برای همين اسمم رو مريم گذاشتم و با اين اسم چت می کنم نمی دونين وقتی پسرا بااين اسم توچت صدام می کنن چه حالی ميکنم .
راستش به اون دخترايی که توخيابون آرايش می کنند و راحت با افتخار سرشون رو بلند می کنن حسودی ام ميشه و از اين که من با روحيات دخترانه نمی تونم اين جوری باشم و بايد لباسای خشن مردونه بپوشم خيلی ناراحتم و عذاب می کشم
مرسی از شما - مريم


نويسنده: مریم ( دوجنسی )

شنبه، ۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۴۰

سلام
من فرهاد هستم . من یک پسر دوجنسی هستم که دوست دارم اسمم مریم باشد . به خاطر همین ایمیلی بانام مریم باز کردم و با آن چت می کنم و از این که پسرها به عنوان دختر من را می شناسند و باهام چت می کنن خیلی لذت می برم .
دوست دارت فرهاد نه مریم خانوم


نويسنده: سوسن جعفري

جمعه، ۳ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۰

راستی! بيشتر عکسها برام باز نشدند ...


نويسنده: سوسن جعفري

جمعه، ۳ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۵۷

هه!


نويسنده: 

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۱:۲۲

خیلی مسخره بود


نويسنده: محمد مهدي منتظري

یکشنبه، ۲۵ تیر، ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۴۹

خدا به همه ما رحم كنه ،شما هم با اين همه استعداد بهتره يه كاري بكني كه فرداي قيامت شرمنده نباشي ،ما رو هم دعا كن۰ خدا نگهدار


نويسنده: 

یکشنبه، ۱۱ تیر، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۵۷

به نظر من هر کس اختیار نفس خود را دارد
خدا با دادن اختیار به انسان وقرار دادن او در دو راه چپ
وراست او را مختار به انتخاب

((All of them are rave))


نويسنده: سسس

دوشنبه، ۵ تیر، ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۴۶

in ye film rajebe dojensihast
:the hot chick
mamnoon


نويسنده: عرفان

دوشنبه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۲۰

به اميد روزی که جوانان بتوانند با اتکاء به خداوند ......


نويسنده: رز

چهارشنبه، ۲۴ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۹

من که اصلا نديدم فيلتر داره اگه شد ايميلش کن


نويسنده: سينا

چهارشنبه، ۱۷ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۱۶

سلام
ميکم سايتی که آدرس اين دو جنسی ها رو داشته باشه ندارين
ممنون


نويسنده: تنها

سه شنبه، ۲۶ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۲۶

بی وفا نامرد سنگدل مشکی نارنجی سيگار نان کره ای با تمام وجود دوستت داشتم ولی..................


نويسنده: اشق

سه شنبه، ۲۶ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۹

من که عکس نديدم به عشقم نرسيدم


نويسنده: اشق

سه شنبه، ۲۶ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۶

من که عکسی نديدم ولی افسوس که به عشقم نرسيدم اميد................


نويسنده: مهدی

جمعه، ۲۲ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۰۵:۱۰

خیلی خوب بید.اتفاقآ من دنبال یه پسر برای کوندن هستم//////////


نويسنده: علي

شنبه، ۱۶ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۹

خدا را از ياد نبريد

اينها فاسد هستند


نويسنده: محبوب

پنجشنبه، ۷ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۰۹

مدل کفشهايشان قديمی بود از بادکنکهای ابی اصلا خوشم نيامد اگر قرمز بود بهتر بود نميدانم چرا بعضی از آنها لباس تنشان نبود فکر کنم فقیر بودند نکته جالب اینجا بود که چرا این شکلی بودند من که نفهمیدم موضوع این موجدات را .

اینا همه کارا خداست. محبوب آباجی مرجان



نويسنده: مرجان

پنجشنبه، ۷ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۵۷

مدل لباسهايشان بد نبود .کلاه گيس های خوش رنگی داشتند خيابانها خيلی تميز بود ونشان ميداد که رفتگرهای زحمت کشی دارند دستشان درد نکند


نويسنده: حسام پيرايش نيا

چهارشنبه، ۶ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۲۱

من خيلی زياد دوست دارم عکسهای افراد دوجنسی را ببينم برايم بفرستيد و من خيلی با خودم از نظر جنسی درگير هستم و جرآت دختر تور کردن برای کردن را هم ندارم و به عکس سکس وکس زيبا وقشنگ خيلی علاقه مندم حتی زمانی شده که در حمام خود ارظايی کردم مثلآ تا سه تا خيار داخل سوراخ مقعدم کردم برای رهايی از اين بلا چه بايد کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
حتی روز وشب در عالم سکس و زير لباس دخترهای دانشگاه در رويا سير ميکنم


نويسنده: مرتضی

دوشنبه، ۷ فروردین، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۱۱

بنظر من کثیف ترین ادمها هم جنس گراها هستند


نويسنده: امیر

پنجشنبه، ۱ دی، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۱۱

من هم دوست دارم اطلاعاتی درباره اینکه مردان چه داروهایی مصرف می کنند که اندام زنانه پیدا می کنند


نويسنده: محبوبه

سه شنبه، ۲۲ آذر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۸

تصاویرجالبی بود.شایدکمترمابااین تصاویروموضوعات برخورد داشته ایم .من در این زمینه (افراددوجنسی)درایران پژوهشی انجام میدهم ،بسیارخشنود جواهم شد بامن تماس بگیرید.شاید بتوان باهم و همکاری تعدادبسیارمحدودی از اساتید دانشگاه تهران کاری مفید دراین مینه به انجام برسانیم .منتظر تماس شمامی مانم .


نويسنده: بهانه

یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۱۹

بسيار جالب و جذاب بود.مخصوصا عکسها
ولی يک درخواست از شما دارم من به دنبال چند تا پروکسی به روز هستم


نويسنده: خورشید شب

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۵۳

یکی به من کمک کنه لطفا من
از تکنو لوژی بی بهر هام
جدی می گم نه قصد توهین دارم نه چیزی
فقط این تکنو لوزی با من لج


نويسنده: متين

چهارشنبه، ۱۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۴۰

جالب بود .


نويسنده: ahmad

سه شنبه، ۱۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۵

khyli bahal bod na gholam


نويسنده: ahmad

سه شنبه، ۱۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۴۱

hi ye chanta zeyd mikhastam ??????????


نويسنده: پیمان

یکشنبه، ۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۰۴

سلام
عجب عکسای باحالی
خوشم اومد ممنون
راستی به منم سر بزنی خوشحال میشم
نظرت در رابطه با لینک دادن چیه؟
منظرت هستم
بای


نويسنده: نازنين

شنبه، ۸ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۳۰

خيلي جالب بود.


نويسنده: منا

شنبه، ۸ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۶

بد نبود لتفا اگر اطلاعات ديگری داريد به ما بدهيد


نويسنده: سيما

شنبه، ۸ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۵۸

سلام. آخی یه سری از اینا چه خوشتیپن! بخصوص اونایی که صورتی تنشونه!! نکته ی مهم اخلاقیش اینه که اینا روحیه ی خیلی شادی دارن@ ترکیب انواع رنگا رو میبینی؟!!


نويسنده: مریم

پنجشنبه، ۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۵۷

به مطلب جالبی پرداخته اید ولی به نظر من اینها یک مشت کثافت اند .. مشکل اینا اگر جسمانی باشد قابل حل استت و یا قابل کنار آمدن از نظر روحی اگر مشکل داشته باشند مسئله دیگری است و قابل درمان . اگر همجنس گرایی توجیهی برای غرایز حیوانی داشت حیوانات حتما اینکار را میکردند


نويسنده: استاد چرندی

چهارشنبه، ۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۱۱

وبلاگ جالبی داريد موفق باشيد ( روابط عمومی چرند و پرند )


نويسنده: مريم

چهارشنبه، ۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۳۲

HI,
One of my friends who is a gay told me about this carneval like celebration in cologne but I hadnt seen the pictures! nice! but poor guys! they still have lots of problems even in euroupe.


نويسنده: لاله

چهارشنبه، ۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۴۱

اقا سعید دارمت اساسی


نويسنده: هادی

سه شنبه، ۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۲

سلام این پست من درباره نقاب اينترنتی است........نقابی که پنهان شدن پشت اون بی فايده هست...بی فايده


نويسنده: حسن

سه شنبه، ۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۰

لطفا برای من عکس shemale بفرستید


نويسنده: سعید

سه شنبه، ۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۵۵

جوانها را کمتر گمراه کنیذ


نويسنده: saeed

سه شنبه، ۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۴۵

khili khoob bood azizam


نويسنده: احمد اقا

یکشنبه، ۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۹

hi ahmad hastam man asheghe 6 hastam .ba dokhtarhaye mokhtalef mano rahnamai konid cu


نويسنده: شائشی

یکشنبه، ۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۲

sallam nokaram valo kako man az shirazam kako joni mamnonam az shoma dost daram akse shoma ro bebinam va bishtar ba shoma ashna besham i love you cu


نويسنده: سینا

یکشنبه، ۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۲۶

حس ووه بهم دست داد _البته با معذرت.


نويسنده: falling up

جمعه، ۳۱ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۰۵

سعید خیلی عکسا باحال بود ..مرسی ...


نويسنده: بتول کریمی

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۰۳

سلام..عالی بود موفق باشی


نويسنده: پارس وب گيت

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۴۱

دوست عزيز ٫ با تشکر از شما برای عضویت در پارس وب گیت ٫ لطفا کد مربوط به (آپديت وبلاگ) را در قالب وبلاگ خود قرار دهيد تا لينک شما در وبلاگهای ديگر نمايش داده شود . بديهی است در صورت قرار ندادن کد در قالب ٫ بطور خودکار نمايش لينک شما متوقف ميشود .


نويسنده: لادن

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۹

واقعاً تصاویر جالبی بودند!به خصوص جهت(بک گراند)!
اما تو این میون حکایت ( مادر ترزا ) چی بود؟


نويسنده: mahsa

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۳۱

salam
webwton ali bood
mersi


نويسنده: علیرضا

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۱۹

سلام من خیلی وقت بود به وبلاگت نیومده بودم از نظر من که هر انسانی شخصیتی داره و آنها هم خودوشونو اینطوری نشان میدن


نويسنده: خامین

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۰۳

من میگم هر چیزی که در انسان نهفته است یه حکمتی داره و بد نیست...مثل همین هم جنس گرا بودن...حتمآ علتی داره وگرنه بوجود نمیومد! به هر حال همه ما انسانیم حالا یکی خوش اخلاق یکی تند مزاج...یکی دزد یکی هم جنس گرا! همه انسانیم...


نويسنده: فضول باشي

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۴۷

سعيد جان نظر ما كه مهم نيست، بايد ببينيم علما نظرشون چيه؟!!!!!


نويسنده: گلنار

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۲۳

سلام ... مطلب (گزارش) جالب و مفیدی بود ... مخصوصا عکس هاش . موفق باشی .


نويسنده: سميرا

چهارشنبه، ۲۹ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۰۵

با مهرنوش موافقم... وضع همجنس گراها تو ایران خیلی بده... متاسفانه چون مانیتورم خرابه نتونستم عکس ها رو خوب ببینم.. اما یه چیزیایی معلومه.. تازه توضیحات زیر عکس ها هم که هست! خلاصه که گزارش جالبی بود...


نويسنده: علي كوچيكه

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۵۹

رنگین کموناشونم خیلی قشنگه !


نويسنده: علی کوچیکه

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۵۵

اااا منم دیدم ! خیلی جالب بود.من تو gay.tv ديدم.البته تو ايتاليا بود.اونجام اين چيزا آزاده.البته من به عنوان يك جوان اين نسل هيچ مشكلي نميبينم و اينارو يه جور انسان معمولي و عادي ميدونم با حالات روحي و شخصيتي متفاوت.وگرنه هممون آدميم.


نويسنده: علی وب چرخ

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۲۶

عجیب دنیاییست.عجیب.


نويسنده: آفتاب پرست

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۱۴

ضمن تاييد کامنت مهرنوش ... اين مسائل اينجا هم هست منتها به خاطر تابوها و برخوردهای شديد خوب بروز داده نميشه. بهر حال گزارش خوبی بود.


نويسنده: آقا خره

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۳۸

درد بی دردی علاجش آتش است !!


نويسنده: بیلی و من

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۴۲

سعیدجان فردا برامون حرف درنیارن؟


نويسنده: علي

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۱۷

سعید خان بسیار عالی بود گزارشت.کاش بقیه اونوریها هم به جای صدور نظرات و بقول دوستمون فلسفه بافی و اظهار لحیه چشماشون باز میکردن و اتفاقات دوروبرشونو درست مدیدن.بعضی ایرونیهای اونور انگار چشم و ذهنشونو اینجا جاگذاشتند!.


نويسنده: عسل

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۱۴

يه جورايی از ايران متنفر بودم . ولی حالا از خارج از کشورم بدم اومد ! تکليف چيه !؟!


نويسنده: شاهزاده ی سرطانی

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۱۱

عجب گزارش باحالی بود. فکر کنم به جای اینهمه داد و بی داد فلسفی د ممورد دموکراسی همین گزارش رو بگذاریم جلوی فلاسفه. نظرت چیه عمو سعید؟


نويسنده: محمد

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۴۶

چی بگم والا.
آقا سعید بهت گیر ندن باز وقتی اومدی ایران:دی
نظر نمیتونم بدم.


نويسنده: نسیم

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۳۶

عجب دنیاییه و عجیبتر ادماش


نويسنده: فیروزه

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۳۳

من اطلاعات زیادی راجب همجنس گرا ها چیز زیادی نمیدوم یه سری جیزای کاملا ابتدایی.ولی گزارش جالی بود.راستی ز امنیت جانی در برلین چه خبر دیگه با بن لادن اشتباه نمیگیرنت؟


نويسنده: شهلا

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۴۴

یادته اونروز شهردار برلین رو از نزدیک دیدیم؟
یادم نمیره اون وقت که شهردار برلین شد، تو تلویزیون برگشت گفت"
(من هم جنس گرا هستم و این خوبه)
دستت درد نکنه گزارش خیلی خوبی بود.
من هم سر بزن به روزم (چشمک)


نويسنده: شهلا

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۲۱

ای مهرنوش بلا........


نويسنده: شهلا

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۱۹

جونمی جون اول شدم......


نويسنده: مهرنوش

سه شنبه، ۲۸ تیر، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۱۹

میدونی به اونها فکر میکنم که تو ایران هستن . از نزدیک باهاشون آشنا بودم و دیدم که زندگیاشون چقدر دچاره مشکلات غیر قابل حل هست و همشون فکر میکنن اگه برن بیرون از ایران مشکلاتشون حل میشه .ولی این تو زندگیشون چیزیه که همه چیو مختل کرده .پدر و مادر و دوست و همه چیو واقعأ از دست میدن و .... هیچوقت نمی تونن بگن که واقعأ چی هستن و کی . ممنون که این پستو نوشتی .




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.