|
شهرکهای يهودینشين در فلسطين
بهترين چيزی که تو اين چند سال دوری از وطن به دست آوردم، آشنايی با مردم و فرهنگ کشورهای مختلف بوده. از بوليوی گرفته تا جزاير سليمان! اگر تا قبل از اين بورکينافاسو رو فقط از گلآقا میشناختم، الان يکی از بهترين دوستانم از اين کشوره.
بين همه اينها آشنايی با مردم بعضی کشورها برام جالبتره، مثلاً اسرائيلیها (اميدوارم فردا تو کيهان ننويسند که فلانی جاسوس اسرائيله! خداييش هيچ اطلاعاتی بهشون ندادم و تا جايی که تونستم ازشون اطلاعات گرفتم). از اونور دوست عرب هم زياد دارم ولی يه دوست فلسطينی دارم که خيلی وقتها میشينيم با هم بحث میکنيم. تقريباً هيچ نقطه مشترک فکری با هم نداريم، ولی خب دوستيم ديگه. پدر مادرش تو نوار غزه زندگی میکنند. يادم رفته چند تا خواهر برادر هستند (آخه بيشتر از انگشتهای دست بودند) اينجا هر چی کار میکنه، درآمدش رو میفرسته برای پدرش. پدرش تو زمينهای کشاورزی شهرکنشينهای يهودی کارگری میکنه، ولی حقوقش خيلی کمه. يکماه پيش پيشش بودم داشت با خانوادهاش تلفنی حرف میزد، از تلفن صدای ميدون جنگ میاومد! میگفت شهرکنشينها وقتی حوصلهشون سر میره، طرف ما خمپاره میاندازند! گفتم خب شما هم سنگ میاندازيد! قسم خورد که تو اردوگاه اينا تا حالا کسی به اسرائيلیها سنگ ننداخته و اونا هم که تو تلويزيون بعضی وقتها پخش میشه، فقط هموناست، يعنی سالی يکی دو بار، چند نفر دو تا سنگ میاندازند و از قضا شصت تا دوربين اونجاست! دوستان اسرائيلیام از وضعيت نوار غزه و کرانه باختری رود اردن تقریباْ اطلاعی نداشتند و فقط میدونستند اونهايی که تو شهرکها زندگی میکنند يهودیهای افراطی هستند که اکثرشون شستشوی مغزی داده شدهاند. خودشون به شخصه با شهرکنشينها آشنايی نداشتند، ولی میگفتند اينها رو حکومت اسرائيل بصورت غير رسمی از طريق سازمانهای مذهبی برای سرکوب و استثمار عربها آموزش میده. حالا اونها بقدری قدرتمند شدند که دولت اسرائيل (که بصورت دموکراتيک انتخاب میشه) هم تحت نفوذ اونها شده. ترور نخست وزير اسبق اسرائيل (اسحاق رابين) توسط همينها صورت گرفته بود؛ چون تصميم داشت به اعراب خودمختاری بده. 
اينکه ساکنين اوليه اسرائيل يا فلسطين چه کسانی بودند رو تو کتاب تاريخ و دينی دبستان هم نوشتند، ولی اون چيزی که ما میبينيم همين سی چهل سال پيشه. هزار و چهارصد سال پيش اگر عربها يهودیها رو از خونهشون انداختند بيرون و حكومت كردند، اروپايیهايی که الان متمدن شدند (به قول خودشون) بالای درخت زندگی میکردند! ولی حالا تو قرن بيستم خيلی حرف داره که کسی بخاطر نژاد و دينش بياد خونه کسی رو با بولدوزر خراب کنه و واسه خودش خونه و مزرعه بسازه. صبح که از جام بيدار شدم و طبق معمول نشستم پای کامپيوتر ديدم دوست قديمیام بعد از مدتها يادداشت جديدی نوشته و عکسهايی رو از صحنههای دلخراش (!) تخليه شهرکها گذاشته و سؤال کرده: «انسانيت، آيا به دو گروه مسلمان و غيرمسلمان بخشپذير است؟» تو اينکه بيرون انداختن کسی از خونهاش کار زشت و دور از انسانيته حرفی نيست، ولی اينا قديمیترينشون فوق فوقش سی ساله اونجا هستن و حتماً میدونید چه جوری اونجا ساکن شدند و تو اين سی سال چه بلايی سر عربها آوردند. اگر به اينها (که اکثرشون مردم اروپای شرقی هستند و کمتر از سه ساله اونجا ساکن شدند) برای کوچ کردن سيصد هزار دلار میدند، تو اين سی سال به فلسطينیها چی دادند؟ حتماً تو خبرها خوندید که ارتش اسرائيل که اينها رو به زور (!!!) داره بيرون میکنه (!) هيچ اسلحهای همراه نداره، ولی وقتی خونههای عربها رو داشتند خراب میکردند، اگر میاومدند بيرون و اعتراض میکردند کمترينش قنداق تفنگ بود که بر سرشون فرود میاومد. تازه میتونستند زير آوار هم بمونند! 
آيا انسانيت فقط تو اين عکسها خلاصه میشه؟ اشک ريختن و غصه خوردن خيلی بده، ولی نمیدونم چرا هيچ خبرگزاری تصوير فلسطينیهايی که توسط همينها (نه ارتش اسرائيل) شکنجه و کشته و حتی ترور میشند (و شدند) رو نمیگذاره. شهرکنشينها همون گروه فشار و انصار حزبالله يهودی هستند و اکثرشون مسلحند. حتی مردم اسرائيل هم حاضر به زندگی با اونها نيستند. هر چند ساکن کردن اينها تو سرزمين فلسطين هم سياست خود شارون و همفکرانش بوده که الان تصميم گرفتند عده خيلی کمی رو از نوار غزه کوچ بدند (تعداد شهرکنشينها تو کرانه باختری چند برابر نوار غزه است). خلاصه که هر اشک ريختن و داد زدنی نشونه مظلوميت نيست، که اگر اينطور بود، گروه فشار هر شب مراسم نوحهخونی و سينهزنی داره. باور كنید بازیهای سياسی خيلی پيچيدهتر از دو تا عکسه.
|