WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « ما و روشنفکران (۳-اهميت روشنفکری) |  نقدی بر جنبش زنان »
روزمره جمعه، ۱۲ اسفند، ۱۳۸۴
کدوم تعطيلات؟

اين ترم که گذشت از اونا بود که پوست از سرم کنده شد. تا حالا تو عمرم دوازده ساعت پشت‌سرهم سر کلاس نشسته بودم که اين ترم نشستم. تو عمرم هفته‌ای چهار تا مشق پدر-مادر-دار ننوشته بودم که نوشتم. هفت تا امتحان کت و کلفت نداده بودم که دادم [ای منحرف‌های بی‌تربيت]. امروز هم از آخرين امتحانی که نوشتم يک هفته می‌گذره، ولی کدوم تعطيلات؟

از همون جمعه هفته پیش بعد از امتحان يکراست رفتم سر کار. بدبختيه ما اينه که هم تو دانشگاه صاحابمون پرفسوره، هم تو شرکت. همشون هم علاقه دارند مشق بگند. البته مشق سر کارم رو چهار سال پيش هم نوشته بودم، ولی اون موقع رئيس کس ديگه‌ای بود. سه روز هست که کارم رو تموم کردم و تحويل دادم، ولی برای ادامه کار احتياج به برنامه‌ای داشتم که قفل سخت‌افزاری داره و قفلش دست يکی از همکاران درحال ماموريته. ده هزار يورو هم برای خريد يه قفل ديگه، يه کم (!) زياده! خلاصه مونديم بلاتکليف.

ديروز هم نتايج يکی از امتحان‌هام اعلام شد و از اونجا که من هميشه با اکثريت همراه می‌شم، با کمال مسرت، افتخار شامل هفتاد و چهار درصد مردودين شدن، نصيبم شد! پرفسوری که نتيجه کارش اينه، بايد سرشو بزاره بميره! لازم به تذکره که در سيستم آلمانی يک بالاترين نمره و پنج کمترينه. از همه جالب‌تر خود درسه که يکی از موضوعات پايه‌ای انفورماتيکه و من با ده سال سابقه کار برنامه‌نويسی، شرمم می‌آد بگم مبانی چی بوده که برای دومين بار رد شدم! خوبه پارسال قسمت دومش رو که نتيجه‌اش همينجوری بود، با نمره خوب (۲) قبول شدم، ولی گویا زشت بود جزو اقليت باشم! خدا وکيلی خجالت داره. تازه جزوه باز هم بود. خدا بقيه امتحان‌ها رو ختم به خير کنه.

ننه بابامون هم گير دادند که بلند شو بيا ايران سامان بگير. خوبه يادم نرفته پارسال که منو با اين وعده وعيدها کشوندند ايران خبری از سامان نبود و سر کاری بود. حالا خدا رو چه ديديد شايد رفتيم اينبار خودمون سامانه خودمون رو گرفتيم!

از اونور دشمنان اسلام بلاگ‌نيوز رو با فيل عوضی گرفتند و تَرش کردند. [خداييش شما خيلی منحرفيد، کی گفت بهش شاشيدند؟] البته زبونم لال، گوش شيطون کر، اون يکی آدرس صحيح و سالمه، ولی بايد از حالا يه فکری به حالش کنم. خدا پدر صاحاب اين سايت‌هايی که خدمات فيدبک ارايه می‌دند رو بيامرزه که کار ملت رو آسون می‌کنه. همين گوگولی مگولی خودمون، همچين RSS رو می‌خونه که کسی به گردپاش نمی‌رسه. اگر اکانت گوگل (جی‌ميل) داريد که کار با صفحه شخصی گوگل همراه با خبرخوان خيلی ساده است، اگر هم نداريد، اول ثبت‌نام کنيد بعد کار ساده می‌شه! از خبر خوان‌های آن‌لاين ديگه هم می‌تونيد استفاده کنيد. آدرس فايل RSS بلاگ‌نيوز فارسی http://fa.blognews.ir/rss.php هست. در ضمن می‌تونيد از سايت دو در دو هم برای دسترسی به لينک‌های بلاگ‌نيوز استفاده کنيد، که اونجا هم فاله و هم تماشا.
راه‌های ديگه هم هست، ولی من پشت دستمو داغ گذاشتم که راجع به فيل و تر شدنش چيزی ننويسم. از وقتی برای روش دور زدن اسمشو نبر بلاگ رولينگ مطلب نوشتم، روزی ديويست نفر از طريق موتورهای جستجو می‌آند اونجا و بدون خوندن يادداشت، تقاضاهای نامشروع دارند!

موج پيشرو و کمک‌هاشون به بچه‌های بی‌سرپرست بم احتياج به معرفی من نداره. مثل هميشه زحمت رسوندن هديه‌های ما به بچه‌ها برعهده اين عزيزان افتاده. پس عجله کنيد که دو هفته بيشتر به سفرشون نمونده.

تا يادم نرفته بگم، اگر دغدغه طبيعت رو داريد، وبلاگ مهار بيابان‌زايی رو از دست نديد. تا اونجا که می‌دونم کمتر وبلاگی به صورت تخصصی به مشکلات طبيعت ايران زمين می‌پردازه.

اين بحث روشنفکری ما هم اونقدر شيرين بود که ملت يا چرتشون گرفت، يا کشف کردند که من کرويت زمين رو دوباره کشف کردم! من بسيار مسرورم که مردم کشورم اينقدر سطح بالای علمی و عملی دارند! البته من اين منبر رو به همين راحتی‌ها ول نمی‌کنم، فقط گفتم وسطش يه زنگ تفريح داشته باشيم.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۱۵:۱۷

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: حميد

سه شنبه، ۱۹ اردیبهشت، ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۵

اول از همه صحبتم با مسول اين وبلاگ است

آقاي عزيزي كه اين وبلاگ را اداره ميكني نبايد ببيني واقعا چه اراجيف و مزخرفاتي از طرف بوزينه يزيد نوشته شده .شما اگر مسلمان هستيد كه واقعا براي شما متاسفم و اگر نيستيد بازهم همينطور چون حداقل انسانيت اين است كه به اعتقادات ديگران احترام بگذاريم
و شما ميتونستيد حداقل جلوي سوء استفاده اي كه از شما شده را بگيريد.
اميدوارم پاك نكردن اين پيام از روي عمد نبوده باشد.

و حداقل اگر آپي اين حيوان را داري درسي بهش بدهي
كه ديگه هوس نكنه از اين گوه خوريها بكند.

تاريخ زري كه زده شده 14/12/84 ميباشد.


واما.......
سال نو آمد ولي با اربعين

خاردردلها ولي گل در زمين

تنگ عاشوراي ما گهواره شد

ماهي سرخي در آن آواره شد

هفت سين تربت زهرا كجاست؟

مادرآن دختر تنهاكجاست

سين اول ساقي لب تشنه اي

دركمر شمشيرودربر دشنه اي

سين دوم سايه سار زينب است

اوكه تنهاغم گسار زينب است

سين سوم سوزوآه طفل ناز

با خدا هر دم كند راز و نياز

سين چهارم سيرت مولا حسين

والي آن كوفه پر شور و شين

سين پنجم سايه اي بر روي آب

سايه شاه غريبي در حباب

ديگري سجاده اي بر روي خاك

روي خاكي كز شهادت پاك پاك

سين هفتم بين چرا سيلي شده؟

چون رقيه صورتش نيلي شده

واما با بقيه افرادي كه بعد از اراجيف بوزينه يزيد مطالبي نوشتن آيا واقعا شما چيزي نديديد كه حداقل
مطلبي حرفي صحبتي هر چند كوچك در نكوهش اين
موضوع بنويسيد.

واقعا بايد متاسف بود.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


نويسنده: كاوه

چهارشنبه، ۱۷ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۱۵

سعید لطفا با من تماس بگیر


نويسنده: هادی فرنود

چهارشنبه، ۱۷ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۳۰

اوووه از همه چیز و همه جا نوشتی؟!


نويسنده: شیوا

چهارشنبه، ۱۷ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۱۲

سلام آقا سعید .. احوال شما ؟می بینم که هنوز هم دانشجویید ؟ این دوره ی شما چند سالس ؟؟
شوخی کردم ! امیدوارم که همیشه موفق باشین ، به درسی هم که افتادین فکر نکنید .. ایشالا پاس می شه .. چقدر دلم واسه یکی ،۲سال پیش تنگ شده ... مهرنوش،میترا، سیما ،... همه ی دوستان...... ! دیگه از هیچ کسی خبر ندارم !؟؟! .... خوب ، از حالا سال جدیدُ بهتون تبریک می گم .. ایشالا بیاید ایران و حسابی سرتون شلوغ بشه ( چشمک) ... با بهترین ارزوها ...


نويسنده: نيکی

سه شنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۱

سعید جان اینجور که می بینم علاوه بر روشنفکری وارد بحث گفتگوی تمدنها هم شدی؟(نشونش هم سامان دادن شما+کامنتها)خواستم بگم حالا که در مورد تمدنها گفتگو میکنی بگو عیدی کارمندهای دولت را شب ۲۹ ندن صبحش بدن بهتره


نويسنده: محمد رضا

سه شنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۱۴

بحث روشنفکری را دنبال ميکردم. به نظر من نقد روشنفکری در ايران بسيار مفيد است. تنها مخالفان اين نقد مدعيان روشنفکری هستند زيرا با بالا رفتن آگاهی مردم واقعيت آنها هم هويدا خواهد شد.
بخاطر معرفی دو وبلاگ هم از شما تشکر ميکنم و براتون در درس و زندگی آرزو موفقيت دارم.


نويسنده: خره

سه شنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۳

سعید جان دلمون برایت تنگ شده که ببینیمت تونستی اینورا اومدی به ما هم سر بزن


نويسنده: بی نام

سه شنبه، ۱۶ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۱۵

خیلی بی شعوری


نويسنده: محسن حسینیان

دوشنبه، ۱۵ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۲

سلام. از امکاناتی که فراهم کردید ممنونم/ در ضمن لینک شما هم اضافه شد.


نويسنده: سوسن جعفري

دوشنبه، ۱۵ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۲۵

هوم ... خوبي سعيد؟!


نويسنده: حمید

دوشنبه، ۱۵ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۱۲

فیلتر شکن لطفا خوهشا عزیزم برام بفرست


نويسنده: امیر مقیم

دوشنبه، ۱۵ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۴


تو اصلا اين پيامها رو نمي خوني و گرنه جواب من و مي دادي


نويسنده: حیات خلوت

یکشنبه، ۱۴ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۷

امتحان.. درس.. مخصوصا زبان لعنتی! ببخشید که می فهمم !!!!


نويسنده: 

یکشنبه، ۱۴ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۲۰

گوزيدم و گوزيدم
بوزينه ي يزيدم
اين ور جوب پريدم
اون ور جوب پريدم
دو تا خاتونو ديدم
يكي ش فاطي لگوري
زود ِ زود ِ زود گاييدم
يكي ش زينب ِ كبرا
وا وا چه حرفا
گم شو برو بوزينه
چُلت كُسمو نبينه
من خواهر ِ حسينم
بابا گفته نور ِ عينم
ننه م كه كس نمي داد
تو چرا اونو گاييدي
بابام كه كون نمي داد
به همه كسون نمي داد
تو چرا اونو گاييدي
ذوالفقارشو نديدي ؟!!

،
برو برو كس فراخ
اينقده نكن آخ و واخ
بوزينه ي يزيدم
همه تونو گاييدم
اين ور جوب واويلا
اون ور جوب واويلا
صل علي محمّد
نكش كه آبم آمد


نويسنده: هزار و یک روزنه

شنبه، ۱۳ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۴۷

ای میل یاهوتو چک کن:)


نويسنده: آفتاب پرست

شنبه، ۱۳ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۰۹

ای بابا تو این بلاد کفر دم عیدی هم دست از سر شما برتمیدارن؟ بازم امتحان؟ مگه جمعه س که بازم امتحان؟ ... بیا داداش زودتر سامان بگیر یه پلوی عروسی خراب شیم سرت.


نويسنده: نسیم

شنبه، ۱۳ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۴۵

سلام سعید که سامان را دیدی سلام برسون بگو سری به من هم بزنه راستی میشه از قرص کلسیم سیتریت اونجا سراغ بگیری


نويسنده: زیتا

شنبه، ۱۳ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۵۱

سلام.من که سر و سامون دارم اگر برم ایران٫از من میگیرند؟اگر اینطوره٫عجله کنم.


نويسنده: انجمن فرهنگي هنري سايه(حسين)

شنبه، ۱۳ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۳۸

سلام
لذت بردم از ديدن وبلاگ زيبا و مفيد شما
خوشحال خواهم شد اگر به وبلاگ من هم سر بزنيد
او در صورت تمايل به تبادل لينك خبرم كنيد
ممنون


نويسنده: حمیدرضا

جمعه، ۱۲ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۱۳

می خوام سر و سامان بگیرم کسی هست یا نه ؟
عشق


نويسنده: سینا

جمعه، ۱۲ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۳۴

و تو!
- دختر بي بازگشت ِ گريه ها! -
از ياد نبر كه ساده نويسي،
هميشه نشان ساده دلي نيست!
پس اگر هنوز
بعد از گواهي گريه ها در دفترم مي نويسم:
« باز مي گردي»
به ساده دل بودنم نخند!
اشتباه ِ مشترك ِ تمام شاعران ِ اين است،
كه پيشگويان خوبي نيستند!?... اگه قابل دونستي به من هم سر بزن


نويسنده: نرگس

جمعه، ۱۲ اسفند، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۲۰

سعید سامان میخوای بگیری!؟خاک به سرم نمی دونستم تو هم.....!/کلا روشنفکرا خوششون نمیاد روی نقدایی که روشون میشه دست بذارن!




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.