WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « من و خرس و دوچرخه و جام‌جهانی |  بازی ايران آنگولا »
روزمره پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵
بازی ايران مکزيک

با يه مصيبتی رفتم نورنبرگ و اومدم که خدا می‌دونه. دوشنبه ساعت چهار صبح رسيدم خونه، گفتم سريع عکس‌ها رو بيارم رو کامپيوتر و گزارش رو بنويسم. از شانس کچلم «اومدم ابروش رو درست کنم...» تا همين لحظه خواب و خوراک نداشتم تا کامپيوتر مثل روز اول بشه. داستان اينم مثل ماجرای نورنبرگ رفتنم و دوچرخه و خرس بمونه واسه سر فرصت! فعلاً گزارش مصور بازی رو تو بلاگ‌نيوز ببينيد.

عجب بازی کرد اين آلمان. با اينکه اصلاً از فوتبال آلمانی خوشم نمی‌آد، ولی اينقدر که اينا خودشون رو کشتند، اگر نمی‌بردند سر خورده می‌شدند!
اين سامی الجابر سن بابای علی دايی رو داره، ولی بازم گل می‌زنه.
صحبت از علی دايی شد، من موندم چرا کسی به جواد نکونام گير نمی‌ده که کمتر از دايی دويد، يا برهانی که ده دقيقه تو زمين بود، داشت نفس‌نفس می‌زد!؟
ولی خودمونيم خيلی پر رو هستيم. يکی نيست بهمون بفهمونه فوتبال ما کجا فوتبال مکزيک کجا؟ اونا بيست سال پيش تو کشورشون جام‌جهانی برگزار کردند، ما هنوز يه استاديوم درست و حسابی نداريم. بيست هزار نفر از مکزيک به عشق تيم کشورشون بدون بليت مسابقه از مکزيک اومدند دم در استاديوم تيمشون رو تشويق می‌کردند، اونوقت بعضی از هموطنان ما بليت پنجاه يورويی‌شون رو هزار يورو می‌فروختند!
همين چند ماه پيش که برزيل تو جام کنفدراسيون‌ها از مکزيک باخت، اينقدر بهش انتقاد نکردند که به تيم ايران می‌کنند! آدم شکش می‌بره، نکنه ما از برزيل هم سرتريم؟ ولی اگر بدون ور اومدن رگ‌های ملی (که حق مسلم ماست!) به بازی نگاه کنيم، نيمه اول مکزيک بد بازی کرد و نيمه دوم بازی خودشو انجام داد. نمی‌دونم چرا اونا که می‌گند ايران نيمه دوم دفاعی بازی کرد، نمی‌گند اگر تيم به نتيجه مساوی راضی بود، چرا از اول دفاع نکرد؟ جواب راحته، کافيه ده دقيقه فوتبال بازی کرده باشيد تا بدونيد هر تيمی که ضعيف‌تره خود به خود توپ در اختيار حريفش خواهد بود. جون بچه‌هاتون يه کم واقع‌گرا باشيد.


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۲:۲۸

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: 

پنجشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۵۲

اگه دلتون خواست می تونيد بريد به اين سايت و به حسين کعبی رای بدهيد:

http://fifaworldcup.yahoo.com/06/en/w/bypa/index.html


نويسنده: لرستاني

پنجشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۵ ساعت ۰۸:۳۲

سلام من امدم تا دوباره نوشته های جدید را مرو کنم و استفاده لازم را ببرم شاد باشی به من هم سر بزن


نويسنده: عماد

پنجشنبه، ۱ تیر، ۱۳۸۵ ساعت ۰۴:۱۱

از شما مچکرم .
برام ایمیل بزنید اقائ حاتمئ غزیز


نويسنده: farid

سه شنبه، ۳۰ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۱۴

Dear Saeed
how r u ?
i am so sorry about Iran.
MOLLA OMAR


نويسنده: Achoka

دوشنبه، ۲۹ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۲:۵۸

Very good site! I like it! Thanks!


نويسنده: عاطفه

یکشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۳۵

سلام آقای حاتمی عزیز
اما می دونم همین که رسیدیم خیلی مهم
نمی گم همین قدر اکتفاکنیم که اگر کردیم دیگه به همینجا هم نمی رسیم
اما بازم باید بگیم بچه ها از این همه همت ممنونیم
و همیشه ایران سرفراز و آباد است..
همین


نويسنده: مریم

یکشنبه، ۲۸ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۴۴

سلام..عالی بود ...خوش باشی


نويسنده: حسن

شنبه، ۲۷ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۸:۲۵

با این مربی نمی تونید حتی یک قدم جلو بردارید


نويسنده: Marat

شنبه، ۲۷ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۳:۱۴

Very good site! I like it! Thanks!


نويسنده: علی

جمعه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۴۶

سلام با امید پیروزی ایران
با تشکر


نويسنده: محمد

جمعه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۳۵

سلام.
مسأله سطح توقع نیست.
میشد بازی رو خیلی بهتر و با شجاعت بیشتر پیش برد.
در حالی که تیم عقب افتاده تیم هنوز یک تعویض خودش رو انجام نداده.
نکونام دوید.پاس داد و تلاش کرد.
اما دایی پاس درست هم نمیتونست بده!
امیدوارم بازی فردا رو خوب و با شجاعت انجام بدیم.
البته من شخصا امید به برد دارم.امیدوارم که ناشی از تعصب نباشه و ببریم.


نويسنده: دنیا

جمعه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۴۷

خسته نباشی..


نويسنده: سيما

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۲:۱۴

چیز جدیدی نبود اصولا ما ایرانی هستیم@ پرتوقع ترین آدمای روی زمین بدون کشیدن کمترین زحمت برای موفقیت! میشینیم کنار گود میگیم لنگش کن! (درست گفتم دیگه یا یه چیز دیگه بود؟!! :دی) ////
فقط میگم یه چیزی خیلی وقته میخوام بگم روم نمیشه ولی دیگه خیلی یه جوریه.... باید بگم! تو دیدی تو فارسی شاهرخ رو «شاه رخ» بنویسن که انگلیسیشو Shah rukh نوشتی؟! میدونم تو وبلاگ خودمم همینجوریه چون مجبور بودم این پرشین بلاگ Shahrukh رو قبول نمیکنه میگه قبلا انتخاب شده. مجبورم اسم این بیچاره رو هم اشتباه بنیوسم ولی لااقل اینجا درستشو بنویس! اگه راهی هم میدونی که بشه یه جوری درستش کرد بگی ثواب داره :) مرسی


نويسنده: محسن

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۰۷

اگرایران ببرد یا ببازد چقدر به حقوق ما افزایش می یابد. پس کون لقش


نويسنده: خدابیامرز

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۴۷

سلام علیکم

بنده هم کلی نذر و نیاز کرده بودم. گمانم امامزاده تقلبی بود!


نويسنده: همدم

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۲۵

خوشا بحالت، ای روستایی، خوش بحالت، من که حتی از تلویزیون هم وقت نکردم نگاه کنم.


نويسنده: مریم

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۰۶

سلام.با شعری از شاملو به روزم.باز هم به من سر بزن


نويسنده: آفتاب پرست

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۲۲

به هر حال توقع داشتن چیز بدی نیست! اگه مردم هم نخوان آقایون به خودشون تکون نمیدن!


نويسنده: سمیرا

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۰۳

اين شب نويس، بچم يه چيزی بارشه ها....دو خط اولش رو يه بارم از قول من برای خودت بخون!


نويسنده: فواد

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۴۱

ممنون از گزارش کاملت، راجع به دایی هم حرفت درسته تازه نکونام یه اخطار بیخودم گرفت، من یه مطلب راجع به دایی نوشه بودم البته فقط واسه خودم! جالب اینجاست که همه اول بازی خوب می‌خواستند! آخر برد!!!


نويسنده: شب نویس

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۰۲

ببین سعید جون ما وقتی شب قبلش رفتیم سینه زنی و بعدش حاجی برامون دعا خوند و خلاصه کلی نماز شب و اینا پس مکزیک سهله برزیلم باید میبردیم. باید مفهمی یا وقتی اومدی ایران حالیت کنم! من از خطه قهرمان پرور نیستم ولی قهرمانم!!! چند بارم بدون هیچ مشکل خیلی شدیدی از قزوین و شهررضا رد شدم و هنوز بابام بهم اعتماد داره! از ما گفتن بود. یه چیز دیگه: میگن تو مار اومده که از دو سه شب پیش به اینور مادر علی دایی پر طرفدارترین چهره ی ایرانی بوده و خیلی مورد توجه قرار گرفته. منتظر گزارشای پر از زبون درازی و قیافه های چک و چولت هم هستیم. فکر نککن چیز انداختی گردنت یعنی خبری شده.


نويسنده: ۱۰۰۱روزنه

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۷:۱۱

اره خب توقعشون بالاست.با اون دفاع سوراخ .اگه بدونی چه اس ام اسای زشتی در مورد مادر و خواهر و جد و ابادشون رد و بدل میشه.


نويسنده: حمید / میداف

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۳:۲۱

سعید جان خسته نباشی. نمی داسنم نورنبرگ بودی !


نويسنده: شهــــلا

پنجشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۵۰

خسته نباشی سعید نازنینم و دستت درد نکنه.




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.