WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « هدف جنگ اسرائيل و حزب الله |  درخواست کمک برای تغيير قالب بلاگ نيوز »
اجتماعی شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵
مرد ايرانی!

I, an Iranian man and a man-right's activist, member of an enermous number of international peace committees, who have lived in more than 273 countries condemn the Molla's regime, Khatami, Shirin Ebadi and other women right activits in Iran.

جديدترين خبری که همين چند لحظه پيش از طريق معتبری به دستم رسيد، حاکی از سنگسار يک خانواده توسط رژيم وحشی آخوندی در خفا است. من به عنوان عضو يکی از کميته‌های مختلف، ترساندن کودکان معصوم اسرائيلی توسط تروريست‌های مزدور حکومت و همينطور مرگ کودکان بی‌گناه آفريقايی از گشنگی در حاليکه آخوندها با پول‌های نفت ما برای خودشان کاخ ساختند، را محکوم می‌کنم.
شما هم اگر کمی وجدان داشتيد حکومت و شيرين عبادی و فعالان زنان ايران و بلاگرهای محبوب را بخاطر تمام فجايای دنيا محکوم می‌کرديد. شما کوچکترين حقی نداريد در مورد بوش و نئوکان‌ها و علی‌حضرت شاهنشاه آريامهر و دموکراسی و حقوق بشر حرفی بزنيد.

بعد از اين يادداشت شونصد نفر ايميل زدند و از من حمايت کردند، فقط يکی از جاسوسان رژيم که با هزار اسم وبلاگ می‌نويسد ايميل زده و گفته اين عکس واقعی نيست. اين مزدور اگر چشم داشت می‌ديد گوشه عکس آرم شبکه معتبر «ام تی وی» قرار داره که به صورت مستقيم کارتون سنگسار را پخش می‌کرد. پس يکبار ديگر حکومت و خاتمی و بلاگرهای محبوب را محکوم می‌کنم.

ته نوشت: آزار رساندن و کشتن انسان‌ها در هر نقطه جهان و توسط هرکس، غيرقابل توجيه است و احتياجی به شانتاژ اخبار و مونتاژ عکس‌ها ندارد. کسانی که دست به اين کار می‌زنند، نه تنها در درستی اخبار ترديد ايجاد می‌کنند بلکه کل قضيه را زير سؤال می‌برند. راستش برای کسانی که اينگونه اشخاص را نمی‌شناسند توضيح بيشتری ندارم، فقط تکرار می‌کنم من هم با سنگسار و اعدام مخالفم.

نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۰۱:۴۵

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: باران

شنبه، ۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۱۸

سنگسار کردن وحشتناکترين کاريی که ميشه کرد نميدونم اگه حضرت محمد الان بود چه ميگفت؟...واقعا چه ميگفت؟...


نويسنده: عبدالله رضایی

دوشنبه، ۹ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۳۹

آقا سعید
لینکتون کردم توی وبلاگم
سعید با مرام


نويسنده: nima dingaliga

یکشنبه، ۸ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۱:۰۹

ما اینجا فقط ام تی وی آستیرا رو داریم!...یعنی گذاشته ما ندیدیم یا میذاره بعدا؟!


نويسنده: عبدالله رضایی

یکشنبه، ۸ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۱۳

به من سر بزن
نظر یادت نره


نويسنده: نسرین

یکشنبه، ۸ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۱:۴۰

سلام خسته نباشید لطفا وبلاگم را در لیست وبلاíای به روز شده بزارید کار ثبت را انجام دادم لوگو شما را هم گذاشتم


نويسنده: دنیا

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۲:۴۶

این خانومای تو تصویر تو ایران دارن سنگسار می شن یعنی؟ اسلامشون کو؟ چادر و روسریشون را چرا ول کردن؟!
همین کارا را می کنن که عاقبتشون این می شه دیگه!!


نويسنده: طلا

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۲:۱۳

چه شد
حاجی آقا گو بمن تخت جمارانت چه شد
همچنان ضحاك خون آشام مارانت چه شد
شاه را بيرون نمودي خود نشستي جاي او
آنهمه دشنامها بر شاه شاهانت چه شد
خويش را بالا كشيدي تا فـراتر از نبي
چون بمسند بر شدي حكم امامانت چه شد
كردي اعلام خطر بر شاه و خود بودي خطر
آن خطرهائي كه ميگفتي به اعلانت چه شد
آن خطر بود آنكه ميآئي تو اندر راس كار
آمدي با مـردمي در زير فرمانت چه شد
غرق نخوت گشتي اندرتخت وگم گشتي درآن
توپ وتانك وقلعه ودرگاه ودربانت چه شد
چوب ظلم شاه را كردي مبدل بر چنار
داد گستردي عجب آن دادخواهانت چه شد
هرچه گفتي هرچه كردي هيچكس دم برنزد
آنهمه رقصندگان برساز رقصانت چه شد
خلق را خركردي و راحت شدي برآن سوار
آن خران بينوا و برگ و پالانت چه شد
همچو بوقلمون عوض كردي براحت رنگ خويش
همچو طاووس آنهمه پرهاي الوانت چه شد


149

مرگ را بر خود نميديدي چو ديگر جابران
يك جهان دكتركه بودند حافظ جانت چه شد
دارو و درمان نمودي از همه مردم دريغ
خود چه آمد برسرت دارو و درمانت چه شد
مر نه پيمان بسته بودي بهر آزادي خلق
اندراين ده سال يكدم عهد و پيمانت چه شد
عنكبوت آسا تنيدي تار غم بر ملك جـم
ارث بابا را چه كردي ملك ايرانت چه شد
وعده آزادي و آسودگي دادي به خـلق
خستگان بسته اندر بند و زندانت چه شد
روزي خلق خدا كردي تو در كـوپن نهان
وعده ارزانـي و رزق فراوانت چه شد
بدتراز ويرانه كردي كشوري همچون بهشت
برق مجاني كجا شد نفت ارزانت چه شد
ياور مستضعفان و دشمن مستكبـران
دسته دسته بيحيا دزدان و رندانت چه شد
گِرد بادي ميشدي گاهي و گه باران خون
رعد آسا غرشت كو باد و طوفانت چه شد
همچنان آتشفشان بس خانمانها سوختـي
آتش چون آفتاب داغ و سوزانت چه شد


150

همچو جباران ديگر ناتوان خفتي بگور
قدرتت كو نعره هاي همچو مستانت چه شد
گفت اوشين را گـزيدم من بجاي فاطمه
حكم قتلش دادي و برگشتن از آنت چه شد
مر نه فتوا داده بودي بهر قتل زخميـان
بهر اين فتواي نا حق حكم قرآنت چه شد
هيچ بود احساس تو روز نخست اندر هوا
با چنين احساس درد آلوده پايانت چه شد
اين حقيقت بود يارب ، پس تفوبر هرچه حق
نا حقان ديديم و ديدي حق پرستانت چه شد
نا حقي ويرانه اي را گلشن و آباد كرد
ديدي آن گلشن بدست حق پرستانت چه شد


نويسنده: محسن

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۰۶

خان دایی سلام
خسته نباشید
من آخر هم متوجه نشدم که تو با مایی یا بر مایی!!! طرفدار آقاجون هستی یا طرفدار حاج مسعود !!!
لطفا در این مورد هم توضیح بده.


نويسنده: میلاد

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۷:۲۴

آقای سعید حاتمی حرف دل ما رو زدی. البته این ها کلام شما رو که واقعا با اعدام مخالفی رو نمی خوان بشنون. از این انتقاد تو و از این که دستشون انداخته ای ناراحت هستند. من هم با شما موافقم. سنگسار چیز بدی است و احتمالا به امید خدا انجام نخواهد شد اما مسائل مهمتری هم وجود داره و این که همه اش بی خودی سی سال خارج باشیم و از عالم و آدم انتقاد بی خودی کنیم و بهشون فحاشی کنیم درست نیست. پیام شما رو درک کردم و با شما موافقم. به حرف بعضی دوستان بی مایه هم گوش نکن.


نويسنده: 

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۵۵

سسکن
پیامهاتون خیلی بیخود و به درد نخور است


نويسنده: شب نويس

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۸:۴۵

والله سعید جان سعی کن تحت تاثیر قرار نگیری تا بهتر موضوع رو تحلیل کنی و حرف و حدیثی توش در نیاد ولی من یادمه وقتی خفاش شب خیلی جنجال درست کرد و کلی با احساسات مردم بازی کرد چیزی که دهن به دهن مردم میگت و تو اتوبوس و تاسی و فلان و بیار خیلی شنیده میشد و رگ خشونت مردم بود که بالا زده بود: باید تیکه تیکه ش کنن. باید بسوزوننش. باید قیمه قیمه ش کنن. باید فلانش کنن و بعد بیسارش کنن و بعد اعدامش کنن. باید پوستشو بکن. باید سر و تهشو یکی کنن. باید شونزده بار اعدامش کنن. باید اعدامشم اعدام کنن. باید خانوادشم اعدام کنن. باید زنشو فلان کنن تا ببینه چقدر فلانه. ـ حالا زن از کجا براش جور کنن تا فلان بشه! ـ خلاصه من اون روزا از مردم خودمون بیشتر ترسیدم که مثل بمب هیدور\نی پتاسنیل بالایی برای خشونت دارند. یعنی همگی در مقابل یا موقعیتی قرار بگیرند که باید دست به خشونت ببرند حکم خداوندی و عدالت الهی و اجتماعی و دادگاه و قاضی و خدایی وجود داره اون بالای سر و پیغمبر و شفاعتشو و دنیای محل گذر است و اینا همش کشکه که باید خشک خشک سابیدش. یا اصلا یه مثال دیگه. حکومت فعلی اومد روی کار زد همه یمخالفا رو قلع قمح کرد. حالا تو مترو و تاکسی و اتوبوس یارو میگه ایشالله ور بیافتند اینا همشونو بریزن تو دریا!! یا مرده میگه اگر بیام سر کار میدم همه ی آخوندا رو از فلان جاشون دار بزنند. من موندم این مملکت هی میخواد بکشه فقط. بعد من احمق باید با پدرم سر تمدن ایران زمین علی و باستانی بحث کنیم. پادشاهان پف یوز قدیم هم میکشتند تا به قدرت برسند و هر چی ساختند برای خودشون بوده و چیزی برای مردم ساختند!!! تنها ساخته دست بشر ایرانی برای یک حس انسانی فرهاد تراشه و بس. یا برای پادشاها ساخته شده یا برای خدا. موندم این مردم که تمدن گذشته شون ربطی بهشون نداشته و حالا هم که از تمدن با اینهمه خشونت دوریم و حتی خدا رو قبول نداریم. با سپاه ابرهه رو ول کردن به امون خدا ما داریم زور میزنیم برای یه گناهکار حکم هشت بار اعدام با له کردن صورت طرف زیر مشت لگد صادر میکنیم. خشونت داره موج میزنه و هممون یه جورایی جنایتکارای بالقوه ایم. ولی اینا هم دلیل نمیشه که ام تی وی گه خوریای زیاد نکرده باشه!


نويسنده: شهــــلا

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۳:۰۵

من با لرد Lord موافقم...

آخه شما خودت رو به احکام شرعی چیکار داری!
این ام تی وی هم غلط کرده به مسائل خانوادگی مملکت ما دخالت میکنه.


نويسنده: Lord

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۴۲

خب این مخالفت کلی ِ شما می تونه با قصاص و خیلی از احکام شرعی دیگه که حکم به کشتن مجرم می ده هم برقرار باشه ...
بعد هم آخرش بهت میگن آقا شما بسیار دل نازک و سطحی نگرید که فرق خشونت و پیشگیری و جلوگیری از ارتکاب به جرم و درس عبرت دادن را متوجه نشده اید! و مثل بعضیا همینطوری از روی احساسات انسان دوستانه گفتین مخالفم!


نويسنده: محمد

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۳۰

باید بگیم که با کشتار مخالفیم.
هر کس و هر کجا باشه فرقی نداره.
بچه هایی هستن که چشم انتظار پدر نشستن ولی اون دیگه بر نمی گرده.
خیلیا کشته میشن تا عده کمی به قدرت برسن.
اینه دنیای مدرن و دموکراسی امروزی.


نويسنده: mehrnoosh

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۲۵

we don't have een chiza in Iran .shoma ham ke can write a petiton for war and killing people .pas ghamet nabashe brother .ta mitoni tahrim kon ki be kie !


نويسنده: آفتاب پرست

شنبه، ۷ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۲۱

حالا یکی به من بگه نقش بلاگرها با قضیه ی سنگسار و خاتمی و شقیقه چیه؟!! نه واقعن مایلم که بدونم!! مردم چه بیکارن به خدا! ... تو خودتو ناراحت نکن. به مادر بچه ها سلام برسون.




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.