WEBLOG WEBLOG About Me Best Iranian Weblogs Last Updated Weblogs MAIN WEBLOG

صفحه اصلی

 

وبلاگ

 

وبلاگهای به روز شده

 

بهترين وبلاگهای ايرانی

ذخيره آدرس اينجا
آخرين نوشته ها      آرشيو      مقاله  « دوچرخه‌ی بی‌چرخ من |  خونه نو، بخور پلو! »
روزمره سه شنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۵
از چی بگم؟ از هسته؟ از کار؟ از سفر؟

الان بعد از مدتها يکی دو ساعت وقت آزاد دارم، گفتم راجع به مسائل روز اظهار نظر کنم. ولی چه نظری؟ چه کشکی؟ گفتم از کارم بنويسم، وقتی ياد اين چند روز می‌افتم مو به تنم سيخ می‌شه! گفتم از دردسر جديد تو آلمان که همانا حملات انتحاری است بنويسم، ياد تاخير‌های قطار‌ها می‌افتم.

گفتيم بعد از اينهمه سردواندن اروپايی‌ها امروز دکتر جواد يه پاسخ دندون‌شکن می‌ده که ما می‌خواهيم هسته داشته باشيم! ولی حيف که بعد از اينهمه بررسی تازه پيشنهاد مذاکره داده! بابا قال قضيه رو بکنيد، يا هسته داريد يا نه! مذاکره و بررسی کيلو چنده؟

از کار هم نگم بهتره. يک هفته فقط نقطه گذاشتم! شدم عين چارلی چاپلين تو فيلم عصر جديد. برای تست سيستم شبيه‌سازی شده «در» ماشين بايد حالت‌های مختلف تعريف می‌کرديم که روی هم صد و بيست حالت بود و هر کدوم دست کم بيست تا مرحله داشت. اين سيستم خودش صد و سه تا ورودی داره که برای تعريف حالت‌های مختلف، بايد تو برنامه مخصوص جلوی هر ورودی يه نقطه می‌گذاشتم. حالا فکرش رو کنيد دويست و چهل هزار نقطه گذاشتم. الان همتون رو نقطه نقطه می‌بينم (منظورم کامنت‌هاست)! آخه بابا جان باز و بسته کردن در ماشين اينهمه قر و فر نداره! از ايران خودرو ياد بگيرند که در ماشين‌هاش وقتی باز می‌شه ديگه بسته نمی‌شه!
اول قرار بود تا جمعه تمام تست‌ها رو تحويل بدم، ولی بغير از وارد کردن داده‌ها، خود تست کردن اينقدر بازی در آورد که مجبور شدم آخر هفته رو هم برم سر کار. ولی باز کفايت نکرد و با من بميرم و تو بميری تحويل پروژه رو انداختم به امروز. ديشب تا ساعت يک نصفه شب موندم سر کار تا تمومش کردم. البته فکر نکنم آخرش اين «در» واسه ماشينه «در» بشه!

بمب و سفر هم باشه واسه دفعه بعد. البته الان تو اخبار ديدم که يکی از مظنونین رو شناسايی کردند. حيف باشه پنجاه هزار يورو مژدگانی (!!!) از دستم پريد!

حالا تو اينهمه گرفتاری‌های کاری و بلاگ نيوزی يکشنبه بايد اسباب کشی کنيم. دلم واسه اين خونه تنگ می‌شه!


نوشته شده توسط سعيد حاتمی در ساعت ۲۲:۴۵

بالای صفحه (UP)  
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:


پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

نويسنده: سعید

یکشنبه، ۱۹ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۱:۲۸

تنوری.کام
ممنون از بازدیدت از تنوری.کام


نويسنده: محمد

چهارشنبه، ۱۵ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۲۲:۵۶

آقا شما خیلی لطف داری.
من خیلی ازت ممنونم.
ولی فکر می کنم اون کار بیشتر دردسر داشته باشه برای آدم تا اینکه کیف بده.
همش باید ببریشون خرید و پول خرج کنی.صرف نداره.


نويسنده: نسرین

سه شنبه، ۱۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۲۱

ممنون بلاخره پیدا شد با اپدیت شدن صفحه تون ممنونم


نويسنده: نسرین

سه شنبه، ۱۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۶

ولی ببخشید من هر چی لیستتون رو نگاه کردم اسم وبلاگمو ندیدم؟؟؟؟؟؟؟


نويسنده: نسرین

سه شنبه، ۱۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۵:۵۳

ممنون از زحماتتون لطف کردید و ممنون که خبرم کردید


نويسنده: او که«شعر » را خواب می بیند...

سه شنبه، ۱۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱۴

سلام آقای حاتمی..ممنون از اینکه به وبلاگ من سرزدید.انشالله هر جایی هستید موفق و ماندگار باشید...یا حق


نويسنده: نسیم

سه شنبه، ۱۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۹:۰۹

سلام خوبی سعید جان خانم بچه ها خوبند قرارمون شده ۱۵ سپتامبر البته ۱۷ میام برلین راستی اسباب کشی وبلاگی داری یا منزلی امیدوارم این دری که تو برنامه ریزی کردی بسته بشه


نويسنده: محمد

دوشنبه، ۱۳ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۵۲

سلام.
از حملات انتحاری نشنیده بودم.
کار عرباست؟


نويسنده: همدلی

یکشنبه، ۱۲ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۲

لينكستان رايگان - سه لينك از شما يك لينك از ما -


نويسنده: همدلی

یکشنبه، ۱۲ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۶:۰۱

آقا بخدا ما را سركار گاشتي جاهاي ديگه كه براي ارسال نظره كار نمي كنه به سايت ما هم كه سه هفته است لينك نمي دي لاقل بگو نمي دم خيال ما را راحت كن


نويسنده: عبدالله رضایی

یکشنبه، ۱۲ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۲:۲۴

سلام سعید جان
من آپم


نويسنده: زوربا

شنبه، ۱۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۱۱

سلام سعید جان... اول از همه خسته نباشی به خاطر کار... بعد هم باید در مورد هسته و مسته و اقا جواد خدمتت عرض کنم که عزیز من گذشت اون زمانی که ایرانی ها دروغ گفتن رو بلد نبودن...هر جا هستی برات شادی و سلامتی ارزو میکنم...شاد باشی


نويسنده: آرین دینازاد

شنبه، ۱۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۵۵

خیلی وقته در خیلی چیزا بسته نمی شه.. مثل در ماشین ها مون یا در دهن مردم مون..به هر حال امید وارم اونجا حالت خوب باشه..


نويسنده: سلطان

شنبه، ۱۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۰۷

فقط خواستم چیزی نوشته باشم . بعدا برات مطالب خوب خوب میفرستم.


نويسنده: همدلی

شنبه، ۱۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۰۳

آقا فكر كنم بخش نظر سنجي و ارسال سوال وبلاگهاي بروز دچار مشكله چون نمي تونم ارسال سوال كنم يعني سوالات درج نمي شه


نويسنده: مهدی ناطق

چهارشنبه، ۸ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۱:۲۰

آقا سعید تبریک به خاطر وبلاگ خوبت
برات یه پیشنهاد کار دارم
خوشهال میشم اگر باهات ملاقات کنم
ایمیل بزن یا تو وبلاگم پیغام بذار


نويسنده: مهدي

سه شنبه، ۷ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۵۸

سلام
خوشحالم از آشنایی تان. زنجانی عزیز لینکتان داده ام


نويسنده: متین

دوشنبه، ۶ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۵۱

اومدم عرض خدافظی کنم...! گود لاک.


نويسنده: سيمين روزگرد

یکشنبه، ۵ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۱۱

سلام...
والا به قول شما شاید این در آخرشم در نشه ولی حداقل از در خودروی ملی ما بهتر می شه!!!!!
راستی اسباب کشی واسه چی؟؟؟؟
قربانت:سیمین


نويسنده: کیوان

یکشنبه، ۵ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۳:۱۵

سعید جان سلام . من تازه وارد وبلاگ شما شده و می خوام بیشتر با تو و وبلاگت آشنا بشم. بهر حال خسته نباشی.


نويسنده: سعید گل ریحان

شنبه، ۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۰۴

تنوری.کام بهترین وب سایت فارسی


نويسنده: عبدالله رضایی

شنبه، ۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۱:۵۸

آقا ما آپیدیم
منتظریم


نويسنده: باران

شنبه، ۴ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۰۲

من جای تو بودم کار را ول میکردم


نويسنده: سعیدی

پنجشنبه، ۲ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۹:۵۵

سعید ازت خبری نبود نگرانت شدیم که خوشبختانه دیدم زن گرفتن نتیجه داده ! و شدی مرد زندگی ! امیدوارم هر چه زودتر مدارج ترقی را در این مسیر پیموده و پدری نمونه بشوی


نويسنده: آکام

پنجشنبه، ۲ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۳:۱۰

http://khabgahinvari.blogfa.com
وبلاگ دختران خوابگاه علم و صنعت


نويسنده: آفتاب پرست

پنجشنبه، ۲ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۴۱

آقا دیگه کم منبر میری. نصیحت نمیکنی. ما دلمون به کی خوش باشه آخه؟ ... سلام خدمت مادر بچه ها برسونین. اصلن شما چرا؟ مادر بچه ها! من خودم مستقیمن از اهمین تریبون اقدام کرده و سلام خود را اعلام میکنم. مواظب خود و پدر بچه ها باشین.


نويسنده: فرهاد

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۲۱:۴۶

حالا اگر این در برای ماشین در نشه برای شما که پول می شه ؟ یا اینکه آنهم نقطه نقطه میرسه!


نويسنده: خاله خورشید

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۴:۰۵

خاله جان این بلاگ نیوز شما رو ما که هیچ وقت نتونستیم باز کنیم. لطفا کلیدش رو به ما هم بدین.


نويسنده: مرتضی(عاشق شدی بیا )

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۴۱

سلام داش سعید
خیلی باحالی
عجب دزد با معرفتی بوده که فقط چرخاتو برده
آرزومند آرزوهای سبزتان...


نويسنده: Pantea

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۴۱

مرسی مهرنوش جونم، به خاطر لطفت. ضمنا منم فکر کنم نقش مهندس ناظر تو اسباب کشی خيلی بهم بياد!


نويسنده: محسن

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۳:۳۴

سلام خان دایی
چشم ما خشک شد به این صفحه تارنمای تو تا یک چیز جدید توش پیدا بشه!!!
حسابی هم خودتو گذاشتی سر کار هم این خلق الله رو. حالا چی شده دایی و خواهر زاده با هم دارید میدان رو ترک می کنید؟ یکی تون می موند میدونو حفظ می کرد. حتما ۱ دسته گلی به آب دادید روتون نمی شه اونجا بمونید. نکنه به بچه همسایه معجون مخصوص آب نهر و گچ تحریر عنایت فرمودید.


نويسنده: حامین

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۴۵

حالا اسباب کشی میکنی کجا میخوای بری؟!


نويسنده: mehrnoosh

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۴۵

با کامنت بالا هم موافقم .


نويسنده: mehrnoosh

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۴۵

با کامنت پایین موافقم . ضمن اینکه به خانوم سلام مخصوص برسون و سعی کن کارای سخت سخت تو اسباب کشی ازش نخوای . مهندس ناظرش کن !!!


نويسنده: دنیا

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۳۰

موفق باشی و خونه ی نو هم مبارک!


نويسنده: اهري

چهارشنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۱۹

برا اولین بار لوگو چشمک زنتون رو گذاشتم تو وبلاگم


نويسنده: اهري

سه شنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۱۵

تا بمب در نشه ، آدم به آدم نميرسه


نويسنده: علی

سه شنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۵ ساعت ۲۲:۵۸

سعید جان اگر دست تنهایی بگو تا بیام کمک برای اسباب کشی. البته ناهار چلو کباب با کوبیده اضافی یادت نره.




Copyright © 2003-2005, Saeed Hatami. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.